تبليغاتX
گروه آموزشی سیدا
HOME
صفحه اصلي
archieve Teamplate آرشیو Contact us
تماس با ما
blogfa
سایت بلاگفا

منو كاربري


با عرض سلام وادب خدمت شما دوستان عزیزم
این وب یک وب گروهی است که با همکاری دوستان عزیزم می خواهیم یک دنیای ارتباط خود با شما باشیم و بعضی از چیزهای که برای یک وب نویس و یک فرد مفید است در سیدا قرار دهیم همینجا از کسانی که دوست دارن در جم زیبا و خوب ما باشند دعوت میشود که در قسمت نظرها خود را معرفی کنند و با شناختی که پیدا می کنیم اورا به عنوان یک همکار و نویسند در سیدا مشاهده کنیم
دوستدار همه دوستان

آرشيو مطالب

نويسندگان

مدیر گروه
سیدا

استادان. همکاران

جستجوي

جستجوي "لطفا از کلمات کلیدی برای جستجو استفاده کنید !!!


لينك روزانه

آخرين مطالب

نظریه گروه درباره لینک و بنرها
یک تمپلیت بی نظیر برای جوملا و یک سیستم کامیونیتی
هیپنوتیزم چیست
آخرین شماره مجله دیجیتال آرت
آخرین تمپلیت جوملا از گروه جوملا آرت
نرم افزاری برای ساخت تمپلیت برای جوملا
یکی از بهترین ماژول های گالری عکس جوملا - نسخه حرفه ای کامل
راز عدد هفت كاخ ، هفت آفاق ، هفت سفره
رهنمودهايي چند در انتخاب همسر
میلاد حضرت علی مبارکباد
احمدي‌نژاد: داماد تهران منم؛ آراي تهران بزرگ مخدوش است
راه‌حلی جدید برای مشکل بی‌مویی
ماشین سگ شویی!! (+عکس)
بیانیه شماره 459 مهندس موسوی پیرامون انتخابات
ساختمان‌هاي ديدني جهان
نرم افزار نخستین مرورگر فارسی جهان با نام تیزبال
رازهای شخصیتی شما از زبان گل‌ها!
آموزش بدست آوردن عشــق!
انتخاب نام روستاها و محله ها برای فرزندان
عکس های واقعی دنیای مردگان در سیسیلی

فهرست

صفحه نخـــــست گروه سیدا
خـــانه كردن گروه آموزشی سیدا
پـست الکترونیک
آرشیو کل
RSS
تماس با ما

موضوعات

جوملا.قالب .مازول .کامپونت.پلاگین طالع بینی وضرب المثل مجموعه طنز و فيلم و اس ام عکس و دیدنیهای ایران شعر های عرفانی شعرهای مذهبی شعرهای نو جدید کلیپ صوتی کلیپ صوتی مذهبی کلیپ تصویری کلیپ تصویری مذهبی مطالب سیاسی مطالب اجتماعی مطالب مذهبی مطالب خانوادگی مطالب پزشکی کدهای جاوا کدهای موزیک کدهای برنامه وب معرفی قالب وبلاگ دانلود برنامه نت دانلود برنامه گرافیگی دانلود برنامه مدیا دانلودامنیتی ترفندهای اینترنت ترفندهای رایانه آموزش،ابزاروبلاگ نویسی فیلتر ش ک ن جدید موبایل .ترفندها. برنامه ها دانلود برنامه هک و آموزش دانستنیها مراجع تقلید معرفی سایتهاي مجاز و مفيد دانلود کتب مذهبی دانلود کتب الکترنیکی آثار شهید استاد مطهری کلیپ فلش خبری-گوشه دنیا دانلود نرم افزار سنتی ایران آموزش گوناگون رایانه و نت دانلود متفرقه آموزش آشپزی احادیث روز flash وب -2و دیکشنری روان شناسی و مهارتهای زندگی دکوراسیون منزل کودک و نوجوان

پيوند وبلاگ

اورچین 7
تک تمپ
سید
پنجره
مجادله
نوانديشان
سکوت
سکوتی لبریز باریدن
اینک ما...
وب آزاد
اتاق هومن
فقط بهترین
سينا گرافيگ
سرزمین آرزوها
بازي سرنوشت
رنگین کومنی
مرکز دانلود موبایل
وب مذهبي ائمه اطهار
اسلام .آيين زندگي.
گروه آموزشی شیعه
طراحي آزاد گرافيگ
نجاتگران امدادونجات
مولای تنها و غریبم!!!
امــنــیـــت در شبکه اینترنت
شاید این جمعه بیایدشاید
ای کاش سرنوشت جز ...
جوانان شهر شیران دلاور
موسسه علمی فرهنگی نینوا
صبح وصال.قلب شيشه اي
يا علي مدد.عاشقان امي
%%%% پاییز 86 %%%%
2+!2=5 به كسي چه مربوط
موبایل رایگان
دهکده تخصصی موبایل و رایانه
OSAP (اُساپی)
قالبهای زیبا برای وب و وبلاگ
کشکول
همدم تنهایی
عشاق الرضا(ع)
سیاهرگ بزرگ موسیقی ایران
خموشانه
جامعترین كتابخانه مجازي
گروه آموزشي و دانلود كارآمد
عاشقانه ترين 7 فيلم تاريخ
به وبلاگ من خوش امديد
پايگاه اسلامي شيعه
گلچين
معجزه قران و ادعيه
فيد ساز
سکوتی لبریزباریدن
گروه اموزشی شیعه
بیابانها و کویرهای ایران
جادوی سبز
مشق عاشقی
عجايب جهان و موجودات فضایی
سالار کابلی دوست عزیزم
مقاله.ترفند و آموزشهای کاربردی کامپیوتر
نجوم و فیزیک
پایگاه خبری تحلیلی رهوا
پایگاه فرهنگی صبح امید
گالری عکس متفاوت بگیر

آمار سايت

كاربران آنلاين: نفر
تعداد بازديدها:

وضعيت مدير در ياهو

تبلیغات سایت

سایت خبری مذهبی تحلیلی رهوا سایت موعود سایت سید طب ایرانی صبح امید سایت فردا گروه آموزشی سیدا سایت  گالری عکس متفاوت بگیر www.seieda.ir
میلاد حضرت علی مبارکباد
سلام خدمت دوستان محترم و عزیز خودم و باقی همکاران عزیز میلاد مولا علی علیه السلام را به تمام دوستان و شیعیان جهان تبریک میگویم

5

عاشقان روزتان مبارک



نوشته شده توسط سیدا | لينک ثابت |در ساعت23:5|
چرا از آیه قرآن نتیجه نمی‎گیرم

چرا از آیه قرآن نتیجه نمی‎گیرم

قرآن الکریم

شخصی حضور امام صادق (ع) مشرف شد و گفت: در قرآن دو آیه است كه من طبق دستور آن دو آیه عمل می‎كنم، ولی نتیجه نمی‎‎گیرم.

امام صادق (ع) فرمود: آن دو آیه كدام است؟

او عرض كرد:

1- «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَكُمْ».

(دعا كنید مرا، كه من دعای شما را مستجاب می‎كنم).[1]

2- «وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ وَ هُوَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ».

(و هر چیزی را كه در راه خدا انفاق كنید خدا جای آن را پر می‎كند و او بهترین روزی دهندگان است).[2]

من دعا می‎كنم، دعایم به استجابت نمی‎رسد، و انفاق می‎كنم ولی عوضش را نمی‎بینم.

امام صادق (ع) در مورد آیه اول فرمود: آیا فكر می‎كنی كه خداوند از وعده خود تخلّف كند؟

او عرض كرد: نه.

فرمود: پس علّت عدم استجابت دعا چیست؟

او عرض كرد: نمی‎دانم.

امام فرمود: ولی من به تو خبر می‎دهم، كسی كه اطاعت خدا كند در آنچه امر به دعا كرده، و جهت دعا را رعایت كند، دعایش اجابت خواهد شد.

 



:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت15:55|
شهادت امام حسن عسگری بر همه مسلمانان جهان تسلیت باد
همیشه بدانیم چشم خدا ناظر اعمال ماست و سایه مرگ در انتظار پس تا میتوانیم خوبی کنیم به همه ، خدمت کنیم به پدر و مادر و خانواده ، شغلمان را کارهای تولیدی انتخاب کنیم و به دنبال شغل های آسان و واسطه گری و خدماتی و کارمندی نباشیم و پول حلال کسب کنیم ، از دوستانی که ما را یاد شیطان و شیاطین می اندازند دوری کنیم ، هدف و برنامه برای آینده درخشان داشته باشیم .... هرکس در کارها به خدا توکل کند و همت داشته باشد پیروز است.

 

 چند حدیث و توصیه از امام حسن عسگری ع

 

لَیسَتِ العِبادَةُ کَثرَةَ الصیّامِ وَ الصَّلوةِ وَ انَّما العِبادَةُ کَثرَةُ التَّفَکُّر فی أمر اللهِ.
عبادت کردن به زیادی روزه و نماز نیست، بلکه (حقیقت) عبادت، زیاد در کار خدا اندیشیدن است.
(تحف العقول، ص448)

من آنَس بِالله اِستوحَشَ مِنَ النّاس
کسی که با خدا مانوس باشد، از مردم گریزان گردد.
(مسند الامام العسکری، ص287)

جُعِلتِ الخَبائِثُ فی بَیت وَ جُعِل مِفتاحُهُ الکَذِبَ
تمام پلیدی ها در خانه ای قرار داده شده و کلید آن دروغگویی است.
(بحار الانوار، ج78، ص377)

کَفاکَ ادبا تَجنُّبُکَ ما تَکرهُ مِن غَیرکَ
در مقام ادب همین بس که آنچه برای دیگران نمی پسندی، خود از آن دوری کنی.
(مسند الامام العسکری، ص288)

ان الوصول الی الله عزوجل سفر لا یدرک الا بامتطاء اللیل.
وصول به خداوند عزوجل سفری است که جز با عبادت در شب حاصل نگردد.
(مسند الامام العسکری، ص290)

التواضع نعمة لایحسد علیها
تواضع و فروتنی نعمتی است که بر آن حسد نبرند
(تحف العقول، ص489)

لَیسَ مِنَ الاَدَبِ اِظهارِ الفَرَح عِندَ المَحزونِ
اظهار شادی نزد غمدیده، از بی ادبی است.
(تحف العقول، ص489)

المومن بركة علی المومن و حجة و علی الكافر
مومن برای مومن بركت و برای كافر، اتمام حجت است.
(تحف العقول، ص489)

لا تُمار فَیذْهَبَ بَهاوُكْ وَ لا تمازحْ فَیجْتَرَاُ عَلَیكَ
جدال مكن كه ارزشت می رود و شوخی مكن كه بر تو دلیر شوند.
(تحف العقول ص 486)

اَشَدُّ النّاس اجتهاداً مَنْ تَرَكَ الذُّنوبَ.
كوشنده ترین مردم كسی است كه گناهان را رها سازد.
(تحف العقول ، ص 489)



نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت0:44|
توصيه براي زندگي بهتر
توصيه براي زندگي بهتر: 1- بيائيد گناه نكنيم زيرا هرچه كم گناهتر = زندگي بالذت تر و بدون درد سر تر = پس پيش به سوي موفقيت و خدا با گناه نكردن    2-  در باطن بهتر از ظاهرت باش    3- خوش خلق باش     4-  آنچه فايده ندارد ترك كن و انجام نده     5- و بدان از دنيا آن براي تو ميماند كه به كار آخرتت آيد پس فريب مال دنيا را نخور و دنبال پول كثيف و مال حرام نرو و به همه خوبي كن    6- تا ميتواني كار كن تا محتاج هيچ كس نشوي

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت1:0|
عرض تسلیت بمناسبت رحلت رسول اکرم(ص)و امام حسن مجتبی(ع)

 

مومن خوشرویی اش در چهره است و اندوهش در دل. پیامبر(ص)


چنان با مردم مصاحبت داشته باش که دوست داری با تومصاحبت داشته باشند.امام حسن مجتبی(ع)





نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت1:39|
توصیه امام زمان (عج)به خواندن صحیفه سجادیه

                    توصیه امام زمان (عج)به خواندن صحیفه سجادیه

                                         صحیفه سجادیه

به نقل از سایت ویژه امام سجاد (علیه السلام) ؛ محدث عظیم و سالک وارسته مرحوم مجلسی اول می‌فرماید: « در اوایل جوانی مایل بودم نماز شب بخوانم اما نماز قضا بر عهده‌ام بود و به همین دلیل احتیاط می‌کردم و نمی‌خواندم. خدمت شیخ بهائی رحمه الله عرض نمودم، فرمود: « نماز قضا بخوان.» اما من با خود می گفتم نماز شب خصوصیات خاص خود را دارد و با نمازهای واجب فرق می‌کند. یک شب بالای پشت بام خانه ام در خواب و بیداری بودم که امام زمان علیه السلام را در بازار خربزه فروشان اصفهان در کنار مسجد جامع دیدم. با شوق و شعف نزد او رفتم و سوالاتی کردم از جمله خواندن نماز شب. فرمود:« بخوان!»

عرض کردم:« یا بن رسول الله، همیشه دستم به شما نمی‌رسد! کتابی به من بدهید که به آن عمل کنم.»

فرمود:« برو از آقا محمد تاج کتاب بگیر!» در خواب گویا او را می‌شناختم؛ رفتم کتاب را از او گرفتم و مشغول خواندن بودم و می‌گریستم که از خواب بیدار شدم.

از ذهنم گذشت که شاید محمد تاج همان شیخ بهائی است و منظور امام از تاج، این است که شیخ بهایی ریاست شریعت را در آن دوره به عهده دارد.

نماز صبح را خواندم و خدمت ایشان رفتم. دیدم شیخ با سید گلپایگانی مشغول مقابله ی صحیفه سجادیه است.

ماجرا را برایش نقل کردم. فرمود:« انشاءالله به چیزی که می خواهی می‌رسی.»

یک شب بالای پشت بام خانه ام در خواب و بیداری بودم که امام زمان علیه السلام را در بازار خربزه فروشان اصفهان در کنار مسجد جامع دیدم. با شوق و شعف نزد او رفتم و سوالاتی کردم از جمله خواندن نماز شب. فرمود:« بخوان!»

بعد ناگهان یاد جایی که امام را در آن ملاقات کرده بودم، افتادم و به کنار مسجد جامع رفتم. در آنجا آقا حسن تاج را دیدم که از آشنایان قدیم بود. مرا که دید گفت:« ملا محمد تقی! من از دست طلبه ها به تنگ آمده‌ام. کتاب را از من می‌گیرند و پس نمی‌دهند. بیا برویم خانه یک سری کتب به تو بدهم.» مرا به خانه‌اش برد، در اتاقی را باز کرد و گفت:« هر کتابی را که می‌خواهی بردار!»

کتابی را برداشتم؛ ناگهان دیدم همان کتابی است که دیشب در خواب دیده بودم. « صحیفه سجادیه » بود. به گریه افتادم. برخاستم و بیرون آمدم.

گفت:« باز هم بردار!»

گفتم:« همین بس است.»

پس شروع نمودم به تصحیح و مقابله و آموختن صحیفه سجادیه به مردم. و چنان شد که از برکت این کتاب، بسیاری از اهل اصفهان مستجاب الدعوه شدند.

مرحوم مجلسی دوم می‌فرماید:« مجلسی اول چهل سال از عمر خود را صرف ترویج صحیفه کرد و انتشار این کتاب توسط او باعث شد که اکنون خانه‌ای نیست که صحیفه در آن نباشد. این حکایت بزرگ باعث شد بر صحیفه شرح فارسی بنویسم که عوام و خواص از آن بهره‌مند شوند.»


منابع:

امام شناسی، ‌ج 15، ص 49و 50

بحارالانوار،‌ ج 110‌، ص 51 به بعد



نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت19:42|
خداوند ۱۵ خصلت به نمازگرزار عنایت میکند
خداوند ۱۵ خصلت به نمازگرزار عنایت میکند

درلئالی الاخبار از رسول خدا ص روایت شده که نماز برای میت در قبر به صورت شخص نورانی خوش صورتی ظاهر وانیس و مونس او در قبر میشود و آتش جهنم را از او دفع میکند.

پیامبر ص فرمودند: کسی که نمازهای پنج گانه را در موقع خود حفظ کند و رکوع و سجود نماز را تمام به جا اورد خداوند مهربان سه خصلت در دنیا .سه خصلت در موقع مردن .سه خصلت در قبر. سه خصلت در محشرو سه خصلت در صراط به او عطا میکند.

اما ان سه خصلتی که در دنیا به شخص نمازگزار میدهد:

۱-عمر او را زیاد میکند.

۲-مال و اموال او را زیاد میکند.

۳-اولاد صالح او را زیاد میکند.سه خصلتی که موقع مردن به او میدهد:

۱- از ترس او را ایمن میدارد.۲- از هول مرگ نجاتش میدهد.

۳- او را داخل بهشت میبرد.(بهشت برزخی)

سه خصلتی که در قبر به او میدهد:

۱- سوال نکیر و منکر را بر او اسان میگرداند.

۲- قبر او را وسیع میکند.

۳- دری از درهای بهشت به روی او گشوده میشود.

سه خصلتی که در محشر به او عطا می فرماید:

۱- صورت او مثل ماه نور میدد.

۲- نامه عملش را به دست راستش میدهند.

۳- حساب را بر او اسان میگرداند.

سه خصلتی که در گذشتن از صراط به او میدهد:

۱-خداوند از او راضی میشود.

۲- به او سلام میکند.

۳- نظر رحمت به او میفرماید.



نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت0:44|
10چیز که خداوند در مورد آن ها
 خداوند از تو نخواهد پرسید که چه اتومبیلی سوار می شدی، بلکه از تو خواهد پرسید که چندنفر را که وسیله نقلیه نداشتند به مقصد رساندی؟

2. خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چندمتر بود، بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوشامد گفتی؟

3. خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس هایی در کمد داشتی، بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوشاندی؟

4. خداوند از تو نخواهد پرسید بالاترین میزان حقوق تو چقدر بود، بلکه از تو خواهد پرسید آیا سزاور گرفتن آن بودی؟

5. خداوند از تو نخواهد پرسید عنوان و مقام شغلی تو چه بود، بلکه از تو خواهد پرسید آیا آن را به بهترین نحو انجام دادی؟

6. خداوند از تو نخواهد پرسید چه تعداد دوست داشتی، بلکه از تو خواهد پرسید برای چندنفر دوست و رفیق بودی؟

7. خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی می کردی، بلکه از تو خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی؟

8. خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود، بلکه از تو خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی؟

9. خداوند از تو نخواهد پرسید چرا این قدر طول کشید تا به جست و جوی رستگاری بپردازی، بلکه با مهربانی تو را به جای دروازه های جهنم، به عمارت بهشتی خود خواهد برد.

10. خداوند از تو نخواهد پرسید که چرا این مقاله را برای دوستانت نخواندی، بلکه خواهد پرسید آیا از خواندن آن برای دیگران در وجدان خود احساس شرمندگی می کردی؟



نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت22:25|
صبر واقعی
یک جامعه شناس بزرگ و معروف برای انجام یک سخنرانی به یکی از شهرهای بلغارستان رفت.سخنرانی که تمام شد ۴۸ ساعت فرصت داشت تا دیدنی های شهر را ببیند.. و اما یکی از همراهانش گفت:<استاد چرا به دیدن مردی زاهد که بیست سال است در کوه زندگی میکند نمیروید؟> استاد جامعه شناس هنگامی که این خبر را شنید خیلی مشتاق شد و به کوه رفت و پس از چند ساعت صخره پیمایی به محل زندگی زاهد رسید. مرد زاهد مهمانش را به داخل برد و با آب و نان پذیرایی ساده ای از او کرد سپس پرسید:< که هستید از کجا میایید .شغلتان چیست و به کجا میروید؟>مهمان گفت:<بنده خدا هستم و شغلم این است که مردمان ناشناس را بشناسم از مکانی نی ایم که پشتم به آنجاست و جایی میروم که صورتم به آن روست!زاهد کوه نشین با غرور زیاد گفت:<این پاسخی احمقانه با ظاهری فیلسوفانه است!جامعه شناس ملول نشد و تبسمی کرد و گفت:و<شما در این بیست سال چه میکنید؟>زاهد پاسخ داد:<<بیست سال است صبر پیشه کرده ام تا آنجا که امروز قدیس شده ام !>>

جامعه شناس خندید <<اگر صبر کردن دلیل قداست باشد همه صبوران عالم مقدس هستند به نظرم  میرسد که شما مردم را فریب داده اید!>> مرد زاهد با خشم پاسخ داد:<<چگونه به خود اجازه میدهید زاهدی که قداست را جستجو میکند ناراحت کنید؟>>جامعهشناس برخاست وگفت:<<اگر یک شوخی ساده باعث میشود صبری را که بیست سال تمرین کرده اید از دست بدهیدشک نکنید که این بیست سال را به بطالت گذرانده اید.>>



نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت22:27|
1. لفظ «رحيم» كه از اسماء الحسني براي خداوند است چند بار در قرآن آمده است؟ 2. واژه «صلوة» (نماز ـ دعا) چند بار در قرآن ذكر شده است؟

3. كلمة «آخرت» چند بار در قرآن آمده است؟

4. كلمه «دنيا» چند مرتبه در قرآن مجيد ذكر شده است؟

5. واژه «يوم» (روز) چند بار در قرآن بيان شده است؟

6. واژه «شهر» (ماه) چند مرتبه در قرآن آمده است؟

7. لفظ «رحمان» چند بار در قرآن ذكر شده است؟

8. كدام كلمه است كه در تمام سوره‌ها بيان شده است؟

9. كلمه «سوره» در قرآن چند بار بكار رفته است؟

10. كلمة «قلم» چند بار در قرآن آمده است؟

11. واژه «آيات» چند بار در قرآن ذكر شده است؟

12. كلمه «عنكبوت» چند بار در قرآن آمده است؟

13. واژه «الناس» (مردم) چند مرتبه در قرآن بيان شده است؟

14. كلمه «وليتلطف» در كجاي قرآن قرار گرفته است؟

15. چه تعداد از اسماء الحسني در قرآن آمده است؟

16. كلمه «تلاوت» (خواندن ـ پيروي كردن) چند بار در قرآن آمده است؟‌

17. كلمه «حساب» چند مرتبه در قرآن بكار رفته است؟

18. لفظ «رحيم» در چند يك از سوره‌ها بيان شده است؟

19. لفظ جلاله «الله» چند بار در قرآن بيان شده‌ است؟

20. كلمه «امام» در قرآن چند بار آمده است؟

21. كلمه‌هاي «حيات و موت» هركدام چندبار در قرآن بيان شده‌اند؟


پاسخها

1. لفظ رحيم «114» بار در قرآن ذكر شده است.

2. واژه صلواة «67» بار در قرآن آمده است.

ادامه مطلب کلیک کنید



:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت9:19|
پوشش مگر لذت دارد ؟

به نام او

بنام پروردگار عشق و

به نام خدائی که حضرت زهرا (س) را آفرید

تا مقام والای زن را به جهانیان نشان دهد

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

 

پوشش مگر لذت دارد ؟

 

 

نمی دانید واقعا نمی دانید چه لذتی دارد وقتی

 سیاهی چادرم دل مردانی را که چشمشان به دنبال

خوش رنگ ترین زن هاست را می زند

 

نمی دانید که چه لذت بخش است وقتی وارد مغازه ای می شوم

 و می پرسم آقا این ها قیمتش چنده ؟ و فروشنده جوابم را نمی دهد

 دوباره می پرسم آقا این ها چنده ؟

جوابی نمی شنوم کمی که دقت می کنم می بینم

فروشنده محو موهای مش کرده و بیرون آورده شده زن دیگری است

و اصلا هیچ نگاه و توجهی به من ندارد

خوشحال می شوم و از مغازه بیرون می روم

 

نمی دانید چه لذتی دارد وقتی مرد هائی که به خیابان می آیند

تا با دیدن دختر خانم های آرایش کرده و نیمه برهنه لذت ببرند

ذره ای به من نگاه نمی کنند و محل نمی گذارند

 

نمی دانید واقعا چه لذتی دارد وقتی شاد و سرخوش

در خیابان قدم می زنم درحالی که دغدغه این را ندارم که

 شاید گوشه ای از زیبائی های ساختگیم پاک شده باشد

 تا خود را با دلهره به نزدیک ترین محل امن برسانم و خود را کنترل کنم

 و زیبائی از دست رفته ام را به صورتم  باز گردانم

 



:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت23:0|
نقشه‌ي 25 گنج بزرگ دنيا

نقشه‌ي 25 گنج بزرگ دنيا

كليد

امام صادق كسي است كه خود به اين گنجها دست يافته است.  پس آدرسهايش همه درست است.

با دقت، پايت را جاي پاي امام بگذار و برو تا تو هم برسي.

بسم الله:

امام صادق عليه‌السلام فرمودند:

1- طلبتُ الجنة، فوجدتها في السخأ:بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در بخشندگي و جوانمردي يافتم.

2- و طلبتُ العافية، فوجدتها في العزلة:و تندرستي و رستگاري را جستجو نمودم، پس آن را در گوشه‏گيري (مثبت و سازنده) يافتم.

3- و طلبت ثقل الميزان، فوجدته في شهادة «ان لا اله الا الله و محمد رسول الله»: و سنگيني ترازوي اعمال را جستجو نمودم، پس آن را در گواهي به يگانگي خدا تعالي و رسالت حضرت محمد (صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) يافتم.

4- و طلبت السرعة في الدخول الي الجنة، فوجدتها في العمل لله تعالي: سرعت در ورد به بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در كار خالصانه براي خداي تعالي يافتم.

5- و طلبتُ حب الموت، فوجوته في تقديم المال لوجه الله: و دوست داشتن مرگ را جستجو نمودم، پس آن را در پيش فرستادن ثروت (انفاق) براي خشنودي خداي تعالي يافتم.

 

برگ عيشي به گور خويش فرست        كس نيارد ز پس، تو پيش فرست

 

6- و طلبت حلاوة العبادة، فوجدتها في ترك المعصية: و شيريني عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در ترك گناه يافتم.

7- و طلبت رقة القلب، فوجدتها في الجوع و العطش: و رقت (نرمي) قلب را جستجو نمودم، پس آن را در گرسنگي و تشنگي (روزه) يافتم.

8- و طلبت نور القلب، فوجدته في التفكر و البكأ: و روشني قلب را جستجو نمودم، پس آن را در انديشيدن و گريستن يافتم.

9- و طلبت الجواز علي الصراط، فوجدته في الصدقة: و (آساني) عبور بر صراط را جستجو نمودم، پس آن را در صدقه يافتم.

10- و طلبت نور الوجه، فوجدته في صلاة الليل:و روشني رخسار را جستجو نمودم، پس آن را در نماز شب يافتم.

11- و طلبت فضل الجهاد، فوجدته في الكسب للعيال: و فضيلت جهاد را جستجو نمودم، پس آن را در به دست آوردن هزينه زندگي زن و فرزند يافتم.

12- و طلبت حدب الله عزوجل، فوجدته في بغض اهل المعاصي:و دوستي خداي تعالي را جستجو كردم، پس آن را در دشمني با گنهكاران يافتم.

13- و طلبت الرئاسة، فوجدتها في النصيحة لعبادالله: و سروري و بزرگي را جستجو نمودم، پس آن را در خيرخواهي براي بندگان خدا يافتم.

14- و طلبت فراغ القلب، فوجدته في قلة المال: و آسايش قلب را جستجو نمودم، پس آن را در كمي ثروت يافتم.

15- و طلبت عزائم الامور، فوجدتها في الصبر:و كارهاي پر ارزش را جستجو نمودم، پس آن را در شكيبايي يافتم.

16- و طلبت الشرف، فوجدته في العلم: و بلندي قدر و حسب را جستجو نمودم، پس آن را در دانش يافتم.

17- و طلبت العبادة فوجدتها في الورع: و عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در پرهيزكار يافتم .

18- و طلبت الراحة، فوجوتها في الزهد:و آسايش را جستجو نمودم، پس آن را در پارسايي يافتم.

19- و طلبت الرفعة، فوجدتها في التواضع: برتري و بزرگواري را جستجو نمودم، پس آن را در فروتني يافتم.

20- و طلبت العز، فوجدته في الصدق: و عزت (ارجمندي) را جستجو نمودم، پس آن را در راستي و درستي يافتم.

21- و طلبت الذلة، فوجدتها في الصوم: و نرمي و فروتني را جستجو نمودم، پس آن را در روزه يافتم.

22- و طلبت الغني، فوجدته في القناعة: و توانگري را جستجو نمودم، پس آن را در قناعت يافتم.

 

قناعت توانگر كند مرد را          خبر كن حريص جهانگرد را

 

23- و طلبت الانس، فوجدته في قرائة القرآن: و آرامش و همدمي را جستجو نمودم، پس آن را در خواندن قرآن يافتم.

24- و طلبت صحبة الناس، فوجدتها في حسن الخلق: و همراهي و گفتگوي با مردم را جستجو نمودم، پس آن را در خوشخويي يافتم.

25- و طلبت رضي الله، فوجدته في برالوالدين: و خوشنودي خدا تعالي را جستجو نمودم، پس آن را در نيكي به پدر و مادر يافتم.


مستدرك الوسائل، ج 12، ص 173 - 174، ح 13810.



نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت0:14|
رابطه شب قدر با حجت زمان و امام عصر(عج)

رابطه شب قدر با حجت زمان و امام عصر(عج)

گروه آوزشی سیدا

و همين محدث مورد وثوق از حضرت امام باقر(ع) نقل كرده، كه وقتي از حضرتش پرسيدند: آيا شما مي‌دانيد كه ليلة القدر كدام شب است؟ حضرت فرمودند:
چگونه ندانيم، و حال آن‌كه در شب قدر فرشتگان برگرد ما طواف مي‌كنند.3



:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سیدا | لينک ثابت |در ساعت14:32|
فوايد روزه

روزه يكي از احكام انسان ساز اسلام است، كه آگاهي از همه فوايد و پي بردن به فلسفه كامل آن همچون ساير احكام الهي براي انسان عادي ممكن نيست، دانش محدود بشر نميتواند راهگشاي همه اسرار نهفته باشد و انديشه را به پاسخ همه مجهولات رهنمون شود، شايد روزي دانش انسان به حدي از كمال برسد كه دريچه تازه اي بر روي بشر بگشايد و حكمتها و دستورات اسلام را باز شناسد......

بنابراين ندانستن فلسفه احكام الهي نبايد ما را از انجام آن باز دارد و موجب نا فرماني و عصيان شود، چرا كه اين اطاعت كوركورانه نيست، بلكه بر علم و يقين تكيه دارد زيرا مسلمانان ميدانند كه خداي جهان بر همه چيز دانا و از همه چيز آگاه است و نقص و نيازي در ذات متعال او نيست كه از اعمال سودي بخواهد يا از زياني بهراسد، خداي مهربان خير محض است و براي بندگان خود جز خير و سعادت نميخواهد، پس اگر به چيزي فرمان ميدهد خير و سعادت ما در آن است و كمال و تعالي ما بدان بستگي دارد و هر چيزي را نهي ميفرمايد براي ما زيان بخش است و بر مصالح مادي و معنوي ما لطمه ميزند.

 

فوايد روزه

روزه فوايد جسمي و روحي فراوان دارد، شفا بخش جسم و توان بخش جان است، پاك كننده آدمي از رذايل حيواني، در ساختن فرد صالح و اجتماع بسامان بسيار موثر است، در تهذيب و تزكيه نفس و رهاندن انسان از روزمرگي و واماندگي در نياز هاي تن تأثير بسزايي دارد. فوايد طبي و بهداشتي روزه كه از سودمنديهاي كوچك اين فريضه انسان ساز است به حدي است كه شايد نياز به توضيح و تكرار نداشته باشد و بيشتر مردم كم و بيش از آن آگاهند. ما به اختصار به گوشه اي از اين فوايد انسان ساز اشاره ميكنيم: معده و دستگاه گوارش از اندام پركار بدن آدمي است، با سه وعده غذا كه معمول مردم است؛ تقريباً در همه ساعات دستگاه گوارش به هضم و تحليل و جذب و دفع مشغول است. روزه باعث ميشود از يكسو اين اعضا استراحت كنند و از فرسودگي مصون بمانند و نيروي تازه اي بگيرند و از سوي ديگر ذخاير چربي كه زيانهاي مهلكي دارند تحليل رفته و كاسته شوند.

در روايات اسلامي حتي به فوايد جسمي روزه نيز تصريح شده تا برخي از سست عنصران، اگر نه با ايمان كامل لااقل با توجه به فوايد بهداشتي روزه اين فريضه ثمر بخش را بجاي آورند و از سودمنديهاي گوناگون آن در حد خود بهره ور شوند. پيامبر گرامي اسلام در همين رابطه فرموده اند: «صوموا تصحوا» روزه بگيريد تا سالم بمانيد. و نيز در روايات بسياري پيشوايان گرامي اسلام فرموده اند: «معده آدمي خانه بيماريهاي اوست و پرهيز از غذا درمان آن است»

بقیه ادامه مطلب



:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت23:30|
آیا شیطان وجود دارد ؟….. و آیا خدا شیطان را خلق کرد؟……

استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به يك چالش ذهنی کشاند.

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:”بله او خلق کرد”

استاد پرسید: “آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟”

شاگرد پاسخ داد: “بله, آقا”

استاد گفت: “اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست , خدا نیز شیطان است”

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: “استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟”

استاد پاسخ داد: “البته”

شاگرد ایستاد و پرسید: “استاد, سرما وجود دارد؟”

استاد پاسخ داد: “این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ “

شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.

مرد جوان گفت: “در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد.” شاگرد ادامه داد: “استاد تاریکی وجود دارد؟”

استاد پاسخ داد: “البته که وجود دارد”

شاگرد گفت: “دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکي هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد.”

در آخر مرد جوان از استاد پرسید: “آقا، شیطان وجود دارد؟”

زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: “البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست.”

و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکي که در نبود نور می آید.

نام مرد جوان يا آن شاگرد تيز هوش كسي نبود جز ، آلبرت انیشتن !



نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت15:7|
ميلاد امام حسين (ع) را به همه مسلمانان جهان تبريك ميگويم

میوه بهشتی


مرحوم مجلسی گوید: در بعضی از نوشته های اصحاب ما (امامیه) دیدم که به صورت مرسل از گروهی صحابه نقل شده که گفته‌اند:

پیامبر خدا وارد منزل فاطمه زهرا سلام الله علیها شد و فرمود: فاطمه! پدرت امروز مهمان توست.

فاطمه عرض کرد: پدرجان حسن و حسین از من خوردنی می خواهند، چیزی نمی یابم تا بخورند.

سپس پیامبر وارد شد و با علی و حسن و حسین و فاطمه علیهم السلام نشست، فاطمه متحیر بود نمی دانست چه کند.

پیامبر-كه درود خدا برو باد- مدتی به آسمان نگاه کرد. در این هنگام جبرئیل نازل شد و عرض کرد: ای محمد، خدای علیّ اعلی سلامت می‌رساند و تو را به درود و اکرام خود ویژه داشته، می‌فرماید: به علی و فاطمه و حسن و حسین -علیهم السلام- بگو از میوه‌های بهشتی چه چیزی را دوست می‌دارند؟

پیامبر فرمود: ای علی، ای فاطمه، ای حسن و ای حسین پروردگار عزیز می‌داند که شما گرسنه‌اید، از میوه‌های بهشتی کدام را دوست دارید؟

آنان از روی شرم از پیامبر سکوت کرده، چیزی نگفتند. پس حسین علیه السلام (سکوت را شکسته) و عرض کرد: با اجازه شما! باباجان، و مادرجان، و با اجازه شما، برادرجان ای حسن، من (می خواهم) یکی از میوه های بهشتی را برگزینم.

همگی فرمودند: حسین جان هر چه می خواهی بگو که ما به آنچه تو برای ما برگزینی خرسندیم، حسین عرض کرد: ای رسول خدا به جبرئیل بگو: ما رطب تازه می خواهیم.

پیامبر فرمود: خدا این را می دانست، سپس (رو به فاطمه نموده) فرمود: فاطمه! برخیز و وارد آن اتاق شو و هر چه در آن بود بیاور.

جبرئیل نازل شد و عرض کرد: ای محمد، خدای علیّ اعلی سلامت می‌رساند و تو را به درود و اکرام خود ویژه داشته، می‌فرماید: به علی و فاطمه و حسن و حسین -علیهم السلام- بگو از میوه‌های بهشتی چه چیزی را دوست می‌دارند؟

فاطمه علیها السلام وارد شده دید طبقی بلورین با روپوش سبز بهشتی -که در آن رطب تازه است- با آنکه فصلش نبود در آنجا نهاده شده است. (آنرا برداشته نزد پیامبر آورد).

پیامبر-صلوات الله علیه- فرمود: فاطمه جان! این از کجا آمد؟

فاطمه همان جواب مریم را (که در قرآن مجید آمده است) داد و عرض کرد: از جانب خداست، همانا خدا هر که را بخواهد بی حساب روزی می دهد.

پیامبر برخاست و آن را گرفته پیش روی همه نهاد، سپس فرمود: بسم الله الرحمن الرحیم، آنگاه دانه‌ای خرما برداشته در دهان حسین نهاد و فرمود "نوش جان و گوارایت ای حسین"

خرمای دیگری برداشت و آن را در دهان حسن نهاد و فرمود "نوش جان و گوارایت ای حسن". سومین خرما را برداشته در دهان فاطمه زهرا نهاد و فرمود: "نوش جان و گوارایت ای فاطمه زهرا".

سپس چهارمین خرما را برداشت و آن را در دهان علی نهاده، فرمود: "نوش جان و گوارایت ای علی". باز به علی خرمای دیگری داد و فرمود " نوش جان و گوارایت ای علی".

سپس شتابان از جا برخاست، بعد نشست.

چون چهارمین خرما را كه برداشته و در دهان علی نهادم، از جانب خداوند ندایی شنیدم که می‌گوید: نوش جان و گوارایت ای علی. من هم طبق ندای حق تعالی آن را گفتم

پس همگی از آن خرما خوردند همین که دست کشیدند و سیر شدند آن مائده آسمانی به آسمان برخاست (و ناپدید شد).

فاطمه عرض کرد: پدر جان امروز چیز عجیبی از شما دیدم، پیامبر فرمود: ای فاطمه! خرمایی که در دهان حسین نهادم و گفتم: گوارایت ای حسین، از این رو بود که شنیدم میکائیل و اسرافیل به او می‌گویند: گوارایت ای حسین. من نیز همچون آنان گفتم.

خرمای دوم را برداشته در دهان حسن نهادم، شنیدم جبرئیل و میکائیل به او می‌گویند: گوارایت ای حسن. من نیز مثل آنان گفتم.

خرمای سوم را که برداشته در دهان تو- ای فاطمه- نهادم، شنیدم حوریان بهشتی- در حالی که شادمان، از بلندای عوالم بهشتی بر ما اشراف داشتند- به تو می‌گویند: گوارایت باد، ای فاطمه، من نیز طبق آنان آنرا گفتم.

چون چهارمین خرما را كه برداشته و در دهان علی نهادم، از جانب خداوند ندایی شنیدم که می‌گوید: نوش جان و گوارایت ای علی. من هم طبق ندای حق تعالی آن را گفتم.

باز به علی خرمای دیگری دادم، دوباره ندای حق را شنیدم که می گوید: نوش جان و گوارایت ای علی.

سپس به خاطر گرامی داشت حضرت پروردگار (شتابان) برخاستم. پس شنیدم می فرماید: ای محمد! به عزت و جلالم سوگند اگر از هم اکنون تا روز قیامت، دانه دانه خرما به علی می دادی، من پیوسته به او می گفتم: نوش جان و گوارایت ای علی.

فرهنگ جامع سخنان امام حسین؛ ترجمه علی مؤیدی



نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت14:44|
عابد هفتاد ساله
                              

عابد هفتاد ساله


کتاب بحار الانوار از اصول کافی از حضرت صادق (علیه السلام ) نقل میکند :



عابدی بود که همیشه سرگرم عبادت و بندگی و اطاعت حق را می نمود ، به قدری در عبادتش کوشا بود که شیطان هر کاری میکرد که او را از عبادتهایش سست کند نتوانست ، آخر الامر نعره ای زد بچه هایش اطرافش جمع شدند ، گفتند تو را چه شده که فریاد می زنی ؟ گفت : از دست این عابد عاجز شده ام ، آیا شما راهی سراغ دارید ؟ یکی از آن شیطانها گفت : من او را وسوسه می کنم که به شهوت آید و زنا کند . شیطان گفت : فایده ندارد ، زیرا اصل میل به زن در او کشته شده ، دیگری گفت : از راه خوراکیهای لذیذ او را می فریبم تا به حرام خواری و شراب کشیده شود و او را هلاک کنم . گفت : این هم فایده ای ندارد، زیرا در اثر ریاضت چند ساله شهوت خوراکی نیز در او کشته شده است.


سومی گفت : از راه عبادت ! همان راهی است که می توانم او را با آن گول بزنم. شیطان گفت : آفرین مگر از راه تقدس کاری کنی . بالاخره نتیجه این دارالشوری این شد که خود همین شیطانک ماموریت پیدا کرد (در اغلب متدینین از همین راه و نظائرش وارد میشود)


شیطانک به صورت جوانی شد و آمد در صومعه عابد را زد ، آمد در صومعه را باز کرد دید یک جوان است . آقا چه می خواهی ؟


شیطان گفت : من جـوان مسـلـمانی هستم ولی متاسـفانه پدر و مادر من گـبـر و بت پرست هستند و نمی گذارند من نماز بخوانم و عبادت کنم ، شنیده بودم عابدی در اینجا مشغول عبادت است و صومعه ای دارد گفتم بیایم نزد شما و بهتر به بندگی ام برسم . مگر شما نمی خواهید تمام مردم خدا پرست شوند یکی از آنها من هستم . عابد ناچارا" راهش داد ، آمد جلوی عابد ایستاد به نماز خواندن .


خواند و خواند و خواند تا نزدیک غروب ، عابد روزه دار بود سفره کوچکی پهن کرد و به جوان تعارف کرد ، جوان گفت : نه نمی خورم حالا دیر نمی شود ، " الله اکبر " ایستاد به نماز ، عابد یک مقدار نان خشک خورد و دوباره به نماز ایستاد بعد خوابش گرفت به جوان گفت : بیا یک مقدار استراحت کن . جوان گفت: نه ، " الله اکبر" و دوباره نماز ، عابد یک مقدار خوابید ، نصفه های شب بیدار شد ، دید این جوان بین زمین و آسمان نماز می خواند ، عابد گفت : عجب عابدتر از من هم هست که به این مقام از نماز رسیده است و اصلا" خسته نمی شود .


این چه شوقی و چه نیروئی است که خدا به این جوان داده که غذا نخورد و خواب نداشته باشد و دائما" به عبادت مشغول باشد ؟ بالاخره گفت بروم از او سوال کنم که چه کرده که به این مقام رسیده ؟ شیطانک سرگرم بود و اصلا اعتنائی به عابد نمی کرد ، تا سلام نماز را می داد فورا" به نماز بعدی سرگرم می شد ، تا بالاخره عابد او را قسم داد که فقط سوالی دارم جواب مرا بده ، شیطانک صبر کرد وعابد پرسید چه کردی که به این مقام رسیدی؟!


گفت : این که من به این مقام رسیدم به واسطه گناهی بود که مرتکب شدم و بعد هم توبه کردم و حالا هر وقت یاد آن گناه می افتم توبه می کنم و در عبادتم قویتر می شوم و صلاح تو را هم در همین می بینم که بروی زنا کنی و بعد توبه نمائی تا به این مقام برسی .


عابد گفت: من چطور زنا کنم اصلا" راه این کار را نمی شناسم و پول هم ندارم، شیطانک دو درهم به او داد و نشانی محله فاحشه را به او داد . عابد از کوه پائین رفت و به شهر داخل شد و از مردم سراغ خانه فاحشه را گرفت . مردم گمان کردند که او می خواهد آن زن را ارشاد و راهنمائی کند . جایش را نشان دادند وقتی که بر فاحشه وارد شد پول را به او عرضه داشت و تقاضای حرام نمود .


اینجا لطف خدا به یاری عابد می آید و به دل فاحشه می اندازد که او را هدایت کند . زن به سیمای عابد نگریست ، دید زهد و تقوی از آن می بارد ، آمدنش به اینجا عادی نیست . از او پرسید : چطور شد به اینجا آمدی ؟ گفت : چه کار داری تو پول را بگیر و تسلیم شو. زن گفت : تا حقیقت را نگوئی تسلیم تو نمی شوم ؟! بالاخره عابد به ناچار جریان را گفت ، زن گفت : ای عابد هر چند به ضرر من است و من الان به این پول نیاز دارم ولی بدان این شیطان بوده که تو را به سوی من راهنمائی کرده است .


عابد گفت : او به من قول داده که به مقام او برسم . زن گفت : نه چنین است که تو می گوئی ، ای عابد از کجا معلوم که پس از زنا توفیق توبه پیدا کنی ، یا توبه ات پذیرفته شود و یا یک وقت در حال زنا عزرائیل آمد و جانت را گرفت تو جواب خدا را چه خواهی داد ؟ یا اینکه جنب از حرام بودی و فرصت برای غسل و توبه و انابه پیدا نکردی ، جواب حق را چه خواهی داد ؟! از آن گذشته پارچه پاره نشده بهتر است یا پاره شده و وصله کرده شده ؟!


این شیطان بوده که تو را فریفته ، عابد باز نپذیرفت . زن در آخر کار گفت : من در اینجا هستم و برای این شغل آماده هستم تو برگرد اگر دیدی آن جوان همانجاست و همین طور سرگرم عبادت است بیا من در خدمتت هستم . ( البته دزد تا شناخته شد فرارمی کند ، تا مؤمن فهمید که این وسوسه شیطان است در می رود )


وقتی که به صومعه بر می گردد می بیند کسی نیست ، دانست که این ملعون خواسته او را در چه دامی بیندازد ، از کرده خود پشیمان و نادم گشته و توبه می نماید و به عبادت مشغول می شود و آن زن را نیز دعا می کند .


مروی است که شب آخر عمر آن زن فاحشه رسید و از دنیا رفت . صبح به پیغمبر آن زمان وحی رسید که به تشییع جنازه او برود ، وقتی که بر در خانه زن می رسد ، مردم می گویند : ای پیغمبر برای چه به در خانه این فاحشه می آیی میگوید برای تشیع جنازه زنی از اولیاء حق آمده ام . مردم می گویند او زن فاحشه ای بیش نبود .

پیغمبر سرش را بسوی آسمان میکند و می گوید ای خدا تو می گوئی یکی از اولیاء من مرده جنازه اش را تشییع کن ، مردم می گویند این زن فاحشه بوده قضیه چیست ؟ خطاب رسید ای پیغمبر هم مردم راست می گویند و هم من ، چون این زن تا چند وقت پیش فاحشه بوده اما آن عابد را از گناه دور می کند و بعد از رفتن عابد در خانه را می بندد و پشت در می نشیند و کلاه خود را قاضی می کند و می گوید ای بدبخت و بیچاره تو به عابد گفتی شاید در حال زنا عزرائیل به سراغت آید و تو توفیق تئبه کردن پیدا نکنی ، چه خاکی بر سر خواهی ریخت ؟ تو که خودت از او پست ترهستی ، تو خود یک عمر دامنت کثیف و آلوده است . تو چرا توبه نمی کنی شاید یک وقت عزرائیل به سراغ تو هم بیاید ، با دامن آلوده جواب خدا را چه خواهی داد ؟ از آن شب توبه کرد و از گناه بر گشت . نادم و پشیمان گردید و با ما آشتی کرد و مشغول عبادت گردید .


نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت1:31|
قرآن را گونه ای بخوانیم که مفهومش را درک کنیم


یک پيرمرد آمريکايي مسلمان همراه با نوه کوچکش در يک مزرعه در کوههاي شرقي کنتاکي زندگي ميکرد. هرروز صبح پدربزرگ پشت ميز آشپزخانه مي نشست و قرآن مي خواند. نوه اش هر بار مانند او مي نشست و سعي مي کرد فقط بتواند از او تقليد کند. يه روز نوه اش پرسيد : پدربزرگ من هر دفعه سعي مي کنم مانند شما قرآن بخوانم ، اما آن را نمي فهمم و چيزي را که نفهمم زود فراموش مي کنم و کتاب را مي بندم ! خواندن قرآن چه فايده اي دارد؟

پدر بزرگ به آرامي زغالي را داخل بخاري گذاشت و پاسخ داد : اين سبد زغال را بگير و برو از رودخانه براي من يک سبد آب بياور. پسر بچه گفت : اما قبل از اينکه من به خانه برگردم تمام آب از سوراخهاي سبد بيرون مي ريزد!؟ پدر بزرگ خنديد و گفت : " آن وقت تو مجبور خواهي بود دفعه بعد کمي سريعتر حرکت کني." و او را با سبد به رودخانه فرستاد تا سعي خود را بکند .

پسر سبد را آب کرد و سريع دويد ، اما سبد خالي بود قبل از اينکه او به خانه برگردد. در حالي که نفس نفس مي زد به پدربزرگش گفت که حمل کردن آب در يک سبد غير ممکن بود و رفت که در عوض يک سطل بردارد .

پيرمرد گفت : من يک سطل آب نمي خواهم ، من يک سبد آب مي خواهم ، تو فقط به اندازه کافي سعي خود را نکردي . و او از در خارج شد تا تلاش دوباره پسر را تماشا کند . اين بار پسر مي دانست که اين کار غير ممکن است ، اما خواست به پدر بزرگش نشان دهد که اگر هم او بتواند سريعتر بدود باز قبل از اينکه به خانه باز گردد آبي در سبد وجود نخواهد داشت . پسر دوباره سبد را در رود خانه فرو برد و سخت دويد ، اما وقتي که به پدربزرگش رسيد سبد دوباره خالي بود.نفس نفس زنان گفت : ببين! پدربزرگ ، بي فايدست . پيرمرد گفت : باز هم فکر مي کني که بي فايدست ؟ به سبد نگاه کن.

پسر به سبد نگاه کرد و براي اولين بار فهميد که سبد فرق کرده بود ، سبد زغال کهنه و کثيف حالا به يک سبد تميز تبديل شده بود؛ داخل و بيرون آن. پسرم ، چه اتفاقي مي افتد وقتي که تو قرآن مي خواني . تو ممکن است چيزي را نفهمي يا به خاطر نسپاري ، اما وقتي که آن را مي خواني تو تغيير خواهي کرد؛ باطن و ظاهر تو و اين کار الله است در زندگي ما.

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت1:25|
خصوصیات فردی آن حضرت (ص)

سیره اخلاقی و رفتار رسول اکرم صلی الله علیه و آله

خصوصیات فردی آن حضرت (ص)

شیخ صدوق در معانی الاخبار از حضرت امام حسن مجتبی(ع) روایت کرده است که : پیامبر اکرم(ص) درچشم هر بیننده با عظمت و موقر بود، روی نیکویش چون ماه تابان درخشنده ، قامتش متوسط، سری بزرگ و متناسب ، مویی پیچیده، صورتی سفید و نورانی، پیشانی پهن و فراخ، ابروانی کمانی و کشیده، محاسن پرپشت، گونه های برجسته، دهان کوچک و متناسب، دندانها چون مروارید سفید و منظم، گردن نقره فام، اعضا و جوارح متناسب، و دست و پا کشیده بود. قدمها را از زمین آهسته بلند می کرد و به آرامی بر زمین می گذاشت. چشمهای مبارکش به زمین بیشتر متوجه بود و به کسی خیره نمی شد. هر کس را می دید به س­لام ابتدا می کرد.




:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت7:11|
بعثت و اهداف آن
بعثت و اهداف آن

«بعثت‏» انقلاب بزرگ برضد جهل، گمراهى، فساد و تباهى است. و سزاوار منت‏گذارى خداوند و در بردارنده حكمت و تربیت است. بحث درباره آن گسترده، عمیق و از زوایاى مختلف قابل بررسى است.در این نوشتار به مباحثی از جمله آغاز بعثت، نخستین آیات نازل شده، منت گذاری خدا برای بعثت و فلسفه و اهداف بعثت می پردازیم.

 

:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت7:6|
واقعیت ‏بعثت از نگاه اهل بیت علیهم السلام
واقعیت ‏بعثت از نگاه اهل بیت علیهم السلام

بعثت پیغمبر اسلام یا برانگیخته شدن آن حضرت به مقام عالى نبوت و خاتمیت، حساس‏ترین فراز تاریخ درخشان اسلام است. بعثت پیغمبر درست درسن چهل سالگى حضرت انجام گرفت. پیغمبر تا آن زمان تحت مراقبت روح القدس قرار داشت، ولى هنوز پیك وحى بر وى نازل نشده بود. قبلا علائمى ازعالم غیب دریافت مى‏داشت، ولى مامور نبود كه آن را به آگاهى خلق هم برساند.




:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت7:4|
«حِرا، مطلع وحی»

«حِرا، مطلع وحی»

             
تألیف : مهدی پیشوایی

در شماره 9 میقات، با زندگینامه و آثار علمی محمد حسین هیكل (1267-1335 هـ .)، نویسنده و روزنامه نگار نامدار و معاصر مصری آشنا شدیم و كتاب «فی منزل الوحی» او را كه از ارزنده ترین سفرنامه های حج است، به اجمال معرفی كرده ترجمه بخش هایی از آن را از نظر خوانندگان ارجمند گذراندیم، اینك ترجمه بخشی دیگر از كتاب یاد شده را می آوریم:


كسی كه به قصد حج وارد مكه می شود، نخستین و مهمترین هدف او كعبه و حرم است. مردم پس از انجام مناسك حج و طواف و سعی، تا در مكه اقامت دارند، كعبه و حرم همچنان برای آنها محل عبادت است. امّا بسیاری از آنها پس از زیارت كعبه، عازم زیارت قبور اهل بیت پیامبر می شوند. این قبور و زیارتگاه ها در گذشته، هم از طرف حكومت های حجاز مورد توجه و تقدیس بوده، هم از طرف زائران و همه مسلمانان جهان. امّا از زمانی كه نجدی ها (وهابیان) در حجاز به حكومت و قدرت رسیدند، قداست این گونه بقعه ها را منكر شده و زیارت آنها را پرستش و شرك به خدا شمردند. آنان مساجد و بقعه هایی را كه گذشتگان در این اماكن ساخته بودند، تخریب كردند و در بعضی از آنها مأمورینی گماشتند و درها را بستند! امّا حضور مأموران، مردم را از زیارت قبور اهل بیت بازنداشت و درهای بسته نتوانست از اظهار علاقه مردم و توقف در كنار آنها و دعا و استغفار برای آن خفتگان و قرائت فاتحه برای ارواحشان جلوگیری كند!
جاذبه غار حرا

 گروهی از حاجیان نیز به دیدن كوه حرا و غاری كه برفراز آن قرار گرفته، علاقه دارند امّا پس از استقرار حكومت و سلطه نجدی ها، كه بقعه بالای این كوه را خراب كردند، از تعداد این گروه كم شده است. كاهش تعداد دیدار كنندگان از حرا، در وضع قهوه خانه ای كه در كنار قلّه حرا قرار داشته و نیز در وضع راهی كه صعود كنندگان را به قلّه می رساند، اثر گذاشته است، زیرا قهوه خانه كه در كنار مخزن آبی قرار داشته و آب باران در آن جمع می شده، بكلی از بین رفته است. راه نیز غیر قابل استفاده شده و صعود از آن دشوار گردیده است در نتیجه تعداد صعود كنندگان به قلّه حرا بسیار كاهش یافته و دیگر كسی مشقت صعود از آن راه دشوار را تحمل نمی كند.




:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت6:58|
انگیزه و آثار بعثت از دیدگاه امام خمینی(ره)

انگیزه و آثار بعثت از دیدگاه امام خمینی(ره)

بزرگترین حادثه عالم

زمان ها خودشان هیچ مزیتی ندارند بعضی بر بعضی، زمان یک موجود ساری متحرک است و متعین و هیچ فرقی ما بین قطعه ای با قطعه ای دیگر نیست. شرافت زمان ها یا نحوست زمان ها به واسطه قضایائی است که در آنها واقع می شود. اگر چنانچه شرافت زمان به واسطه حادثه ای است که در آن زمان واقع می شود، باید عرض کنم که روز بعثت رسول اکرم(ص) در سرتاسر دهر " من الازل الی الابد" روزی شریفتر از آن نیست، برای اینکه حادثه ای بزرگتر از این حادثه اتفاق نیفتاده است . حوادث بسیار بزرگی در دنیا اتفاق افتاده است.

بعثت انبیا بزرگ، انبیاء اولوالعزم و بسیاری از حوادث بسیار بزرگ، لکن حادثه ای بزرگتر از رسول اکرم در عالم وجود نیست غیر از ذات مقدس حق تعالی و حادثه ای بزرگتر از بعثت او هم نیست. بعثتی که بعثت رسول ختمی است و بزرگترین شخصیت های عالم امکان و بزرگترین قوانین الهی، و این حادثه در یک همچو روزی اتفاق افتاده است و این روز را بزرگ کرده است و شریف، و همچو روزی ما دیگر درازل و ابد نداریم و نخواهیم داشت.




:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت6:52|
پیامبر رحمت
پیامبر رحمت

شبه جزیره عربستان جدای از اینکه دارای انسجام واقتدار حکومتی نبود، انواع جرم ها، جنایت ها، خرافات و ... در آن موج می زد.هرچند که بیان مفصل موقعیت اجتماعی، سیاسی، اخلاقی و اقتصادی به درازا می کشد واین مطلب چیزی است که کتب معتبر تاریخی و اشیاء کشف شده باستانی برآن صحه می گذارد، اما در اینجا جمله ای از امام علی(ع) در وصف مردمان آن روزگار را می آوریم که ازهر متنی گویاتر است:




:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت6:51|
مديحه امام علي (ع)
 

امام علی (علیه السلام)

1. مهدی اکبری

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 علی ابن ابيطالب هو الحيدر 169 0:01:19



:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت21:54|
اعتکاف چیست؟
اعتکاف چیست؟

 

مقدمه :

هرگز نمی توان ارزش همه زمانها را برابر دانست، چنان که نمی توان همه مکانها را برابر شمرد. برخی زمانها و مکانها ارزشی والا دارند. ماه رجب ارزشمند است، ماه سلوک و زدودن زنگارهای شیطانی از آیینه دل است؛ ماه ولایت و برافروختن چراغ معرفت در شبستان وجود است؛ ماه رجب گاهِ اعتکاف است. در این ماه، که هنگامه تحول است، عاکفان کوی دوست، با حضور در صحن و سرای دوست، پله های سلوک را پیموده و پله پله به خدا نزدیکتر می شوند. معتکف روزه اش، نمازش، حضورش در مسجد و دیگر اعمالش مایه تقرب است. در خانه دوست، سفره ایی از مغفرت و بخشایش گسترده شده و عاکف با صیقل روح و روان، زنگار گناه از دل می زداید و مهیای ضیافت بزرگ در ماه وصال می گردد. ماهی که عشاق از سفره پرفیض الهی، لقمه های راز بر می چینند و عطر قرآن از ژرفای دل بار یافتگان، مشام جان را می نوازد.

اعتکاف پرورش جسم و جان است، انسان آمیزه ای است از این دو و نیازمند پرورش در ابعاد وجودی خود؛ انسان به دنبال سعادت و کمال است، روح انسان نیازمند نیایش است، مناجاتی شیرین و زیبا، هم کلامی موجودی ضعیف با منشأ قدرتها. از آغاز خلقت تا صحنه رستاخیز، راز و نیاز زیباترین هنر آدمی است.

غفلت بد است در برخی موارد بدتر؛ جریان زمان در گذر است و با از دست دادن آهی ماند و افسوسی که به هیچ نیرزد. انسان دشمنی دارد در اوج حیله گری، با چنین دشمنی هوشیاری باید و سرعت در خیرات؛



:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت21:50|
اس ام اس های علوی

اس ام اس های علوی

1

مکه پر شور و شعف/ کعبه می گیرد شرف
قبله را قبله نما/ آمده میر نجف

میلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت،اسد الله الغالب، علی بن ابیطالب، مبارک باد.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

2

ناگهان یک صبح زیبا آسمان گل کرده بود
خاک تا هفت آسمان، بغض تغزل کرده بود


حتم دارم در شب میلادت، ای غوغاترین!
حضرت حق نیز در کارش تأمل کرده بود


هر فرشته، تا بیایی، ای معمایی ترین!
بال های خویش را دست توسل کرده بود



:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت21:47|
اعتكاف؛ راهی برای انس با خدا
اعتكاف؛ راهی برای انس با خدا

انسان موجودى است ‏سالك و پویا به سوى معبود حقیقى خویش و از هر راهى كه برود و هر مسیرى را كه در زندگى انتخاب كند، سرانجام به لقاى معبود خویش مى‏رسد:

« یا ایها الانسان انك كادح الى ربك كدحا فملاقیه (انشقاق/‏6 )؛ اى انسان! تو با تلاش و رنج ‏به سوى پروردگارت مى‏روى و او را ملاقات خواهى كرد.»



:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت21:45|
انديشه ‏هاى اجتماعى - سیاسی

انديشه ‏هاى اجتماعى - سیاسی

 

عدالت اجتماعى

وحدت مسلمين

آيين حكومت دارى

هدف ونحوه حکومت

بيت المال مسلمین

زن از ديدگاه على(ع)

مردم از ديدگاه امام على (ع)

نهج البلاغه و مساله حكومت

اصلاح، سياست اصولى امام

آزادى از ديدگاه امام على(ع)

جهاد و ضرورت آن از ديدگاه امام على(ع)


نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت21:44|
اعمال ایّام البیض(14،13، 15 رجب)
اعمال ایّام البیض(14،13، 15 رجب)

 

دعا و نیایش

شب سیزدهم

مستحب است در هر یك از ماه رجب و شعبان و رمضان، در شب سیزدهم دو ركعت نماز اقامه شود که در هر ركعت حمد یك مرتبه و یس و تَبارَكَ المُلْكُ و توحید خوانده شود و در شب چهاردهم چهار ركعت یعنی دو نماز دو رکعتی به همان كیفیّت و در شب پانزدهم شش ركعت به سه سلام به همان كیفیّت . از حضرت صادق علیه السلام روایت است كه هر كس این اعمال را انجام دهد همه فضایل این سه ماه را دریابد و همه گناهانش غیر از شرك آمرزیده شود.

 

:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت21:43|
فضائل على عليه السلام در قرآن

فضائل على عليه السلام در قرآن


 

  دانش و فرهنگ امام

  آگاهى على عليه السلام

  حب على عليه‏السلام در قرآن

  انفاق و ايثار على عليه السلام

  فداكارى بى نظيردر ليلة المبيت

  کرم و بخشش على عليه السلام

  جايگاه على در قرآن در رابطه با پيامبر (ص)

  پيك ونماينده مخصوص پيامبرصلى الله عليه و آله و سلم

  على عليه السلام نفس پيامبر است به شهادت قرآ

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت21:41|
لیلة الرغائب چگونه شبی است؟
لیلة الرغائب چگونه شبی است؟

"رجب"، ماه خداست؛ ماه پر بركتی است كه اعمال بسیاری برای آن ذكر شده است.

پیامبراكرم صلوات الله علیه فرمود: هر كس یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، مستوجب خشنودی خدا می شود و غضب الهی از او دور می گردد و دری از درهای جهنم بر روی او بسته می شود. 


:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت21:40|
یک پلک تحیر

یک پلک تحیر

 

مقدّمه‏

شأن نزول عشق‏

تفسير كعبه‏

تسبيح سكوت‏

مسافر عشق‏

به جرم جهل‏

ميراث ‏دار زخم‏

تلاطمى در مرداب‏

از امانت تا امين‏

منابع و مآخذ



نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت21:37|
تأملی در دعای ماه رجب
تأملی در دعای ماه رجب

 

شخصی به نام سجاد، خدمت پیشوای ششم، حضرت امام صادق علیه السلام رسید و عرض كرد: برای ماه رجب به من دعایی یاد بدهید كه خداوند متعال مرا به آن نفع ببخشد. امام صادق علیه السلام فرمودند: این دعا را هر روز از ماه رجب بعد از نمازهای یومیه بخوان:

" یا من ارجوه لكل خیر. و آمن سخطه عند كل شر. یا من یعطی الكثیر بالقلیل، یا من یعطی من سئله. یا من یعطی من لم یسئله و من لم یعرفه تحننا منه و رحمه. اعطنی بمسئلتی ایاك جمیع خیرالدنیا و جمیع خیرالاخره واصرف عنی بمسئلتی ایاك جمیع شرالدنیا و شرالاخرة. فانه غیر منقوص ما اعطیت. و زدنی من فضلك یا كریم، یا ذالجلال و الاكرام یا ذالنعماء والجود یا ذا المن و الطول، حرم شیبتی علی النار." 

 

:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت21:36|
سیره و انديشه‏ اخلاقى امیرالمومنین(علیه السلام)

سیره و انديشه‏ اخلاقى امیرالمومنین(علیه السلام)


توبه‏ 

تقوى‏

ايمان‏

اخلاص

صداقت

تزكيه نفس

خوف و رجاء

نگرش به دنيا

وفاى به عهد

ساده ‏زيستى‏

كرامت انسانى‏

عبادت و نيايش‏

زهد و پارسایی

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت21:34|
سیری در آداب ماه شریف رجب
سیری در آداب ماه شریف رجب

اين ماه ، ماه بسيار شريفى است ؛ به اين جهت كه : از ماههاى حرام مى باشد، از اوقات دعا مى باشد و حتى در زمان جاهليت به اين مطلب مشهور بوده و مردم آن زمان منتظر اين ماه بوده اند تا در آن دعا كنند.

اين ماه ، ماه اميرالمؤ منين (عليه السلام ) مى باشد؛ شب اول آن يكى از چهار شبى است كه تاءكيد به زنده نگهداشتن آن به عبادت شده است . درباره روز نيمه آن آمده است كه محبوبترين روزها نزد خداوند بوده و زمان انجام عمل ((استفتاح )) است كه در ادامه به طور مفصل خواهد آمد. همچنين روز بيست و هفتم اين ماه ، مبعث حضرت رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى باشد. روزى كه زمان ظهور رحمت خداوند است . چيزى كه از اول خلقت تا كنون مانند آن ديده نشده است . اين گوشه اى از فضايل اين ماه است . در اينجا مراقبت ها و آداب اين ماه را ذكر مى كنيم .

 

:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت21:33|
فضایل و مناقب امیرالمومنین عليه السلام در بیان معصومین

 فضایل و مناقب امیرالمومنین عليه السلام در بیان معصومین


  از زبان پيامبر صلى الله عليه و آله 

  معرفی على عليه السلام از زبان على

  سیره علوی از زبان امیرالمومنین علیه السلام 

 على عليه السلام در بيان معصومين

  در منابع روايى اهل سنت



نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت21:32|
فصل رحمت و مغفرت

پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله :

" رجب ، " ریزان" نامیده شده است ، چرا كه در این ماه ، رحمت خداوند بر امت من فرو می ریزد."

رجب از راه می رسد، قدر حضورش را بدانید كه ناگاه خواهیم دید در حال وداع است.

بهارعاشقان و دلدادگان حریم كبریایی فرا رسیده است. ماه رجب فصل روئیدن جوانه های عاشقانه زیستن و ماه شست و شوی دل و جان از زنگارهای گناه و غفلت ، و آماده شدن برای ورود به ضیافت الله اعظم است. كسانی كه دل درگرو محبت خدا نهاده اند، لحظه شماری می كنند تا با ورود به ماه رجب وبهره مندی از بركات آن، به درك فیوضات ماه عظیم شعبان موفق شوند و پس از آن بتوانند مدال  لیاقت ورود به ضیافت الهی در ماه رمضان را دریافت نمایند.

ماه رجب ، سراسر نور و فضیلت و رحمت است. شب اول آن كه جزء چهار شب برتر سال است و شب زنده داری در آن كه بسیار مورد تاكید قرار گرفته ، لیلة الرغائب( اولین شب جمعه ماه) و میلاد ابوالائمه امیرالمومنین علیه السلام تا شب نیمه رجب و ایام مبارك " بیض" كه راهیان طریق سلوك به اعتكاف و مناجات با رب جلیل می نشینند وبیست و هفتم رجب كه رحمت الهی ظهور كرد و محمد مصطفی صلی الله علیه و آله به رسالت مبعوث شد.

رعایت كنندگان حرمت ماه رجب و عاملین به اعمال آن را " رجبیون" نامند. همانا كه در قیامت فرشته ای ندا می دهد:" أین الرجبیون" ، كجایند افرادی كه ماه رجب را محترم شمرده و اعمالی از آن را انجام داده اند.

آنان بندگان خالصی هستند كه در دنیا و در میان مردم بی نام و نشان زندگی می كنند و آنگاه كه ماه رحمت فرا می رسد خود را در نهر نورانی رجب شست و شو می دهند و با دلی صاف و بی آلایش و پاكیزه از غفلت ها، كینه ها و گناهان،خود را برای نزول رحمت های الهی مهیا می كنند.

امام خمینی (ره ) ، این عارف بالله در مورد ماه رجب می فرماید:

" شرافت ماه رجب در زبان ها ، در بیان ها، درعقلها و در فكرها نگنجد. رجب ماه دعا و استغفار است و سفارش زیادی به استغفار در این ماه شده است."

روزه داری دراین ماه ، مورد تأكید قرار گرفته و پاداش فراوانی برای روزه داران به خصوص در روزهای اول، وسط و آخر ماه وعده داده شده است.

حال این ماییم واقیانوسی از معنویت كه قدم در بهار آن گزارده ایم تا با همتی خدایی خود را در برابر نفخه الهی كه دراین فصل، وزیدن می گیرد قرار دهیم و با دل كندن از تعلقات دنیایی، مقدمات ورود به جاده سلوك را فراهم ساخته و رنگ خدایی بگیریم.

امید است آنگاه كه دستان خود را بر آستان الهی بلند می نمائید و به مناجات كه زیباترین تجلی روح انسانی است، می پردازید ما را از دعای خیر خویش محروم ننمائید.



نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت21:30|
على‌ ( ع‌ ) زندگانى‌ حضرت‌

 

على‌ ( ع‌ ) زندگانى‌ حضرت‌


1.مقدمه
2. كيفيت‌ ولادت‌ 
3. دوران‌ كودكى‌
4. بعثت‌ پيامبر ( ص‌ ) و حضرت‌على‌ ( ع‌ )   
5. حضرت‌ على‌ ( ع‌ ) نخستين‌ ياور پيامبر ( ص‌ )  
6. حضرت‌ على‌ ( ع‌ ) بعد از هجرت‌
7. حضرت‌ على‌ ( ع‌ ) داماد رسول‌اكرم‌ ( ص‌ ) 
8. غدير خم‌
9. حضرت‌ على‌ ( ع‌ ) بعد از رحلت‌ رسول‌اكرم‌ ( ص‌ )
10. خلافت‌ حضرت‌ على‌ ( ع‌ )
11. شهادت‌ امام‌ على‌ ( ع‌ )

  مقدمه‌

تمام‌ انسانها در زندگى‌ خويش‌ از فراز و نشيب‌ برخوردارند و با مشكلات‌مختلفى‌ مواجهند .افراد معمولا در برخورد با مشكل‌ دچار ضعف‌ و ناتوانى‌ مى‌گردند و سعى‌ مى‌كنند با كمك‌ و راهنمايى‌ درد آشنايان‌ خود را از مهلكه‌ نجات‌ دهند و با يافتن‌ " الگوها " در هر زمينه‌اى‌ ، و سپس‌ تبعيت‌ از آن‌ ، وظ‌ايف‌ خويشتن‌ را بخوبى‌ انجام‌ دهند و مشكلات‌ و دردهاى‌ خويش‌ را تسكين‌ بخشند . يكى‌ از اين‌ اسوه‌ها پيامبراكرم‌ ( ص‌ ) است‌ كه‌ قرآن‌ مجيد هم‌ اين‌ حضرت‌ را ( 1 ) به‌ همين‌ نام‌ معرفى‌ مى‌فرمايد .


 

:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت21:29|
و خداوند علی(علیه السلام) را آفرید ...

و خداوند علی(علیه السلام) را آفرید ...

... جمعه بود، و سیزدهم ماه رجب از سال دهم قبل از بعثت. جهان با لحظه حساس تاریخ خود، هنوز ده سال فاصله داشت، باید این لحظه حساس با بعثت رسول خدا تکوین یابد و نقطه عطفی در تاریخ بشریت بوجود آورد. نقطه ای که دنیای کهنه و فرسوده را از دنیای جدیدش جدا کند. خداوند در تدارک مقدمات این جهش تاریخی بود.

 

:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت21:27|
فضائل ماه رجب

هفتمین ماه از سال هجری قمری رجب نام دارد که نباید فضیلت آن را به بوته فراموشی سپرد زیرا در میان ماههای دوازده ‏گانه تنها و بدون ائتلاف با ماههای دیگر از حرمت و قداست ‏برخوردار می ‏باشد، در واقع چهار ماه در قرآن کریم با تعبیر «حرم‏» یعنی برخوردار از حرمت ‏یاد شده است که یکی از آنها فرد است که رجب نام دارد و در آن قتال و کشتار حرام می ‏باشد.

رسول اکرم (ص) فرموده ‏اند: «رجب ماه بزرگ خداست و هیچ ماهی در حرمت و فضیلت‏ به پایه آن نمی ‏رسد و قتال با کافران در این ماه حرام است، آگاه باشید که رجب ماه پروردگار است و شعبان ماه من و ماه رمضان ماه امت من است و اگر کسی در ماه رجب حتی یک روز روزه بدارد خدا را از خود خشنود ساخته و خشم الهی از او دور می‏گردد .»


 

:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت14:49|
نيايشنامه
الهی! هر که را عقل دادی چه ندادی،
و هر که را عقل ندادی چه دادی ؟

خدایا : عقیده مرا ازدست " عقده ام"مصون بدار.
خدایا : به من قدرت تحمل عقیده "مخالف" ارزانی کن .
خدایا : رشدعقلی وعلمی مرا از فضیلت "تعصب" "احساس" و "اشراق" محروم نساز.
خدایا : مرا همواره اگاه وهوشیار دار تا پیش ازشناختن درست وکامل کسی قضاوت نکنم.
خدایا : جهل آمیخته باخودخواهی و حسد مرا رایگان ابزار قتاله دشمن برای حمله به دوست نسازد.
خدایا : شهرت منی را که:"میخواهم باشم" قربانی منی که " میخواهند باشم" نکند.
خدایا : درروح من اختلاف در "انسانیت" را به اختلاف در فکر واختلاف در رابطه با هم میامیز. آن چنان که نتوانم این سه قوم جدا از هم را باز شناسم.
خدایا : مرا به خا طر حسد کینه و غرض عمله در امان دار.
خدایا : خودخواهی را چندان درمن بکش تاخودخواهی دیگران را احساس نکنم واز آن در رنج نباشم.
خدایا : مرا در ایمان « اطاعت مطلق بخش تا در جهان عصیان مطلق« باشم.
خدایا: « تقوای ستیزم» بیاموز تا درانبوه مسوولیت نلغزم و از تقوای پرهیز مصونم دار تا در خلوت عزلت نپوسم.
خدایا : مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان. اضطرابهای بزرگ غمهای ارجمند و حیرتهای عظیم را به روحم عطا کن. لذت ها را به بندگان حقیرت بخش و دردهای عزیز بر جانم ریز.

( برگرفته از نیایش نامه دکتر علی شریعتی )



نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت14:33|
پدرم روزت مبارک.یا علی مدد

سلام دوستان عزیز میلاد امام علی علیه السلام مبارک باد

پدرم روزت مبارک

110

امام علي(ع) و ايرانيان

در اين مقاله از رشتة تعلقات و آشنايي‌هاي ايرانيان با علي(ع) همچون، مدارا در اخذ خراج از ايرانيان ـ چه در زمان پيامبر(ص) كه به يمن گسيل شد و گروهي از ايرانيان در آنجا مقيم بودند و چه در زمان خلافت خويش ـ خونخواهي آن حضرت از هرمزان ايراني، اجراي عدالت در تقسيم بيت‌المال ميان عرب و عجم و از جمله ايرانيان در زمان خلافت، حمايت ايرانيان از علي(ع) در جنگ جمل سخن رفته است.

بي‌ترديد موضوع آشنايي ايرانيان با حضرت علي(ع) براي هر شيعه‌اي از اهميت و جاذبة بسياري برخوردار است. حوادث تاريخ ايران و اسلام در دهه‌هاي دوم، سوم و چهارم از سدة نخست هجري، بسترهاي مناسبي را براي آشنايي ايرانيان با آن بزرگ مرد تاريخ بشر فراهم ساخت

برای خواندن مقاله به ادامه رجوع شود



:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سیدا | لينک ثابت |در ساعت21:42|
اولین دانشگاه اسلامی

اولین دانشگاه اسلامی

باقر

نام مبارك امام پنجم محمد بود .

لقب آن حضرت باقر یا باقرالعلوم است، بدین جهت كه : دریاى دانش را شكافت و اسرار علوم را آشكارا ساخت .

القاب دیگرى مانند شاكر و صابر و هادى نیز براى آن حضرت ذكر كرده‌اند كه هریك بازگوینده صفتى از صفات آن امام بزرگوار بوده است. كنیه امام ابوجعفر بود.مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبى علیه‌السلام است .

بنابراین نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اكبر حضرت امام حسن علیه‌السلام و از سوى پدر به امام حسین علیه‌السلام می‌رسید. پدرش حضرت سیدالساجدین، امام زین العابدین على بن الحسین علیه‌السلام است .

تولد حضرت باقر علیه‌السلام در روز اول ماه رجب سال 57 هجرى در مدینه بود. در حادثه جانگداز كربلا همراه پدر و در كنار جدش حضرت سیدالشهداء كودكى بود كه به چهارمین بهار زندگیش نزدیك می‌شد. دوران امامت امام محمد باقر علیه‌السلام از سال 95 هجرى كه سال درگذشت امام سجاد علیه‌السلام است آغاز شد و تا سال 114 هجری یعنى مدت 19 سال و چند ماه ادامه داشته است .

در بخشش و آداب اسلامى مانند دستگیرى از نیازمندان و تشییع جنازه مؤمنین و عیادت از بیماران و رعایت ادب و آداب و سنن دینى، كمال مواظبت را داشت.

در دوره امامت امام محمد باقر علیه‌السلام و فرزندش امام جعفرصادق علیه‌السلام مسایلى مانند انقراض امویان و بر سر كار آمدن عباسیان و پیدا شدن مشاجرات سیاسى و ظهور سرداران و مدعیانى مانند ابومسلم خراسانى و دیگران مطرح است، ترجمه كتاب‌هاى فلسفى و مجادلات كلامى در این دوره پیش می‌آید , و عده‌اى از مشایخ صوفیه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پیدا می‌شوند .

قاضی‌ها و متكلمانى به دلخواه مقامات رسمى و صاحب قدرتان پدید می‌آیند و فقه و عقاید و كلام و اخلاق را - بر طبق مصالح مراكز قدرت خلافت شرح و تفسیر می‌نماید و تعلیمات قرآنى - به ویژه مساله امامت و ولایت را، كه پس از واقعه عاشورا و حماسه كربلا، افكار بسیارى از حق طلبان را به حقانیت آل على علیه‌السلام متوجه كرده بود و پرده از چهره زشت ستمكاران اموى و دین به دنیا فروشان برگرفته بود، به انحراف می‌كشاندند و احادیث نبوى را در بوته فراموشى قرار می‌دادند. برخى نیز احادیثى به نفع دستگاه حاكم ساخته و یا مشغول جعل بودند و یا آنها را به سود ستمكاران غاصب خلافت دگرگون می‌نمودند .

اینها عواملى بود بسیار خطرناك كه باید حافظان و نگهبانان دین در برابر آنها بایستند. بدین جهت امام محمد باقر علیه‌السلام و پس از وى امام جعفر صادق علیه‌السلام از موقعیت مساعد روزگار سیاسى، براى نشر تعلیمات اصیل اسلامى بهره جستند و دانشگاه تشیع و علوم اسلامى را پایه‌ریزى نمودند .

زیرا این امامان بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان و نگهبانان حقیقى تعلیمات پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و قانون عدالت بودند و می‌بایست به تربیت شاگردانى عالم و عامل و یارانى شایسته و فداكار دست یازند و فقه آل محمد علیهم‌السلام را جمع و تدوین و تدریس كنند .

به همین جهت محضر امام باقر علیه‌السلام مركز علماء ودانشمندان و راویان حدیث و خطیبان و شاعران بنام بود. در مكتب تربیتى امام باقر علیه‌السلام علم و فضیلت به مردم آموخته می‌شد. ایشان متولى صدقات پدر و جد خود بود و این صدقات را بر بنى هاشم و مساكین و نیازمندان تقسیم می‌كرد و اداره آنها را از جهت مالى به عهده داشت .

امام باقر علیه‌السلام داراى خصال ستوده و مؤدب به آداب اسلامى بود . سیرت و صورتش ستوده بود . پیوسته لباس تمیز و نو می‌پوشید. در كمال وقار و شكوه حركت می‌فرمود. از آن حضرت می‌پرسیدند : جدت لباس كهنه و كم ارزش می‌پوشید، تو چرا لباس فاخر بر تن می‌كنى؟

پاسخ می‌داد: مقتضاى تقواى جدم و فرماندارى آن روز، كه محرومان و فقرا و تهیدستان زیاد بودند، چنان بود. من اگر آن لباس بپوشم در این انقلاب افكار، نمی‌توانم تعظیم شعائر دین كنم.

بسیار گشاده‌رو و با مؤمنان و دوستان، خوش برخورد بود.

از موقعیت مساعد روزگار سیاسى، براى نشر تعلیمات اصیل اسلامى بهره جسته و دانشگاه تشیع و علوم اسلامى را پایه‌ریزى نمودند.

در صدقات و بخشش و آداب اسلامى مانند دستگیرى از نیازمندان و تشییع جنازه مؤمنین و عیادت از بیماران و رعایت ادب و آداب و سنن دینى، كمال مواظبت را داشت. می‌خواست سنت‌هاى جدش رسول الله را عملا در بین مردم زنده كند و مكارم اخلاقى را به مردم تعلیم نماید.

در روزهاى گرم براى رسیدگى به مزارع و نخلستان‌ها بیرون می‌رفت و با كارگران و كشاورزان بیل می‌زد و زمین را براى كشت آماده می‌ساخت. آنچه ازمحصول كشاورزى - كه با عرق جبین و كد یمین - به دست می‌آورد در راه خدا انفاق می‌فرمود. بامداد كه براى اداى نماز به مسجد می‌رفت، پس از گزاردن نماز، مردم گرداگردش جمع می‌شدند و از انوار دانش و فضیلت او بهره‌مند می‌گشتند.


سایت معاونت فرهنگی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه، بااندكی تصر

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت11:10|
فوايد خواندن دعاي فرج
فوايد خواندن دعاي فرج


1-مايه ناراحتي شيطان لعين است.

2-مايه استجابت دعا مي شود.

3-باعث نجات يافتن از فتنه هاي آخرالزمان مي شود.

4-باعث آمرزش گناهان مي شود.

5-شفاعت آن حضرت در قيامت شامل حال او مي شود.

6- نشانه انتظار است.

7-فرج مولاي ما حضرت صاحب الزمان(ع) زود تر واقع مي شود.

8-باعث طولاني شدن عمر است.

9-هنگام مرگ به او مژده مي رسد و با او به نرمي رفتار مي شود.

10- باعث زياد شدن اِشراف نور امام زمان(ع) در دل او مي شود.

11-محبوبترين افراد نزد خداوند خواهد بود.

12-کردار بد او به کردار نيک مبدّل مي شود.

13-دعاي اميرالمومنين(ع)در حق او در روز قيامت است.

14-بي حساب داخل بهشت مي شود.

15-فرشتگان براي او طلب آمرزش مي کنند.

16-در امان است از تشنگي روز قيامت.

17-اين دعا در عالم برزخ و قيامت مونس مهرباني خواهد بود.

18-باعث دوري غصّه ها مي شود.

19-اين دعا خوشايندترين اعمال نزد خداوند است.

20-در روز قيامت هديه هاي ويژه اي دريافت مي کند.

21-سبب کامل شدن دين است.

22-ثواب کسي را دارد که زير پرچم حضرت مهدي (ع) شهيد شود.

23-با ائمه اطهار(ع) محشور مي شود.

24-نائل شدن به بالاترين درجات شهدا در روز قيامت.

25-رستگاري به شفاعت حضرت فاطمه زهرا(ع)را دارد


نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت5:52|
وصیت نامه شهید چمران خطاب به امام موسی صدر
وصیت نامه شهید چمران خطاب به امام موسی صدر
اشاره
متنی كه در زير می خوانيد، وصيتنامه ای از سردار رشيد اسلام، شهيد دكتر مصطفی چمران است كه خطاب به امام موسی صدر نگاشته شده است. اين وصيتنامه در 29 خرداد سال 1355 تنظيم گرديد يعنی در سياه ترين روزهای جنگ داخلی لبنان، كه از يكسو نيروهای فلسطينی و احزاب چپ لبنان با سوريه درگير شده بودند؛ و از سوی ديگر احزاب دست راستی و در رأس آنها فالانژيستها، با سوءاستفاده از غفلت جبهه ملی و اسلامی لبنان، مناطق آنان را مورد هجوم قرار داده بودند. در چنين روزهايی كه از آنها به عنوان دومين دوره جنگ داخلی نام برده می شود، امام صدر به دكتر چمران مأموريت داد تا برای سازماندهی مقاومت شيعيان، راهی شهرك نبعه گردد. و اين وصيتنامه قبل از عزيمت تنظيم گرديد.


:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت2:23|
بينش ونيايش
بينش ونيايش

دكتر مصطفی چمران

تأثير پيروزی انقلاب اسلامی ايران بر منطقه و كشورهای اسلامی جهان

بِسْم ِ‏الله الرََّّحْمنِ الرََّّحيمِ

پيروزی انقلاب اسلامی ايران با معيارهای جديد خود، پايه‏های سست و پوشالی دولت‏های مرتجع و دست‏نشانده منطقه را به لرزه انداخت، و آنها برای خفه‏كردن انقلاب ايران و عدم گسترش آن مجتمعاً با همه قوا وارد عمل شدند.آمريكا نيز بزرگترين پايگاه مستحكم خود را در منطقه از دست داده بود، همه منافع نفتی ايران و منافع گران‏قيمت ديگر از دستش خارج شده بود، و به هيچ‏وجه نمي‏توانست وجود چنين انقلابی را تحمل كند، بخصوص وقتی كه مي‏ديد مصالح نفتی او در خطر انقلاب قرار گرفته، و مي‏رود كه انقلاب ايران به كشورهای مجاور منتشر شود و ريشه استعمار و استثمار از ‌آن كشورها كنده شود.صهيويسم بين‏المللی نيز بزرگترين دوست و پايگاه خود را از دست داده بود، و با دشمنی جديد و قوی و انقلابی و بي‏باك روبرو شده بود و نمي‏توانست ساكت بنشيند.

 

:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت2:21|
ياد داشتهاي چمران


 ياد داشتهاي چمران  



:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت2:19|
پیام حضرت امام خمینی(ره) به مناسبت شهادت دكتر مصطفی چمران
پیام حضرت امام خمینی(ره) به مناسبت شهادت دكتر مصطفی چمران
حضرت امام خمینی(ره) به مناسبت شهادت دكتر مصطفی چمران(نماینده‌ی‌ امام(ره) در شورای عالی دفاع) در تاریخ 1 تیر 1360 پیامی خطاب به ملت ایران و لبنان و خانواده‌ی شهید چمران صادر كردند.

متن پیام به این شرح است:
«شهادت انسان‌ساز سردار پرافتخار اسلام و مجاهد بیدار و متعهد راه تعالی و پیوستن به ملا اعلی، دكتر مصطفی چمران را به پیشگاه ولی‌عصر ـ ارواحنا فداه - تسلیت و تبریك عرض می‌كنم.



:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت2:17|
گلچینی از مناجات های شهید چمران
گلچینی از مناجات های شهید چمران

پرگشايم

خوش دارم که در نيمه هاي شب در سکوت مرموز آسمان و زمين به مناجات برخيزم. با ستارگان نجوا کنم و قلب خود را به اسرار ناگفتني آسمان بگشايم. آرام آرام به عمق کهکشانها صعود نمايم، محو عالم بي نهايت شوم . از مرزهاي علم وجود در گذرم و در وادي ثنا غوطه ور شوم و جز خدا چيزي را احساس نکنم.

 

:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت2:16|
چمران به روایت همسر
چمران به روایت همسر

فصل آشنایی

پدرم بین آ فریقا و چین تجارت می كر د و من فقط خرج می كردم ، هر طوری كه می خواستم. پاریس و لندن را خوب می شناختم ، چون همه لباسهایم را از آن جا می خرید.

در طی دیداری كه به اصرار امام موسی صدر برگزار شد، ایشان به من گفت : " ما مؤسّسه ای داریم برای نگهداری بچّه های یتیم. فكر می كنم كار در آنجا با روحیة شما سازگار باشد. من می خواهم شما بیایی آنجا با چمران آشنا شوی " وتا قول رفتن به مؤسّسه را از من نگرفت ، نگذاشت برگردم.

 

:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت2:15|
پاوه سرخ
 پاوه سرخ

اشاره:

با هر دوز و كلك‌ بود از خانه‌ بيرون‌ زدم‌ و خودم‌ را به‌ خانة‌ مخفي‌اي‌ كه‌ هرچند يك‌بار براي‌ به‌دست‌ آوردن‌ اطلاعات‌ در آن‌ دور آقاي‌ «حسيني‌» معلم‌ كلاس‌ پنجم‌ جمع‌ مي‌شديم‌، رساندم‌. نماي‌ خانه‌ به‌ جز يك‌ در چوبي‌ زهوار دررفته‌ و بي‌رنگ‌ و رو، چيز ديگري‌ نداشت‌.

 

:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت2:13|
زندگینامه شهید دكتر مصطفی چمران
زندگینامه شهید دكتر مصطفی چمران
چمران از قلب بیروت سوخته و خراب تا قله های بلند كوههای جبل عامل و در مرزهای فلسطین اشغال شده از خود قهرمانیهای بسیاری به یادگار گذاشته و همیشه در قلب محرومین و مستضعفین شیعه جای گرفته است .

به گزارش گروه دفاع مقدس خبرگزاری « مهر» : دكتر مصطفی چمران در سال 1311 در تهران ، خیابان پانزده خرداد متولد شد. وی تحصیلات خود را در مدرسه انتصاریه، نزدیك پامنار، آغاز كرد و در دارالفنون و البرز دوران متوسطه را گذراند؛ سپس در دانشكده فنی دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد و در سال 1336 در رشته الكترومكانیك فارغ التحصیل شد. چمران یك سال به تدریس در دانشكده فنی پرداخت. وی در همه دوران تحصیل شاگرد اول بود. در سال 1337 با استفاده از بورس تحصیلی شاگردان ممتاز به آمریكا اعزام شد و پس از تحقیقات علمی در جمع معروف ترین دانشمندان جهان در كالیفرنیا ومعتبرترین دانشگاه آمریكا - بركلی - با ممتاز ترین درجه علمی موفق به اخذ مدرك دكترای الكترونیك و فیزیك پلاسما گردید.



:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت2:11|
فلسفه عفاف

عفاف
خداوند مسئول به آفرينش ما بود و ما مسئول به رشد و تعالي اين آفرينش ، براي او به عنوان خالق ، بسيار حائز اهميت است كه مخلوق او بر روي زمين چگونه از وديعه اي كه به رسم امانت به او سپرده اند حراست مي كند، به چه چيزي معتقد مي شود و در كدام مكتب رشد مي كند از تمام وظايفي كه خداوند بر دوش مخلوق خود يعني انسان، نهاده است پرورش و بالنده كردن صفت عفاف داراي جايگاه ويژه اي مي باشد.


در قرآن به شخصي عفيف گفته مي شود كه خود نگهدار و با مناعت باشد[1].
عفاف، طهارت دروني و نوعي حجاب باطني است كه از آنجايي كه انسان ذاتاً موجودي است داراي 2 بعد الهي و مادي مي بايست به او آموخت كه اگر همه يكسان آمده ايم اما براي رجعت بهتر، آناني در اولويت هستند كه داراي دروني آراسته تر باشند و در صورت تلاش و برنامه ريزي صحيح نفس خويش را در مسير انسانيت رشد دهند، اما آناني كه در مسير حيوانيت و خواسته هاي نفساني خود حركت كنند اين نشان از عدم برنامه ريزي مناسب آنان جهت تاديب نفس خويش است در واقع واژه عفت بر كنترل شهوات و جلوگيري آن در خروج از مرز اعتدال تلقي مي شود دامنه عفاف داراي گستره وسيعي مي باشد، كه از شئونات فردي گرفته تا تعاملات اجتماعي را در بر مي گيرد بنابر اين جهت كاهش تحريكات نفسي كه تماماً بوي دنيا و زينت هاي آن را مي دهد بايد براي نجات نفسمان كاري كنيم .فطرت، هديه خداوند در جوهره هر فرد است و انسان ها بدون ذره اي تلاش در مسير رغبت به آن، میل ذاتي دارند، عفاف نيز جزئي از باورهاي فطرت است كه بصورت نهادي بالقوه در انسان ها در نوساني از رشد و تنزل مشهود است اما اين نوسان در حيات عفاف، مستلزم تربيت و درونه كردن آن توسط عوامل بسياري چون وراثت، تربيت و محيط مي باشد.
در واقع نفس ما مديون فطرت ما و فطرت ما ولي نعمت نفس ما است و ما به عنوان صاحبان نفس خويش بايد فضائل اخلاقي را در خود بارور كنيم تا فطرت بالقوه ما از طريق تماس با فضائل اخلاقي در مسيري از بالفعل هاي غني رشد كند شايد با اين كار فضائل به جاي رذايل در او ملكه ذهنش شود و نهايتاً خواهد آموخت كه پرداخت ذكات هر چيزي عمر مفيد او را مستمر خواهد كرد اما اين اراده ، مشروط به همت والايي است كه به فرياد ضمير خويش برسيم.
از مؤلفه هاي درونه شدن فرايند عفاف، موضوع وراثت را بیان کردیم كه همان انتقال خصوصيات جسماني و حالات رواني و ويژگي هاي اخلاقي و رفتاري والدين بصورت غالب و اجداد بصورت نهفته در نسل هاي بعدي مي باشد و بعضاً بصورت مثبت و منفي در افراد تاثير مي گذارد .
اميرالمؤمنين (ع) مي فرمايند: اذا كرم اصل الرجال ،كرم مغيبه و محضره[2]
وقتي اصل و ريشه انسان خوب و شريف باشد نهان و آشكارش خوب و شريف است
و گاهاً با استناد به كلام نبي اكرم (ص) که فرمودند:
اشقي شقي في بطن امه و السعيد سعيد في بطن امه [3]

مي توان به اين نتيجه رسيد كه فضيلتمند شدن اخلاق دليل بر پا كي ريشه خانوادگي است.
قاعدتا در راستای فرمایش حضرات معصومین(صلواه الله و سلامه علیه ) می بایست به این نکته اشاره کرد که بهترین بذرها اگر بی توجه به شرایط کاشته شوند هرگز به ثمر نخواهند رسید، بنابراین با اینکه پسر نوح نبی (ع) در کانون وحی می زیست نتوانست با تربیت خویش متصل به خانوادۀ روحانی اش شود اما انسانهایی هستند که با وجود خانواده های بدون تقید اعتقادی ، چنگ به حبل المتین الهی زده اند و فارغ از اصالت خویش به دریای بی کران محبت خداوند پناه برده اند .
محيط تربيتي كودك كه شاخصه بعدی مي باشد جايي است كه او در آن رشد مي كند و اين محيط در شقاوت و سعادت او نيز دخيل است والديني كه محيط تربيتي فرزندان خود را به گونه اي هدفمند و داراي ساختاري اصولي مهيا مي كنند و حتي در ويژگي هاي رفتاري و گفتاري فرزندان خود برنامه ريزي كرده و در قدم به قدم برنامه هاي تربيتي و فضايل اخلاقي فرزندانشان، خود را مسئول مي دانند در واقع در ريشه دوانيدن مبناي فضايل، يعني دارامند كردن فرزندان خود به پاكدامني و عفت ، همتي در خور تقدير انجام داده اند.
بسياري از آسيب هاي اجتماعي و آلودگي هاي اخلاقي و در واقع بي عفتي جوانان از محيط خانواده آغاز و معلول تربيت هاي نادرست و يا عدم نظارت والدين بر فرزندان است.
وقتي خوب مي نگريم و در تورق ثانيه هاي عمر خود به محاسبه مي نشينيم،مي بينيم حاصل تمام عمر از مكث بر روي لحظه هاي خودسازي ما شكل مي گيرد پس بيائيد با همت خويش و با دروني پاك فضائل درون خويش را به صحنه جامعه بكشانيم كه براستي تمام آن چیزی جز مراقبت از نفس نیست.

مرضیه شکوری

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . لسان العرب ، ج9،ص290
[2] . خانواده و کودکان گرفتار ، ص10 تا ص12
[3] . غررالحکم ، ج 1 ، ص 379

:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت16:32|
معجزه حضرت أم البنين با کودکی بنام سجاد
معجزه حضرت أم البنين با کودکی بنام سجاد

 

واقعیت این حادثه چیست بطوری که بیشتر ساکنین این منطقه (صفوی در عربستان) عکس العمل نشان دادند و تعجب کردند ، و خبر این حادثه در خبرگزاری ها به سرعت پخش شد.
و با پخش این خبر خیلی ها برای تبریک سلامتی سجاد به منزل خانواده او رفتند و همچنین برای دیدن سجادی که از کرامات اهل بیت(ع) بهره مند شده بود
که نجات یافتن او از سرنوشتی بد که به فضل و عنایت خدا و برکت حضرت ام البنین (س) به خیر گذشت.
عنوان این قضیه این بود که کودکی به نام سجاد که ...




:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت14:7|
جرعه‌اي از درياي فضايل حضرت صديقه کبري

جرعه‌اي از درياي فضايل حضرت صديقه کبري

حضرت زهرا عليهاالسلام                         

پرتو انديشه تابناک حضرت فاطمه عليهاالسلام دوران جهل و تاريکي را درخششي  ديگر بخشيد و خورشيدي فروزان، فراروي پويندگان طريق هدايت قرار داد. در اين مقاله برآنيم با ذکر اندکي از فضائل بيکران او خود را محک زنيم.

 

کمال انساني

زهراي اطهر(عليها‌السلام) انساني چند بعدي بود، و در تمام جنبه‌هاي انساني در اوج کمال . هنگام عبادت آنچنان در معشوق غرق مي‌شد که با گذشت ساعت‌ها، گذر زمان را حس نمي‌کرد. چرا که «زمان» از مختصات ماده و ماديات است؛ و او در عالم ديگري سير مي‌کرد. اما در وقت حمايت از رهبري و ولايت، تو گويي جز سياست کار ديگري نداشت، و تا پاي جان مي‌ايستاد و جوانمردانه افشاگري مي‌‌کرد.

 

:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت13:36|
نگرش استراتژيك امام در مطبوعات جهان

     نگرش استراتژيك امام در مطبوعات جهان

                            امام خميني

هفته نامه ميدل ايست:

دقيقا محاسبه نشده است كه عملكرد امام خمينى در ده سال گذشته تا چه حد در جهان اسلام اثر گذاشته است.

ولى شكى نيست كه ترس از همين مساله باعث‏شد تا صدام به ايران حمله كند و جنگى 8 ساله آغاز شود.

اشپيگل:

 

:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت22:42|
ترفند جالب دختران ترک برای رعایت حجاب+عکس

دختران مسلمان ترک که با ممنوعیت حجاب در برخی مراکز آموزشی و عمومی مواجه هستند، با گذاشتن کلاه گیس روی روسری به جنگ ممنوعیت حجاب رفته اند، عکسهای زیر از نشریه "حریت" ترکیه این ترفند دختران مسلمان را نشان می دهد:


نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت16:59|
میراث شیعه

میراث شیعه

کتب شیعه

دو كتاب بزرگ

از منابع مهمى كه جزء ميراثهاى مهم شيعه محسوب مى‏شود،نهج البلاغه است كه مرحوم شريف رضى حدود يك هزار سال قبل از كلمات على (ع) در سه بخش خطبه‏ها،نامه‏ها و كلمات قصار تنظيم كرده است،و به قدرى محتواى آن بالا و الفاظ زيباست كه هر كس پيرو هر مكتب و آيينى باشد اين كتاب را مطالعه كند،تحت تاثير محتواى عالى آن قرار مى‏گيرد،و اى كاش نه تنها مسلمانان كه غير مسلمانان نيز با آن آشنا مى‏شدند،تا به معارف بلند اسلام در توحيد و مبدا و معاد و مسائل سياسى و اخلاقى و اجتماعى آشنا شوند.

 

:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت17:10|
معجزه میخوای ببینی بسم اله............

سوزاندن و چسباندن شخصی که قصد تخریب گنبد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلّم را نموده بود...

بعد از اینکه دشمنان حضرت محمد و خاندانش (صلی الله

 علیه و آله) از تخریب قبور شریفه بقیع دست کشیدند، به

 سوی قبر رسول صلی الله علیه و آله روی آوردند ... تا

 اینکه یکی از آنان از سقف گنبد بالا رفت تا حرم را منفجر

 نماید ... اما خدای تعالی او را با صاعقه ای نابود کرد ... و

  او را به گنبد چسباند ... و هرگز کسی نتوانست او را از

 گنبد پایین آورد...تصویر در ماه رجب 1427بعد از سالها که

 از معجزه می گذشت، برداشته شده است.

این گوشه ای از جوابی است که بر کسانی خواهند داد که
بگویند که چگونه امام زمان با سلاحهای امروزی مبارزه خواهند
کرد.
کور شود چشم کسانی که باور ندارند

منبع:www.burathanews.com



نوشته شده توسط سیدا | لينک ثابت |در ساعت20:29|
فراز پايانی زندگاني« ام ابيها»حضرت فاطمه (س) از بيان دكتر علی شريعتي:
    يا فاطمه الزهر
فاطمه منبع الهام آزادی و حق‌خواهی و عدالت‌طلبی و مبارزه با ستم و قساوت و تبعيض بوده است امروز سوم جماد‌ي‌الثانی است. سال يازدهم هجرت، سال وفات پدر . كودكانش را يكايك بوسيد: حسن، هفت ساله، حسين، شش ساله، زينب، پنج ساله و ام كلثوم سه ساله. و اينك لحظه‌ی وداع با علي! چه دشوار است. اكنون علی بايد در دنيا بماند. سی سال ديگر! فرستاد “ام رافع” بيايد، وی خدمتكار پيغمبر بود. از او خواست كه: - ای كنيز خدا، بر من آب بريز تا خود را شست‌وشو دهم. با دقت و آرامش شگفتي، غسل كرد و سپس جامه‌های نويی را كه پس از مرگ پدر كنار افكنده بود و سياه پوشيده بود، پوشيد، گويی از عزای پدر بيرون آمده است و اكنون به ديدار او مي‌رود. به ام رافع گفت: ـ بستر مرا در وسط اتاق بگستران. آرام و سبكبار بر بستر خفت، رو به قبله كرد، در انتظار ماند. لحظه‌ای گذشت و لحظاتی ... ناگهان از خانه شيون برخاست. پلك‌هايش را فروبست و چشم‌هايش را به روی محبوبش ـ كه در انتظار او بود‌ ـ گشود. شمعی از آتش و رنج، در خانه‌ علی خاموش شد و علی تنها ماند. با كودكانش. از علی خواسته بود تا او را شب دفن كنند، گورش را كسی نشناسد، آن دو شيخ از جنازه‌اش تشييع نكنند و علی چنين كرد. اما كسی نمي‌داند كه چگونه؟ و هنوز نمي‌داند كجا؟ در خانه‌اش؟ يا در بقيع؟ معلوم نيست. و كجای بقيع؟ معلوم نيست. آنچه معلوم است،‌ رنج علی است، امشب، بر گور فاطمه. مدينه در دهان شب فرو رفته است،
 

:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت8:25|
ملت ايران و خانه فاطمه(س) دکتر علی شریعتی
با وجود آن‌كه دكتر علي شريعتي، از منتقدان شيوه مرسوم عزاداري‌ها و سوگواري‌ها براي خاندان اهل بيت(ع) به شمار مي‌رود، وي در سخنراني مشهور خود در سالروز شهادت فاطمه زهرا(س)، از گريه مردم بر مصائب اهل بيت(ع) تجليل و تنها آن را نيازمند تكميل مي‌داند كه آن هم به عهده روشنفكران و دانشمندان است.

وي مي‌گويد: هر مذهبي، مكتبي، هر نهضتي يا انقلابي، از دو عنصر تركيب مي‌يابد؛ عقل و عشق. يكي روشنايي است و ديگري حركت. يكي شعور و شناخت مي‌بخشد و به مردم بينايي و آگاهي مي‌دهد و ديگري، نيرو و جوشش و جنبش مي‌آفريند... .

121

در يك جامعه، در يك نهضت فكري يا مكتب انقلابي، دانشمندان، گروه روشنفكران آگاه و مسئول، كارشان نشان دادن راه و شناساندن مكتب يا مذهب و آگاهي بخشيدن به مردم و مردم، مسئوليتشان روح دادن و نيرو و حركت بخشيدن است... .

اسلام نيز چنين بوده است و بيشتر از هر مذهبي، دين «كتاب» و «جهاد» است و انديشه و عشق. آنچنان كه در قرآن نمي‌توان دانست كه مرز ميان عقل و ايمان كجاست. شهادت را زندگي جاويد مي‌شمارد و به قلم و نوشته سوگند مي‌خورد و در ميان ياران پيامبر، «عابد» و «مجاهد» و «مبلغ» از هم مشخص نيستند.

و تشيع، به ويژه با تاريخ و فرهنگش، تجلي‌گاه عشق و شور و خون و شهادت است و كانون ملتهب و جوشان احساس و در عين حال، يك نوع تفكر و معرفت و فرهنگ علمي و عقلي ويژه و نهضت فكري نيرومند و مشخص؛ «حادثه»اي است در سرگذشت انسان و به نام و نهاد علي، از «علم» و «عشق».

و «حقيقت‌پرستي» چنين مذهبي است كه حقيقت، بي‌پرستش، فلسفه و دانش است و پرستش، بي‌حقيقت، بت‌پرستي يا شهوت!

اشك: شهادت عشق
تشيع در تاريخ، اين چنين زاد و زيست. متفكران و دانشمندانش، مظهر اجتهاد و تعمق و تحقيق و منطق و فرو رفتن در اندرون معاني و شناختن متحول و متكامل مفاهيم اعتقادي و حقايق اسلامي و نگهباني روح و حقيقت و جهت راستين اسلام نخستين در معركه گيج‌كننده و گمراه‌سازنده‌اي كه به نام فلسفه و تصوف و علم و ادب و زهدنمايي و يوناني‌زدگي و شرق‌گرايي در افكار برانگيخته بودند.

و توده مردمش، مظهر وفاداري به حقيقت و اخلاص و عشق و شور و فداكاري و جانبازي در راه علي و ادامه‌دهندگان راه علي، در دوره‌هايي كه زور و شكنجه و قتل‌عام بر زندگي توده حكومت مي‌راند و لبي را كه به نام او باز مي‌شد، مي‌دوختند و خوني را كه با مهر او گرم مي‌شد، مي‌ريختند و از خاندان پيغمبر سخن گفتن، پاداشش در خلافت پيغمبر، پوست كندن و سوزاندن بود.

و اما، امروز نيز توده مردم ما همچنان عشق مي‌ورزند، همچنان دوست مي‌دارند، همچنان به اين خانه وفادارند، و هنوز پس از گذشت قرن‌ها و دگرگوني‌ها و زاد و مرگ ايمان‌ها و عشق‌ها و انديشه‌هاي بسيار، از در اين خانه، به قصري، معبدي، و قبله‌اي ديگر، نرفته‌اند، مي‌بينيم كه همچنان سر بر ديوار خانه فاطمه نهاده‌اند و به درد، مي‌نالند. اين اشك‌ها، هر كدام «كلمه»اي است كه توده‌هاي صميمي و وفادار ما با آن، عشق ديرينه خويش را به ساكنان اين «خانه» بيان مي‌كنند. اين زبان توده است و چه زباني صادقتر و زلالتر و بي‌رياتر از زباني كه كلماتش، نه لفظ است و نه خط، اشك است و هر عبارتش ناله‌اي، ضجه دردي، فرياد عاشقانه شوقي!

مگر چشم از زبان صادقانه‌تر سخن نمي‌گويد؟ مگر نه اشك، زيباترين شعر و بي‌تابترين عشق و گدازانترين ايمان و داغترين اشتياق و تبدارترين احساس و خالصترين «گفتن» و لطيفترين «دوست داشتن» است كه همه، در كوره يك دل، به هم آميخته و ذوب شده‌اند و قطره‌اي گرم شده‌اند، نامش اشك؟!

مي‌بينيم كه توده ما هنوز حرف مي‌زند و حرف خودش را خوب مي‌زند. تعجب نكنيد كه چگونه من دارم از «گريستن» دفاع مي‌كنم، كه شنيده‌ايد ـ و بارها ـ كه از برنامه گريه و روضه انتقاد كرده‌ام.

آري، اين دو سخن با هم متضاد نيستند. «برنامه گريه كردن»، به عنوان يك «كار» و يك «وظيفه» و يك «وسيله» براي رسيدن به «هدفي» و به عنوان يك «اصل» و يك «حكم»، چيز ديگري است و «گريستن»، يعني تجلي طبيعي يك احساس، حالتي جبري و فطري از يك عشق، يك رنج، يك شوق با اندوه، چيز ديگري..

.

110

كسي كه عاشق است و از معشوقش دور افتاده و يا عزادار است و مرگ عزيزي قلبش را مي‌سوزاند، مي‌گريد، غمگين است، هرگاه دلش ياد او مي‌كند و زبانش سخن از او مي‌گويد و روحش آتش مي‌گيرد و چهره‌اش برمي‌افروزد، چشمش نيز با او همدردي مي‌كند؛ يعني اشك مي‌ريزد، اشك مي‌جوشد و اين حالات همه نشانه‌هاي لطيف و صريح ايمان عميق و عشق راستين اويند... .

من هم مثل شما به او مي‌نگرم!
گريه‌اي كه تعهد و آگاهي و شناخت محبوب يا فهميدن و حس كردن ايمان را به همراه نداشته باشد، كاري است كه فقط به درد شستشوي چشم از گرد و غبار خيابان مي‌آيد.

فراموش نكنيم كه نخستين كسي كه بر سرگذشت حسين بزرگ گريست، عمر سعد بود و نخستين كسي كه بر اين‌گونه «گريه بر حسين» ملامت كرد، شخص زينب بزرگ!

و بد نيست بدانيد كه نخستين مجلس عزاداري، در دربار يزيد!...

هيچ مذهبي، تاريخي و ملتي چنين خانواده‌اي ندارد؛ «خانواده‌اي كه در آن پدر، علي است و مادر، فاطمه و پسر، حسين و دختر، زينب»؛ همگي در زير يك سقف و در يك عصر و يك خانواده.

و در عين حال، به هيچ خانواده‌اي، از جانب ملتي اين همه عشق و اخلاص و ايمان و شعر و خون نثار نشده است.
ملت ما، بر گرد در و بام خانه فاطمه، يك فرهنگ پديد آورده است؛ از اين خانه يك تاريخ پر از هيجان و حركت و شهامت و فضيلت، بر بستر زمان جاري شده است؛ نهر زلال و حيات‌بخشي كه بر همه نسل‌هاي ملت ما گذشته است و هم‌اكنون نيز در عمق روح و وجدان توده ما جريان دارد.

اين تنها ملتي است كه در زندگي نوع بشر روي خاك، در غم خاندان محبوب خويش و در عزاي قهرمان آزادي و ايمان خويش، در طول تاريخ درازش، همواره غمگين و عزادار مانده است و پايمال كردن فضيلت و محكوميت حقيقت و فاجعه حكومت جنايت و زور را، به رغم گذشت زمان و غلبه هميشگي اين نظام بر تاريخش و سرنوشتش، فراموش نكرده است.

اما اين عشق‌ها همه عقيم مانده‌اند؛ اين اشك‌ها همچون باراني كه بر شوره‌زار ببارد، سبزه‌اي در اين كوير نمي‌روياند و اين همه فداكاري‌ها، سرمايه‌ها، آمادگي‌ها و تجمع‌ها و نيروهاي انساني و وقت‌ها و فرصت‌هاي عزيز نيروبخش هدر مي‌رود.

مقصر كيست؟ دانشمند! كه پا به پاي توده، مسئوليت خويش را انجام نمي‌دهد؛ او بايد به توده، «آگاهي» و «شناخت» و «جهت» مي‌داد و نداد... .



نوشته شده توسط سیدا | لينک ثابت |در ساعت7:17|
پناه بردن از شر شیطان به خدا
وَاشْغَلْهُ عَنّا بِبَعْضِ اَعْدآئِكَ، وَ اعْصِمْنا مِنْهُ بِحُسْنِ و شيطان را با سرگرم شدن به برخى دشمنانت از ما منصرف كن، و ما را به حسن رعايت خود رِعايَتِكَ، وَ اكْفِنا خَتْرَهُ، وَ وَلِّنا ظَهْرَهُ، وَاقْطَعْ عَنّا اِثْرَهُ. از او حفظ فرما، و از حيله‏اش كفايت كن، و چنان كن كه از ما بگريزد، و نشان پائى از او براى ما نماند. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَ اَمْتِعْنا مِنَ الْهُدى‏ بِمِثْلِ بارخدايا بر محمد و آلش درود فرست، و ما را از هدايتى كه در دوام و پابرجايى مانند گمراهى او باشد ضَلالَتِهِ، وَ زَوِّدْنا مِنَ التَّقوى‏ ضِدَّ غَوايَتِهِ، وَاسْلُكْ بِنا مِنَ بهره‏مند ساز، و در برابر تباهى او به ما توشه تقوا كرامت فرما، و خلاف راه هلاكت‏بار او ما را به التُّقى‏ خِلافَ سَبيلِهِ مِنَ الرَّدى‏. اَللَّهُمَّ لاتَجْعَلْ لَهُ فى قُلُوبِنا راه تقوا رهنمون شو. الهى در قلب ما براى او راهى مَدْخَلاً، وَلاتُوطِنَنَّ لَهُ فيما لَدَيْنا مَنْزِلاً. اَللَّهُمَّ وَما سَوَّلَ لَنا قرار مده، و براى وى در شئون زندگى ما منزلى فراهم نياور. بارخدايا ما را به هر مِنْ باطِلٍ فَعَرِّفْناهُ، وَ اِذا عَرَّفْتَناهُ فَقِناهُ، وَبَصِّرْنا ما نُكائِدُهُ باطل كه در نظرمان بيارايد آگاه كن، و - چون آگاهمان كردى ما را از آن حفظ كن، و به راه و روش جنگ با او بينايى بِهِ، وَاَلْهِمْنا ما نُعِدُّهُ لَهُ، وَاَيْقِظْنا عَنْ سِنَةِ الْغَفْلَةِ بِالرُّكُونِ ده، و ما را ملهم ساز كه براى نبرد با او چه بايد آماده كرد، و از خواب غفلتى كه سبب گرايش به اوست اِلَيْهِ، وَاَحْسِنْ بِتَوْفيقِكَ عَوْنَنا عَلَيْهِ. اَللَّهُمَّ وَاَشْرِبْ قُلُوبَنا بيدار كن، و به توفيق خود ما را در مسير مبارزه با او يارى ده. بارخدايا، قلوبمان را از اِنْكارَ عَمَلِهِ، وَالْطُفْ لَنا فى نَقْضِ حِيَلِهِ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ انكار كارهاى شيطان سرشار ساز، و براى درهم شكستن حيله‏هايش ما را چاره بياموز. بارخدايا بر محمد و آلش مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَحَوِّلْ سُلْطانَهُ عَنّا، وَاقْطَعْ رَجآئَهُ مِنّا، درود فرست، و سلطه شيطان را از ما بگردان، و اميدش را از ما قطع كن،

:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت21:21|
میلاد حضرت زینب بر تمام دوستان تبریک میگویم

                   محیط تربیتی حضرت زینب علیهاالسلام

 

                                           حضرت زینب علیهاالسلام

زنی كه نمی‏خواهد در حماقت و جهل زندگی كند و تسلیم دنیاپرستان شود، چگونه زیستن را از كجا و چه كسی بیاموزد؟ در این دنیای پرتلاطم مادی و زرق و برق‏های پرجاذبه و فریبنده كه ممكن است هر دین‏داری را به سوی خود بكشاند آیا راهی برای خود ساختن و صحیح زیستن وجود دارد؟



:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت1:53|
جلوه‏‌هاي معلمي استاد مطهري (2)

                      جلوه‏‌هاي معلمي استاد مطهري (2)

                               استاد مطهري

اشاره:

در جلوه های معلمی استاد مطهری(1) از ويژگيهاي علمي و روشي استاد در مقام تدريس سخن به ميان آمد. در مجال حاضر،  از ويژگيهاي اخلاقي استاد به تفصيل سخن خواهد رفت.

 

ويژگيهاي اخلاقي

با وضو بودن

استاد، خود همواره با وضو در كلاس حضور مي‏يافت و حضورش آن چنان روحانيتي به مجلس مي‏بخشيد كه مستمع با تمام وجود، معنويت و قداست آن را در مي‏يافت و به نسبت آمادگي‏اش در جذبه‏هاي الهي آن مستغرق مي‏گرديد.(1)

قرآني بودن

يكي از دوستان شهيد مطهري رحمه‏ الله مي‏گويد: شهيد مطهري قبل از هر چيز شاگرد قرآن كريم بود... روح او روح قرآن بود.(2)



:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت6:28|
جلوه‏‌هاي معلمي استاد مطهري(1)

                        جلوه‏‌هاي معلمي استاد مطهري

(1)

                                  شهيد مطهري

 

سرآهنگ

هر استادي در تدريس خويش، دست كم بايد از دو ويژگي مهم برخوردار باشد:

1. ويژگي علمي؛

2. ويژگي اخلاقي.

ويژگيهاي «علمي» و «اخلاقي» هر استادي لازم و ملزوم يكديگرند و هر يك بدون ديگري كاري عقيم و راهي ستَروَن است و البته برخورداري توأمان از اين دو ويژگي نيز بس دشوار است:

به هوس راست نيايد به تمنا نشود  كاندرين راه بسي خون جگر بايد خورد

بدين منظور، بر آن شديم تا «روش تدريس شهيد مطهري رحمه‏الله را به نظاره نشينيم و در اين زمينه، نكته‏هايي را گردآوري كنيم و از ويژگيهاي «علمي» و «اخلاقي» آن استاد شهيد در هنگام تدريسهايشان مُستفيض و مست فيض شويم. اميد است كه به خواست خداي سبحان و عنايات امام زمان عليه‏السلام و توجهات كوثر قرآن عليهاالسلام، اين نكته‏ها مقبولتان افتد و در تدريس و كلاسداري به كارتان آيد.

آنچه را بسياري از همگان به سادگي از سر آن مي‏گذشتند و نكته‏اي در آن نمي‏يافتند، استاد با دقتي حيرت‏انگيز مورد كنكاش قرار مي‏داد و تناقضات دروني و نقاط ضعف آن را آشكار مي‏ساخت.


:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت6:25|
معجزه ریاضی قرآن

خداوند متعال در سوره بقره آيه ي 22 مي فرمايد : «اگر از آنچه كه بر بنده خودمان فرو فرستاده ايم در تعجب و ترديد مي باشيد . پس (حداقل) يك سوره مشابه آن بياوريد و در اين كار از هر كه خواهيد كمك بگيرد . و در آيه بعد از آن مي فرمايد «اگر نتوانستيد كه هرگز هم نخواهيد توانست از آتشي بترسيد كه براي كافران آماده شده است» .

اصولاً قرآن به حدي شيوا و روان است كه هر كس حتي كمترين آشنايي با زبان عربي داشته باشد با خواندن يا شنيدن قرآن ناخودآگاه در مي يابد كه هيچ فرد سخنوري نمي تواند چنين بياني داشته باشد و كلام و سخن هيچ انساني نمي تواند باشد .

معجزه قرآن فقط به معارف عميق عقلي و اجتماعي ، علوم غيبي و معاني شگفت انگيز و شيوايي و رواني كلام محدود نمي شود و هر روز ابعاد تازه اي از شگفتيهاي قرآن كشف مي شود .

اكنون 20 مورد براي نمونه از اعجازهاي عددي و رياضي قرآن كه با استفاده از كامپيوتر تاكنون مشخص شده در زير مي آوريم :

بقیه ادامه مطلب



:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت4:52|
پندهای صلوات
 پندهای صلوات

صلوات ، بهترين هديه از طرف خداوند براي انسان است .
صلوات ، تحفه اي از بهشت است .
صلوات ، روح



:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت1:30|
مقام شفاعت حضرت معصومه علیهاالسلام

                   مقام شفاعت حضرت معصومه علیهاالسلام

                           حرم حضرت معصومه علیهاالسلام

هر چند شفاعت کبری مخصوص پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و بعد از او در اختیار امامان معصوم (علیهم السلام) می‏باشد اما در بین صالحان و اولیاء الهی و امامزادگان حضرت معصومه(علیهاالسلام) نیز دارای مقام شفاعت است و می‏تواند در حق شیعیان خویش شفاعت نماید.

امام صادق علیه السلام فرمود: «الا انّ قم کوفتنا الصّغیرةُ الا انّ للجنّة ثمانیة ابواب ثلاثٌ فیها الی قم تُقبضُ فیها امرأةٌ هی من ولدی، اسمها فاطمة بنت موسی تدْخُلُ بِشفاعتها شیعتی الْجنّة باجمعهم(1)؛ قم، کوفه کوچک است. برای بهشت، هشت در است که سه در آن به سوی قم است. زنی در قم وفات می‏کند که از اولاد من است و نامش فاطمه دختر موسی بن جعفر است در روز قیامت با شفاعت او تمام شیعیان من وارد بهشت می‏شوند.»

در زیارتنامه آن حضرت می‏خوانیم: «یا فاطمة اشفعی لی فی الجنّة(2)؛ ای فاطمه (معصومه) مرا در داخل شدن به بهشت شفاعت کن.»

«فانّ لک عندالله شأناً من الشّأن(3)؛ (این که ما از تو شفاعت طلب می‏کنیم به خاطر این است که) تو در محضر الهی شأن و منزلت وصف ناپذیری داری.»

 

پی‎نوشت‎ها:

1- بحارالانوار، ج 99، ص 267، بیروت.

2- بحارالانوار، ج 99، ص 267، بیروت.

3- کریمه اهل بیت، علی اکبر مهدی پور، ص 171، تاریخ اهل بیت، ص 82.



نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت2:58|
شرح بخشی از زیارت حضرت معصومه علیهاالسلام

                   شرح بخشی از زیارت حضرت معصومه علیهاالسلام

                                       حرم حضرت معصومه علیهاالسلام

عاقبت به خیری

سخنانی کوتاه از آیة الله مکارم شیرازی که در روز وفات حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها و در شرح فرازی از زیارتنامه آن حضرت، بیان فرموده‎اند.

در آخر زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها عرض مى‎كنیم:

«و اسئلك أن تختم لى بالسعادة فلا تسلب منّى ما انا فیه» ؛ خدایا به ما حسن عاقبت عطا فرما و ایمان، سلامت و تقواى مرا نگیر.

گاه پیش مى‎آید كه شخصى یك عمر در مسیر حق بوده ولى مسئله‎اى پیش مى‎آید كه پایانش با كفر و گناه و فسق تمام مى‎شود و گاه مى‎شود كه یك عمر در گناه بوده ولى زمینه‎اى داشته كه در آخر عمر عوض مى‎شود. مانند «حر بن یزید ریاحى» كه در یك ساعت عوض شد به طورى كه در مقابل قبرش «بابى انتم و امّى» گفته مى‎شود، حتّى معصوم علیه السلام هم در مقابل قبور شهداء این را مى‎گوید.

 

حسن عاقبت عواملى دارد:

امام صادق علیه السلام مى‎فرماید: اگر اراده كرده‎اى كه عاقبت به خیر شوى از نعمت‎هاى خدا در معصیت او استفاده نكن و اگر گناه كردى و خدا تو را عذاب نكرد مغرور به حلم خدا نباش و گرامى بدار هر كس را كه از ما اهل بیت سخن مى‎گوید و موّدت ما را پذیرفته است.(1)

ایشان مى‎فرمایند: این سه كار را انجام ده، تا عاقبت بخیر شوى،

اول این كه نعمت‎هاى خدا را در مسیر معصیت به كار نبر این عبارت در واقع اشاره به نكته‎اى دارد و مى‎فرماید كه اى معصیت كنندگان به هوش باشید چرا كه از نعمت‎هاى خدا در راه معصیت او استفاده مى‎كنید. عمر، ثروت، اعضا و جوارح و ... همه نعمت‎هاى الهى هستند كه از آنها در مسیر معصیت بهره مى‎گیرى و این كار زشتى است.

دومین كار این است كه وقتى گناهى مى‎كنى و خداوند به جهت حلمش به تو مجال توبه مى‎دهد مبادا این مجال باعث غرور تو شود و فكر كنى كه كار بدى نكرده‎اى.

سوم این كه كسانى كه علاقه به اهل بیت علیهم السلام دارند و شیعه آنان هستند و همواره از آنان سخن مى‎گویند، اكرام و احترام كن. این مراقبت‎ها سبب عاقبت به خیرى مى‎شود.

انسان نمى‎داند چه وقت از دنیا مى‎رود و چه خوب است انسان در حال كار خوبى یا در حال عبادت از دنیا برود و چه قدر بد است كه در حال عصیان از دنیا برود. همه بزرگان از عاقبت كار مى‎ترسیدند و از خدا تقاضاى حسن عاقبت مى‎كردند چرا كه مهم صفحه آخر پرونده است. همیشه باید خودمان را به خدا بسپاریم و اگر گناهى سر زد توبه كنیم.

 

پی‎نوشت:

1. میزان الحكمة، ح 4621.

 

منبع:

پایگاه اطلاع‎رسانی دفتر آیة الله مکارم شیرازی، 31/4/82 .



نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت2:51|
جایگاه زن در روایات اسلامی

پیامبر اکرم : زن بگيريد و طلاق مدهيد ، زيرا خداوند مرداني که مکرر زن بگيرند و زناني را که مکرر شوهر کنند دوست ندارد

(نهج الفصاحه ص 145)

 


پیامبر اکرم : بهترين فرزندان شما دختران شما هستند

( سفينه البحار ، ج 2 ص 684 )


پیامبر اکرم : دختران فرزندان خوبي هستند آن ها مهربان و کمک کار زندگي خانوادگي و برکت زندگي شما و دلسوز شما ميباشند

(وسائل الشيعه ج 15 ، ص 100 )


امام رضا : پیامبر فرمود : خداوند به زنان مهربانتر است تا مردان و هر کسي که زني را که ميان او و آن زن پيوند خويشاوندي وجود دارد خشنود کند خداوند او را در روز قيامت خشنود مي گرداند

( وسائل الشيعه ج 15 ص 104 )


پيامبر اکرم به ياران خود فرمودند : هنگامي که چيزي را خريداري کرده و به خانه آورديد اول به دختران خود بدهيد و بعد از آن به پسران بدهيد که خشنود کردن دختران و دل جوئي از آنها ثواب بيشتري دارد .

( وسائل الشيعه ج 15 ص227 و سفينه البحار ج 2ص 685 )


امام صادق : خير و برکت بيشتر بر محور وجود زنها مي چرخد

( وسائل الشيعه ج 14 ص 11 )


پیامبر اکرم : يکي از نشانه هاي يمن و برکت عروس آن است که نخستين نوزادي که به دنيا مي آورد دختر باشد

( سفينه البحار ج 2 ص 684 )


امام کاظم : غضب خداوند براي هيچ گناهي مانند غضبي که در رابطه با رعايت نکردن حق زنان و کودکان مي کند نيست

( وسائل الشيعه ج 15 ص 202 )


پیامبر اکرم : به هر خانه اي که در آن دختران سکونت دارند در هر روز 12 برکت و رحمت از جانب خداوند نازل مي شود

( مستدرک الوسائل ج 2 ص 615 )


از امام صادق نقل شده که فرمود : مردی به سوی پیامبر آمد گفت ای پیامبر به چه کسی نیکی کنم ؟ گفت : به مادرت ، گفت سپس به چه کسی ؟ گفت : به مادرت ، گفت سپس به چه کسی ؟ گفت: به مادرت ، گفت سپس به چه کسی ؟ گفت به پدرت

( وسائل الشیعه ، ج 15 ، ص 207 )


بهترین شما کسانی هستند که برای زنان خود بهتر باشند

( بحار الانوار ج 100 ص 226 )


در کار بخشش ميان فرزندان خويش مساوات را رعايت کنيد. من اگر کسي را برتري مي‌دادم زنان را برتر مي دادم

( نهج الفصاحه ص 366 )


پیامبر اکرم : احترام بانوان را پاس ندارد مگر شخص بزرگوار و محترم و به ايشان اهانت ننمايد مگر شخص پست و فرومايه

( نهج الفصاحه ص 325 )


پیامبر اکرم : جبرئيل آن قدر در خصوص زن سفارش کرد، تا بدان جا که فکر کردم طلاق زن بدون ارتکاب عمل زشت ( زنا ) روا نيست

( مکارم الاخلاق ص 126 )


مردي که همسرش را بيازارد، نماز و هيچ کار خيري از او پذيرفته نيست و نخستين کسي است که وارد آتش مي‌شود

( وسائل الشیعه باب 82 )


پیامبر اکرم : مردي که براي زنش آب مي آورد اجر مي برد

( کنزالعمال 44435 )


مرد بخاطر لقمه اي که در دهان همسرش مي گذارد اجر مي برد

( المحجة البيضاء 3 / 70 )


پیامبر اکرم : به عيالش خدمت نمي کند مگر صديق يا شهيد ( دومقام بسيار بالاي معنوي ) يا مردي که خداوند مي خواهد خير دنيا و آخرت را به او بدهد و همچنين : بهترين شما کسي است که براي خانواده اش بهتر از ديگران باشد

( بحار 1 / 132 و 164 و 5 / 79 و 268 و همچنين نهج الفصاحه ص 311 )


پیامبر اکرم : نشستن مرد پيش عيالش بهتر است نزد خدا از اعتکاف در اين مسجد  ( تنبيه الخواطر 2 / 122 )


شرم نداريد که زن را اول روز مي‌زنيد و آخر روز با او هم بستر مي‌شويد ؟

( محمد العبقريه ص 288 )



نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت8:34|
تحقیق درباره بسم الله الرحمن الرحيم

مقدمه:

قرآن كتاب مقدس و پر ارزشى است كه محصول مغز بشر نيست، مجموعه اى از سخن الهى است كه در مدت 23 سال بوسيله امين وحى خدا بر قلب نازنين پيشواى گرامى اسلام نازل گرديد. كلمات نغز آن سايه روشنهائى حيرت انگيز است كه بلنداى معانى و فصاحت آن از اوج تصور هر خردمند بالاتر است، به حدى كه با آن كه پانزده قرن است فرياد تحدى و مبارزه طلبى آن در جهان طنين انداز است، جهانيان در برابر اين دعوت آن سر در گريبان حيرت فرو برده اند و در مقابل جلال و عظمت بيكران آن مات و مبهوت مانده اند. معانى ظريف آن چون پرتو آينه لرزان و از دسترس ‍ انديشه گريزان است ولى وقتى در دلى افتاد تا ناپديدترين زواياى روان او نفوذ كرده و آن را دربست مجذوب خود مى سازد. تعاليم و رهنمودهاى آن شعله هاى فروزانى از نور الهى است كه در طى سالهاى زياد بر جهان دانش ‍ گرمى و نور پاشيده و بشر هر اندازه در جاده علم به پيش مى رود و از اسرار پيچيده جهان خلقت پرده بر مى دارد چهره پر فروغش درخشان تر و حقيقتش نمودارتر مى شود. با اين همه از همان روز نخست كه اين كلمات از حنجره پاك محمد (صلى الله عليه وآله وسلّم ) در زير سقف نيلگون آسمان جزيرة العرب طنين انداخت و گوش دلها را به خود متوجه ساخت، اهريمنانى انسان نما كه نشر و گسترش آن را مخالف منافع شيطانى خود مى پنداشتند بيكار ننشستند و به تلاشهاى مذبوحانه اى دست زدند، نغمه هاى ناموزونى ساز كردند سحر آشكارش خواندند،اساطير الاولينش گفتند، خيالات پريشانش پنداشتند،افتراء به خدا دانستند و چون از اين راه به مقصود خود نرسيدند به معارضه با آن برخاستند ولى جز رسوائى محصولى به بار نياوردند. پيغمبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلّم ) تا زنده بود كمال مراقبت در حفظ و پاسدارى از دستاوردهاى آن را داشت و به مسلمين توصيه مى فرمود: به اين ريسمان محكم الهى چنگ بزنيد و خود را از چاه ضلالت برهانيد. و در حديثى كه مسلم بين الفريقين است پيغمبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلّم ) فرمود: من دو چيز بزرگ و گرانبها در در ميان شما مى گذارم اگر به اين دو چنگ زده و متمسك شويد هرگز گمراه نخواهيد شد و قطعا نجات مى يابيد، و اين دو يكى قرآن و ديگرى اهل بيت من است

 

:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت19:28|
لقمان حکيم به فرزند فرمود:

لقمان حکيم به فرزند فرمود:

ای جان فرزند ، هزار حکمت آموختم که از آن چهارصد انتخاب کردم و از چهارصد، هشت کلمه برگزيدم که جامع جميع کلمات حکمت است.

فرزندم،

دو چيز را هيچ وقت فراموش مکن: 

·          خدا را

· مرگ را

دو چيز را هميشه فراموش کن:

     ۱    خوبی که به هر کسی کردی

    ۲     بدی که هرکس با تو کرد

چهار چيز را نگهدار:

   ۱     در مجلسی که وارد شدی زبان را

   ۲      بر سر سفره ای که حاضر شدی شکم را

    ۳    در خانه ای که وارد شدی چشم را

    ۴    بر نماز که ايستادی دل را



نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت1:37|
(کلیپ فلش)شهادت جانگداز پیامبر اعظم (ص)و امام حسن مجتبی(ع)و امام رضا(ع)را تسلیت میگویم
 

شهادت جانگداز پیامبر اعظم (ص)و امام حسن مجتبی(ع)و امام رضا(ع)را تسلیت میگویم



:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت11:28|
توکل به خدا
گفتم : خسته ام
گفتي : لا تقنطوا من رحمه الله - از رحمت خدا نا اميد نشيد (زمر/53)
گفتم : هيچکس نمي دونه تو دلم چي ميگذره
گفتي : ان الله يحول بين المرء و قلبه - خدا حائل است بين انسان و قلبش (انفال/24)
گفتم : غير از تو کسي را ندارم
گفتي : نحن اقرب اليه من حبل الوريد - ما از رگ گردن به انسان نزديک تريم (ق/16)
گفتم: ولي انگار اصلا" منو فراموش کردي!
گفتي : فاذکروني اذکرکم - منو ياد کنيد تابه ياد شما باشم (بقره/152)
گفتم: تا کي بايد صبر کرد؟
گفتي: و ما يدريک لعل الساعه تکون قريبا - تو چه ميدوني شايد موعدش نزديک باشد (احزاب/63)
گفتم : تو بزرگي و نزديکيت براي من خيلي دوره,تا اون موقع چيکار کنم؟
گفتي: واتبع ما يوحي اليک واصبر حتي يحکم الله - کارهائي که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (يونس / ۱۰۹)
گفتم: خيلي خونسردي, تو خدائي و صبور, من بنده ات هستم وظرف صبرم کوچک .... يه اشاره کني کارم تمومه
گفتي: عسي ان تحبوا شيئا" و هو شر لکم- شايد چيزي که تو دوست داري به صلاحت نباشه (بقره/216)
گفتم: انا عبدک الضعيف الذليل ... اصلا" چطور دلت مياد؟
گفتي: ان الله بالناس لرئوف رحيم- خدا نسبت به همه مردم مهربونه (بقره/143)
گفتم: دلم گرفته
گفتي: بفضل الله و برحمته فبذلک فليفرحوا ـ مردم به چي دل خوش کردن، بايد به فضل و رحمت خدا شاد بود
گفتم: اصلا" بي خيال توکلت علي الله
گفتي: ان الله يحب المتوکلين - خدا اونائي رو که توکل ميکنن خیلی دوست داره (آل عمران/159)

 



نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت21:20|
ضرب سكه ى اسلامى به دستور امام باقر (ع)

ضرب سكه ى اسلامى به دستور امام باقر (ع)

                                     امام محمد باقر

 

در سده ى اول هجرى صنعت كاغذ در انحصار روميان بود و مسيحيان مصر نيز كه كاغذ مى ساختند به روش روميان و بنا بر مسيحيت نشان «اب و ابن و روح »بر آن مى زدند،«عبد الملك اموى »مرد زيركى بود،كاغذى از اين گونه را ديد و در مارك آن دقيق شد و فرمان داد آن را براى او به عربى ترجمه كنند،و چون معناى آن را دريافت خشمگين شد كه چرا در مصر كه كشورى اسلامى است بايد مصنوعات چنين نشانى داشته باشد،بى درنگ به فرماندار مصر نوشت كه از آن پس بر كاغذها شعار توحيد-شهد الله انه لا اله الا هو-بنويسند و نيز به فرمانداران ساير ايالات اسلامى نيز فرمان داد كاغذهايى را كه نشان مشركانه ى مسيحيت دارد از بين ببرند و از كاغذهاى جديد استفاده كنند.

كاغذهاى جديد با نشان توحيد اسلامى رواج يافت و به شهرهاى روم نيز رسيد و خبر به قيصر بردند و او در نامه يى به «عبد الملك »نوشت:

صنعت كاغذ هماره با نشان رومى مى بود و اگر كار تو درمنع آن درست است پس خلفاى گذشته ى اسلام خطا كار بوده اند و اگر آنان به راه درست رفته اند پس تو در خطا هستى (2) ، من همراه اين نامه براى تو هديه اى لايق فرستادم و دوست دارم كه اجناس نشان دار را به حال سابق واگذارى و پاسخ مثبت تو موجب سپاسگزارى ما خواهد بود.عبد الملك هديه را نپذيرفت و به قاصد قيصر گفت:اين نامه پاسخى ندارد.

قيصر ديگر بار هديه اى دو چندان دفعه ى پيش براى او گسيل داشت و نوشت:

گمان مى كنم چون هديه را ناچيز دانستى نپذيرفتى،اينك دو برابر فرستادم و مايلم هديه را همراه با خواسته ى قبلى من بپذيرى.عبد الملك باز هديه را رد كرد و نامه را نيز بى جواب گذاشت.

قيصر اين بار به عبد الملك نوشت:دو بار هديه ى مرا رد كردى و خواسته مرا بر نياوردى براى سوم بار هديه را دو چندان سابق فرستادم و سوگند به مسيح اگر اجناس نشان دار را به حال پيش برنگردانى فرمان مى دهم تا زر و سيم را با دشنام به پيامبر اسلام سكه بزنند و تو مى دانى كه ضرب سكه ويژه ى ما روميان است،آنگاه چون سكه ها را با دشنام به پيامبرتان ببينى عرق شرم بر پيشانيت مى نشيند،پس همان بهتر كه هديه را بپذيرى و خواسته ى ما را بر آورى تا روابط دوستانه مان چون گذشته پا بر جا بماند.

عبد الملك در پاسخ بيچاره ماند و گفت فكر مى كنم كه ننگين ترين مولودى كه در اسلام زاده شده من باشم كه سبب اين كار شدم كه به رسول خدا (ص) دشنام دهند و با مسلمانان به مشورت پرداخت ولى هيچكس نتوانست چاره اى بينديشد،يكى از حاضران گفت:تو خود راه چاره را مى دانى اما به عمد آن را وا مى گذارى!

عبد الملك گفت:واى بر تو،چاره اى كه من مى دانم كدامست؟

گفت:بايد از«باقر»اهل بيت چاره ى اين مشكل را بجويى.

عبد الملك گفتار او را تصديق كرد و به فرماندار مدينه نوشت «امام باقر» (ع) را با احترام به شام بفرستد،و خود فرستاده ى قيصر را در شام نگهداشت تا امام عليه السلام بشام آمد و داستان را به او عرض كردند،فرمود:

تهديد قيصر در مورد پيامبر (ص) عملى نخواهد شد و خداوند اين كار را بر او ممكن نخواهد ساخت و راه چاره نيز آسان است،هم اكنون صنعتگران را گرد آور تا به ضرب سكه بپردازند و بر يك رو سوره ى توحيد و بر روى ديگر نام پيامبر (ص) را نقش كنند و بدين ترتيب از مسكوكات رومى بى نياز مى شويم.و توضيحاتى نيز در مورد وزن سكه ها فرمود تا وزن هر ده درهم از سه نوع سكه هفت مثقال باشد (3) و نيزفرمود نام شهرى كه در آن سكه مى زنند و تاريخ سال ضرب را هم بر سكه ها درج كنند.

عبد الملك دستور امام را عملى ساخت و به همه ى شهرهاى اسلامى نوشت كه معاملات بايد با سكه هاى جديد انجام شود و هر كس از سابق سكه اى دارد تحويل دهد و سكه ى اسلامى دريافت دارد،آنگاه فرستاده ى قيصر را از آنچه انجام شده بود آگاه ساخت و باز گرداند.

قيصر را از ماجرا خبر دادند و درباريان از او خواستند تا تهديد خود را عملى سازد،قيصر گفت: من خواستم عبد الملك را به خشم آورم و اينك اين كار بيهوده است چون در بلاد اسلام ديگر با پول رومى معامله نمى كنند (4) .

________________________________________

پاورقيها:

1- برخى از دانشمندان اين موضوع را به امام سجاد عليه السلام نسبت داده اند و برخى ديگر گفته اند امام باقر (ع) به دستور امام سجاد عليه السلام اين پيشنهاد را كرده است.براى اطلاع بيشتر به كتاب العقد المنير ج 1 مراجعه شود

1- قيصر با اين مقدمه مى خواست تعصب عبد الملك را بر انگيزد تا براى تصويب كار خلفاى گذشته از منع كاغذ رومى دست باز دارد.

3- امام عليه السلام فرمود:سه نوع سكه ضرب شود،نوع اول هر درهم يك مثقال و ده درهم آن 10 مثقال،و نوع دوم هر ده درهم 6 مثقال و نوع سوم هر ده درهم 5 مثقال باشد بدين ترتيب هر سى درهم از سه نوع 21 مثقال مى شد و اين برابر با سكه هاى رومى بود و مسلمانان موظف بودند سى درهم رومى كه 21 مثقال بود بياورند و سى درهم جديد بگيرند.

4- «المحاسن و المساوى بيهقى »ج 2 ص 232- 236 چاپ مصر- «حيوة الحيوان دميرى »چاپ سنگى ص 24با اختصار و نقل به معنى در پاره اى از جملات.

توجه:در اين داستان خوانديم كه سكه هاى اسلامى در زمان امام باقر (ع) به صلاح ديد آن بزرگوار ساخته و رائج شده است و اين مطلب با آنچه در برخى از كتابها آمده است كه در زمان حضرت على (ع) در بصره به دستور آن حضرت سكه هاى اسلامى زده شده و آن حضرت پايه گذار آن بوده منافاتى ندارد زيرا منظور اين است كه آغاز سكه زدن در زمان حضرت على عليه السلام بوده و تكميل و شيوع آن در زمان امام باقر عليه السلام انجام شده است براى اطلاع بيشتر به كتاب غاية التعديل مرحوم سردار كابلى ص 16 مراجعه شود.

________________________________________

منبع:

 كتاب پيشواي پنجم، علي نظري منفرد



:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت13:55|
زندگى امام به روایت امام

زندگى امام به روایت امام

              امام خمینی (ره)

متن زیر فرازهائى از زندگى حضرت امام خمینى(ره) است كه پس از توضیحات معظم له، فرزند گرامى ایشان حضرت حجت ‏الاسلام والمسلمین حاج سید احمد خمینى نوشته و سپس حضرت امام آن را اصلاح نموده است:

بسمه تعالى

به حسب شناسنامه شماره : 2744 تولد: 1279 شمسى در خمین، اما در واقع 20 جمادى‏الثانى 1320 هجرى قمرى مطابق اول مهر 1281 شمسى است. (18 جمادى‏الثانى 1320 مطابق 30 شهریور 1281 صحیح است)

نام خانوادگى: مصطفوى

پدر: آقا مصطفى

مادر: خانم هاجر (دختر مرحوم آقا میرزا احمد مجتهد خوانسارى الاصل و خمینى المسكن)

                          امام خمینی (ره)

صدور در گلپایگان به وسیله صفرى‏نژاد رئیس اداره آمار ثبت گلپایگان در خمین در مكتب‌خانه مرحوم ملاابوالقاسم تحصیل شروع و نزد مرحوم آقا شیخ جعفر و مرحوم میرزا محمود (افتخار العلماء) درس‌هاى ابتدایى سپس در خلال آن نزد مرحوم حاج میرزا محمد مهدى (دایى) مقدمات شروع و نزد مرحوم آقاى نجفى خمینى منطق شروع و نزد حضرت‏عالى (*) ظاهرا (سیوطى و شرح باب حادى عشر و) منطق و مسلما در مطول مقدارى. در ادراك كه سنه 1339 قمرى براى تحصیل رفتم نزد مرحوم آقا شیخ محمد على بروجردى مطول و نزد مرحوم آقا شیخ محمد گلپایگانى منطق و نزد مرحوم آقا عباس اراكى شرح لمعه پس از هجرت به قم به دنبال هجرت مرحوم آیت ‏الله حاج شیخ عبدالكریم - رحمة الله علیه - (ظاهرا هجرت ایشان رجب 1340 قمرى بود) هجرت آیت‏الله حائرى به قم رجب 1340 و نوروز 1300 شمسى است) تتمه مطول را نزد مرحوم ادیب تهرانى موسوم به آقا میرزا محمدعلى و سطوح را نزد مرحوم آقاى حاج سید محمد تقى خوانسارى مقدارى و بیشتر نزد مرحوم آقا میرزا سید على یثربى كاشانى تا آخر سطوح و با ایشان به درس خارج مرحوم آیت ‏الله حائرى (حاج شیخ عبدالكریم) مى‏رفتیم و عمده تحصیلات خارج نزد ایشان بوده است. و فلسفه را مرحوم حاج سید ابوالحسن قزوینى و ریاضیات (هیئت، حساب) نزد ایشان و مرحوم آقا میرزا على اكبر یزدى. و عمده استفاده در علوم معنوى و عرفانى نزد مرحوم آقاى آقا میرزا محمد على شاه‏آبادى بوده است پس از فوت مرحوم آقاى حائرى با عده‌‏اى از رفقا بحث داشتیم تا آن كه مرحوم آقاى بروجردى - رحمة‏الله - به قم آمدند براى ترویج ایشان به درس ایشان رفتم و استفاده هم نمودم و از مدت‌ها قبل از آمدن آقاى بروجردى عمده اشتغال به تدریس معقول و عرفان و سطوح عالیه اصول و فقه بود پس از آمدن ایشان به تقاضاى آقایان؛ مثل مرحوم آقاى مطهرى به تدریس خارج فقه مشغول شدم و از علوم عقلیه باز ماندم و این اشتغال در طول اقامت قم و مدت اقامت نجف مستدام بود و پس از انتقال به پاریس از همه محروم و به امور دیگر اشتغال داشتم كه تاكنون ادامه دارد. نام عیال اینجانب خدیجه ثقفى معروف به قدس ایران، متولد 1292 شمسى، صبیه حضرت آقاى حاج میرزا محمد ثقفى طهرانى.

تاریخ ازدواج: 1308

فرزند اول: مصطفى، متولد: 1309 شمسى؛ 3 دختر در قید حیات با یك پسر، احمد متولد: 1324؛ دختران به ترتیب سن: صدیقه، فریده، فهیمه، سعیده و بعد از احمد، لطیفه؛ آخرین فرزند در حیات احمد.

پی‏نوشت:

*منظور آیت الله پسندیده مى‏باشد



نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت13:53|
شکر گزاری

شکر گزاری

بعضی ها از خداوند طلبکارند و کمتر به این فکر می افتند از او به خاطر نعمت هایش تشکر کنند . در حالی که این کار وظیفه ماست و به قول سعدی:

شکر نعمت نعمتت افزون کند

                          کفر نعمت از کفت بیرون کند

من این حقیقت را بارها تجربه کرده ام که با شکر گزاری انچه داشته ام بیشتر شده است و همچنین شاهد بوده ام افراد نق نقو . رنجور نما و بدبین که از همه چیز شکایت میکنند نصیب کمتری از دنیا می برند. پس منصف باشیم و اگر دهها نعمت در اطراف خود میبینیم و فقط یک نقص در زندگی داریم شاکر ان دهها نعمت باشیم تا خداوند کمک کند ان مشکل هم حل شود . مثل معروفی می گوید: "ماهی چون دائما در اب است . قدر اب را نمی شناسد.

اما همین که در خشکی فرو ماند . در هوای اب پرپر میزند! در همین جا علاقه مندم به نکته ظریف دیگری اشاره کنم:ایا می دانید واژه "شکر" در اصل یعنی چه؟ ما بارها شنیده ایم یا خود به زبان می اوریم باید شکر گزار بود. مثلا پس از صرف غذا به کودکمان می اموزیم بگوید: "الهی شکر"! اما به راستی این کلمه ای که از کودکی هزاران بار شنیده ایم .یعنی چه ؟ مطمئن هستم که شما معنی ان را به خوبی می دانید. شکر نعمت یعنی استفاده صحیح از نعمت! می بینید این خدای مهربان ما چه عظمتی دارد؟ او حتی سپاس از نعمت هایش را از ما توقع ندارد یا نمیخواهد حتی با کلمات آنها را به زبان بیاوریم .بلکه سپاس از خود را به استفاده صحیح از نعمت هایش منوط میکند. این همه بزرگی و بی نیازی را در خداوند می بینیم و باز هم در وجودش شک میکنیم .من نمی دانم اگر خدا نباشد چه چیزی را می توانیم جای او بگذاریم؟

نحوه شکر گزاری

حال که معنای شکر را دانستیم . ببینیم معنای این کلمه پر معنی را چگونه باید به همه بخشهای زندگی مان تعمیم دهیم .یعنی چگونه شکر گزار راستین خداوند باشیم و چه بکنیم و چه بگوییم ؟

۱- از خداوند تشکر کنید که سالمید . یک لحظه فکر کنید یکی از پاهایتان لنگ بود . چقدر ناراحت بودید یا اگر یکی از انگشتان دستتان شکسته بود و دستهای زیبایی نداشتید .چه حالی پیدا میکردید . پس تن سالم یکی از نعمت های بزرگی است که خداوند به ما داده است و همیشه باید شاکر او باشیم . این شکر در معنای اخیری که از ان نام بردم . تلاش در همچنان سلامت نگه داشتن تن میباشد.

                                                             
                        

                                             خدایا شکر میکنم که زندگی خوبی دارم

                                             و دیگران در این مهم مرا یاری کرده اند پس

                                             وظیفه خود میدانم که به خوشبختی دیگران 

                                              کمک کنم و سهمی در رشد و بالندگی

                                                        انها داشته باشم .

۲- اگر فرزند خوبی دارید . از خداوند تشکر کنید و در معنای تازه شکر با او مهربان باشید به درد دلش گوش کنید. به خواسته هایش توجه کنید . شرایط رشد استعداد هایش را فراهم کنید . هنگام تصمیم گیری مشاورش باشید . تجربیات خود را در هر زمینه ای به او انتقال دهید . اگر فرزند خوب . درسخوان و مطیعی دارید از خداوند به خاطر توانایی خودتان در تربیت او تشکر کنید. یا وقتی خانه خوبی دارید از خداوند تشکر کنید . درخت قشنگی در حیاط دارید . گل زیبایی گوشه اتاق دارید . به خاطر اینها همه تشکر کنید باور بفرمایید وقتی لیوان ابی به دست می گیرم با دقت ان را تماشا می کنم و میگویم " خدایا !متشکرم که سالمم و می توانم به راحتی آب بخورم " آب را جرعه جرعه می نوشم و نهایت لذت را می برم ..

    وقتی همسرم نیمرویی برایم درست میکند به زیبایی سفیده و زرده اش نگاه میکنم و حظ می برم . آیا تا به حال به شکل و ترکیب همین غذای ساده دقت کردهاید؟ باید دید زیبا شناسانه داشته باشیم که بتوانیم زیبایی هایی را که این همه در دسترسند درک کنیم

آیا تا به حال از قهقهه کودکی لذت برده اید؟ یا برایتان خیلی معمولی است و مانند بسیاری از بد سلیقه ها از آن آزار می بینید؟ در حالی که سر و صدای بچه ها و بازی ایشان در اطراف ما نشانه حیات است و به گفته گاندی"خدا هنوز از ما نا امید نشده است".زیرا در داستانها آمده است هر وقت خداوند قومی را غضب می کرد و می خواست به مجازات برساند. تا ۴۰ سال فرزندی در میان ایشان متولد نمیکرد. پس وجود کودکان در اطراف ما یعنی اینکه هنوز خداوند ما را دوست دارد و هنوز امیدی هست. پس شکر این دوستی و لطف را به جا بیاوریم و خدا را به خاطر ان سپاس بگوییم.

شکر گزاری از زیبایی های اطراف .ما را به زندگی خوش بین و امیدوار و شکیبایی مان را بیشتر می کند.

                                    زندگی زیباست ای زیبا پسند

                                   زنده ایشان به زیبایی رسند

اگر مثبت اندیش و به گفته شاعر زنده اندیش باشیم زندگی هم برای ما زیباتر خواهد شد. تاجر تا مو فقی را در نظر بگیرید که در عرض یک روز دهها موفقیت مالی داشته است . اما سر راه برگشت به خانه .به خاطر تصادف کوچکی که به خسارت مالی اندک منجر شده است به زمین و زمان بد وبیراه می گوید. او کوردلی است که قادر نیست این همه موفقیت و کامیابی های خود را ببیند و فقط همان تصادف کوچک را میبیند و زندگی را بر خود و اطرافیانش حرام میکند .

چقدر مانند این تاجر را میتوانید دور و بر خود پیدا کنید که همه چیز دارند. ولی دائم می نالند؟ از ترافیک شکایت دارند . از گرانی گله مند هستند . از همسایه . همکار . خویشاوند . دوست . آشنا شاکی هستند و سر سوزنی سپاسگزار نعمت های بی کرانی نیستند که خداوند به ایشان داده است!.

لطفا این دعا را همیشه با خود تکرار کنید:

   ((   خدایا شکر میکنم که زندگی خوبی دارم

                                             و دیگران در این مهم مرا یاری کرده اند پس

                                             وظیفه خود میدانم که به خوشبختی دیگران 

                                              کمک کنم و سهمی در رشد و بالندگی

                                                        انها داشته باشم ))



نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت11:13|
منفعت عطسه
منفعت عطسه

نسیم خادم امام حسن عسگری (ع) گفت: یک شب بعد از تولد امام زمان (عج) خدمت ایشان رسیدم و نزد ایشان عطسه کردم . حضرت حجت (ع) به من فرمود: برحمک ا... من بسیار شاد شدم .

ایشان فرمودند: آیا تو را به منفعت عطسه مژده دهم؟ گفتم :آری. فرمودند: هر که عطسه کند تا سه روز از مرگ در امان است.



نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت11:30|
استخاره با قران




 


در صورتی که فلش بالا را نمی بینید(Flash Player را نصب نکرده اید) اینجا را کلیک کنید.

 

 




نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت0:25|

 



نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت3:10|
زیارت عاشورا

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم
ااَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبدِ الله اَلسَّلامُ عَلَيكَ يَابْنَ رَسُوْلِ الله اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ اَميِر المُؤمِنِيَن وَ ابْنَ سَيِدِ الوَصيّيَن اَلسَّلامُ عَلَيكَ يَا بْنَ فاطِمَةَ سَيِدَةِ نِساءِ العْالَمِينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ الله وَ اَبنِ ثَارِهَ وَالوِتْرَ الْمَوْتُورِ اَلسَّلامُ عَلَيكَ وَ عَلي الَأرواحِ الَّتِي حَلَتْ بِفِنآئِكَ عَلَيكُمْ مِنْي جَمِيعاً سَلامُ اللهِ اَبداً ما بَقَيتُ وَ بَقِيَ الَّليلِ وَ النَّهارُ يا اَبا عَبدِ اللِه لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَتْ وَ عَظُمَتِ الُمصيبَةُ بِكَ عَلَينْا وَ عَلي جَميِع اَهْلِ الِأسْلِام وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ اَلمُصيبَتكَ في السَّمواتِ عَلي جَميع اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعِنَ اللهُ اُمَّةً اَسَسَتْ اَساسَ الظُّلمِ وَ الجُورِ عَلَيكُمْ اَهْلِ البَيتِ وَلَعَنْ اللهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتي رَتَبِكُمُ اللهُ فيها وَ لَعَنَ اللهُ اُمةً قَتَلَتكُمْ وَ لَعَنَ اللهُ المُمهِدِينَ لَهُمْ بِا لتَمكيِن مِنْ قِتالِكُمْ بَرِئتُ اِلَي اللهِ وَ اِلَيكُمْ مِنهُمْ وَ اَشياعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْليائهِمْ يا اَبا عَبدِ الله اِني سِلْمٌ ِلِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُم اِلي يُومِ القِيمةِ وَ لَعَنَ اللهُ الُ زِيادٍ وَ ال مَروانَ وَلَعَنَ اللهُ بَنِي اُمَيةَ قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللهُ بْنَ مَرجانَةً وَ لَعَنَ اللهُ عُمَرِبْنِ سَعْد وَ لَعَنَ اللهُ شِمراً وَلَعَنَ اللهُ اُمةً اَسْرَجَتْ وَالجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ بِاَبي اَنتَ وَ اُمّي لَقَدْ عَظُمَ مُصابي بِكَ فَاَسئلُ اللهَ الَّذي اَكرَمَ مَقامَكَ وَ اَكْرَمَني اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلي اللهُ عَلَيهِ وَ الِه اَللّهُمَّ اَجْعَلني عِندكَ وَجيهًا با الحُسَينِ عَليهِ السَّلامُ فيِ الدُنيا وَ الأخِرَةِ يا اَبا عَبْدِ اللهِ اِني اَتَقرَّبُ اِليَ اللهِ وَ اِلَي رَسُولِهِ وَ اِلَي اَمير الُمؤمِنينَ وَ اِلي فاطِمَةً وَ ِالي الْحَسَنْ وَ اِلَيكَ ِبمُوالاتِكَ وَ بالَبرائةِ ِممنِ اَسَّسَ ذلِكَ وَ بَني عَليهِ بُنيانَهُ وَ جَري في ظُلمِه وَجَوْرِه عَلَيْكُمْ وَ عَلي اَشياعِكُمَ بَرِئتُ اِليَ اللهِ وَ اِليكُمْ مِنْهُمْ وَ اَتَقَربُ اِلَي اللِه ثمَّ اِلَيكُمْ بِموالاتِكُمْ وَ مُوالاةِ وَلِيكُمْ وَ بِالبَرائةِ مِنْ اَعدائِكُمْ وَ النّاصِبينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَبالبرآئةِ مِنْ اَشياعِهمْ وَ اَتباعِهمْ اِنيّ سِلمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وولٌّي لِمَن والاكُمْ وَ عَدُ وٌّ لِمَنْ عاداكٌمْ فَاسُئلُ الله اَلذي اَكرَمَني بِمَعرفَتِكُمْ وَ مَعرفَةِ اَوليائِكُمْ وَرَزَقنِي اَلبرائَةَ مِن اَعدائِكُمْ اَنْ يَجعَلنِي مَعَكُمْ في الدُّنيا وَ الاخرةِ وَ اَن يُثَبِتَ لي عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ في الدُّنيا وَالأخرةِ وَ اَسَئلهُ اَن يُبَلغَنيَ المَقامَ الَمحمودَ لَكُمُ عِنْدَ اللهِ وَ اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثاري مَعَ اِمامٍ هُدي ظاهِرٍ ناطِقٍ بالحَقِ مِنْكُمْ وَ اَسئلُ اللهَ بِحَقِكُمْ وَ بِالشَانِ اَلذيِ لَكُمْ عِندهُ اَنْ يَعطنِي بِمصابي بِكُمْ اَفْضَلَ ما يُعطي مُصاباً بِمُصيبةً ما اَعْظَمَها وَ اَعظمَ رَزَيِتها ِفي اِلاسلامِ وَ في جَميعَ السَّمواتِ وَ الارضِ اَللهُمَّ اجْعَلني في مَقامي هذا ِممَنْ تَنالُهُ مِنكَ صلَواتٌ وَ رحمةٌ وَ مَغفِرةٌ اَللهُمَّ اَجْعَلْ مَحيايَ مَحيا محمدٍ و ال مُحمد وَ مَماتي مَماتَ مُحمدٍ وَ ال مُحمدٍ اَللهمَّ اِنَّ هذا يَوْمٌ تَبركَتْ به بنوامَيَةَ وَ ابْنُ اكِلةَ الأَكبادِ الَّلعينُ ابنُ اللعينِ عَلي لِسانِك وَ لِسانِ نَبِيكَ صليَّ الله عليهِ و اله في كُلِ مَوْطِن وَ مَوقِفٍ وَقَفٍ فيهِ نَبيكَ صلي الله عليهِ و اللهمَّ الَعن اَبا سُفيانَ وَ معاويةَ وَ يزيدَ بْنَ مُعاويةَ عَليهِمْ مِنكَ الَّلعنةُ اَبَدَ الابِدينَ وَ هَذا يَوْمٌ فَرِحَتْ به ال زِيادٍ وَ الُ مَروانَ بِقَتلِكُمْ اَلحسُيَن صَلواتُ اللهِ عَليهِ اَللهُمَّ فَضاعَفْ عَليهمُ اللعنَ منكَ وَالعذابِ الأَليمَ اللهمَّ اني اتقربُ اليكَ في هذا اليومِ وَفي مَوقفي هذا وَ اَيام حَيوتي بِالبرآئةِ مِنهم وَاللعنةِ عَليهَمّْ السلامُ پس مي گويي صَد مرتبه اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علي ذالكَ اللهمَّ العنِ العصابةَ التي جاهدتِ الُحسين وَشايعتْ و بايِعتْ و تابِعتْ علي قِتله اللهمَّ العنهم جميعاً پس ميگوئي صد مرتبه السلام عليكَ يا ابا عَبداللهِ وَ علي الاَرواح الَّتي حَلت بفنآئِكَ عليكَ مِني سلامُ الله ابداً ما بَقيتُ وَ بقيَ الليلُ وَ النهارَوَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمني لزيارتكم السلامُ علي الحسين وعلي علي بن الحيسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين پس مي گوئي اللهمَ خُصَّ انتَ اَوّل ظالم باللعن مني وَابدَءُ به اولاًثمَّ الثاني وَالثالث َوَالرابعَ اللهمَّ العنِ يزيد خامساً و العن عبيدَ اللهِ بن زيادٍ و ابن مرجانةَ و عمربن سعد وَ شمراً و ال ابي سفيانَ وَال زياد و ال مروان و الي يوم القيامَة پس سجده مي روي و ميگوئي اللهمَّ لكَ الحَمد حمدَ الشاكرينَ لَكَ علي مصابهم الحمدُ للهِ علي عَظيمِ رَزيتي اللهمَّ ارزقني شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُروُدِ وَثبِتْ لي قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدِكَ مَعَ الحُسَينِ وَ اَصْحابِ الحُسَينِ الَّذينَ بَذَلُوا مُهْجُهْم دُوْنَ الحُسَينِ عَلَيه السَّلام .
 
ده و 
.
آمين يا رب العالمين

کد زیارت عاشورا  را می توانید از کادر زیر برداشته و  در قسمت مورد دلخواه وبلاگتون قرار دهید. 

جامعه‏ شناسى كربلا
 

جامعه‏ شناسى كربلا

دستكم شصت خيمه در زمين كربلا و در كنار تپه‏هاى باستانى كه آثارى از شهر قديمى «نينوا» بود، برافراشته و نشان از شصت خانواده داشت كه هر كدام در يكى از آن‏ها سكونت داشتند، گر چه برخى از آنها تنها به يك مرد و برخى به دو مرد تعلق داشت.



:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت10:1|
محی الدین و جنگهای صلیبی
محي‌الدين و جنگ‏هاي صليبي‌ و جنگ‏هاي اندلس: صوفيان دين را دقيقاً وارونه كردند و محي‌الدين دين را با كمال گستاخي پيش پاي بت‌پرستي ذبح كرد. او با اين شيوه از مرگ گرفته بود كه جامعه اسلامي دست كم به تب راضي شود. زيرا ديني كه با بت پرستي سازگار باشد بي ترديد با دين مسيحيان صليبي بهتر مي‌تواند سازگار باشد و هدف او همين بود. در ظاهر وانمود مي‌كرد كه جنگ‏هاي صليبي كار بيهوده است (يعني دفاع در مقابل صليبيان كار احمقانه است) لذا نه تنها به هيچ نحوي در آن جنگ‏ها شركت نكرد و به جاي تشويق مردم به دفاع و جهاد، آنان را به اعمال فردي صوفيانه و معاشقه با خدا دعوت مي‌كرد. در بحبوحه جنگ، او به معراج مي‌رفت و به نكوهش علي‌(ع) سمبل جهاد، در آسمان چهارم مي‌پرداخت. در ظاهر كلام، به نفع ابوبكر و به ضرر علي‌(ع) سخن مي‌گفت: «هنگام برگشت در آسمان چهارم علي را ديدم و به او گفتم ابوبكر با پيامبر(ع) در آسمان هفتم به خوش و بش مشغول است تو در اين جا مانده‏اي‌، در دنيا گمان مي‌كردي كه از ابوبكر افضل هستي‌». اما در حقيقت با نكوهش علي‌(ع) كه سمبل جهاد بود، جهاد گران را دل‌سرد مي‌كرد. ابوبكر مرد ميدان نبرد نبود و در هيچ جنگي كاري نكرده بود و سمبل «غير رزمنده بود» ترجيح اين سمبل به آن سمبل براي باز داشتن مسلمين از جهاد بود. او در تفخيم و بزرگ كردن ابوبكر سخت مي‌كوشيد حتي براي اين كه او را فرد متفكر با تفكر عميق، نشان بدهد سخنان و كلمات قصار ديگران را (سرقت ادبي كرده و) به نام ابوبكر ثبت مي‌كرد و شعر «العجز عن درك الادراك، ادراك» اميرالمؤمنين‏(ع) را به نام او ثبت كرد كه در جلد اول گذشت. با اين همه او رسماً مي‌گفت: «امروز ابوبكر در زير علم من قرار دارد همان طور كه در زير علم پيامبر(ع) قرار داشت» يكي از اهداف او در اين ترجيح خود بر ابوبكر يك امر بس مهم بود كه برايش مهم‏تر از هدف بالا بود. او با اين برنامه مي‌خواست «پشت جبهه» را نيز خالي كند. زيرا اگر ابوبكر در ميدان‏هاي نبرد كاري نكرده بود اما او بود كه پي‌درپي براي تسخير شامات و گرفتن سرزمين مسيحيان لشكر مي‌فرستاد. محي‌الدين ابتدا سيماي سمبل رزمندگان را تخريب مي‌كرد، سپس سيماي سمبل پشت جبهه را، و آن گاه خودش را براي همه مردم سمبل قرار مي‌داد. و در اين برنامه، شعار «پاي وحدت بر سر كفر و مسلماني زديم» صوفيان، و نيز شعار بي ريشه و جعلي آنان يعني «هل الدين الا الحب»[3] سخت به كار او مي‌آمد. ترويج جهاد اكبر نه براي جهاد اكبر بل براي از بين بردن جهاد اصغر، عين مكتب محي‌الدين و عين زندگي عملي اوست. آن هم در بحبوحه جنگ‏هاي صليبي‌. طبيعت خطر پرهيزي بشر نيز در كمك و ياري محي‌الدين بود. و عامل قوي‌تر از همه، تصوف زدگي مردمان سنّي ـ كه شعار «من لا شيخ له فشيخه شيطان» عقيده اول همگان بود ـ پيشاپيش زمينه را براي اهداف او كاملاً آماده كرده بود. در زمان سيف الدول‍ه حمداني كه بر صليبيان پيروز مي‌شد و دفاع مي‌كرد، روح جامعه به اندازه عصر محي‌الدين دچار آفت و خوره تصوف نگشته بود. صلاح الدين ايّوبي نيز آخرين شعله شمعي بود كه پيامبر(ع) بر افروخته بود. در زمان محي‌الدين و در اواخر عمر او اندلس يعني وطن اصلي محي‌الدين سقوط كرد. زيرا «دين جهاد» به وسيله صوفيان و به ويژه در اثر فعاليت‏هاي گسترده و برنامه ريزي شده محي‌الدين به «دين عشق»، «دين حبّ» تبديل شده بود. محققين از قديم گفته‏اند: 1ـ دين يهود، «دين رقابت با يهوه» ـ رقابت بشر با خدا ـ است. حتي يعقوب با خدا كشتي مي‌گيرد. و يا وقتي كه به موسي وحي مي‌شود «تو سرزمين موعود را نخواهي ديد» مي‌گويد: عجب خداي فتنه‌گر هستي‌. و دانشمندان يهودي هر اختراع و اكتشاف را غلبه بر طبيعت و پيروز شدن بر خداوند، تلقي مي‌كنند و گاهي به آن تصريح مي‌كنند. 2ـ مسيحيت، دين محبت است و در اين دين رابطه خدا با بشر يك رابطه حبّي و «محبت» است. 3ـ دين اسلام، دين «عبادت» و «خشيت» و «جهاد» است كه ليبرال‌هاي امروز آن را به «خشونت» معني مي‌كنند. اينك محي‌الدين رسماً اعلام مي‌كند كه دين اسلام را به «دين حبّ» تبديل كرده است و خشونت (جهاد) مسلمانان را به روحيه سازشكارانه تبديل كرده است و اين موقعيت را جشن مي‌گيرد، و مي‌سرايد، بشنويد: لقد كنت قبل اليوم انكرت[4] صاحبي‌ پيش از اين دوستم را بد مي‏پنداشتم و دفع مي‏كردم‏ اذا لم يكن ديني الي دينه دان چون دين من با دين او سازگار نبود. وقد صار[5] قلبي قابلاً كلّ صورة و اينك قلبم پذيراي هر عقيده گشته است‏ فديراً لرهبان و مرعي لغزلان ديري براي راهبان و چراگاهي براي آهوان جوان، شده است. و بيت نيران و كعبة طائف‏ هم آتشكده است و هم كعبه براي طواف كنندگان‏ و الواح تورات و مصحف قرآن‏ هم الواح تورات و هم مصحف براي قرآن شده است. ادين بدين الحبّ انّي توجّهت‏ متدين به دين حبّ هستم كه خودم به راه انداخته‏ام ركائبه فالحبّ ديني وايماني‌ مركب‏هاي آن را، پس «محبت» دين و ايمان من است. توضيح: 1 ـ خود همين اشعار دليل گويا و برهان كامل است بر اين كه: الف: از سروده‏هاي اواخر بل آخر عمر اوست و درست يك «گزارش كار» است. ب: كاملاً احساس پيروزي وموفقيت مي‌كند و به شدت از نتيجه كار و برنامه‏اش شادمان است. ج: سه بيت اول «زبان حال جامعه مسلمانان» است نه خودش. مي‌گويد: مسلمانان مردمي خشن و پر دافعه بودند كه دوستان خود يعني مسيحيان را بد مي‌پنداشته و دفع مي‌كردند، اينك قلب‌شان پذيراي آتش‌پرستي زردشتيان و رهبانيت مسيحيان و تورات يهوديان شده است. جمله «چراگاه آهوان شده است» سخت دقيق و قابل توجه است. در اين دوران جنگ‏هاي صليبي، مسيحيان به اين نتيجه رسيده بودند كه نكته حساس، جنگ اندلس است و آن را در رأس امور جنگي قرار داده بودند. پيش از آن قلب حساس جنگ را بيت المقدس مي‌دانستند و زن و مرد، كودك و جوان با فتواي پاپ در يك نهضت عمومي اروپائي‌، حمله‏ها كردند اما شكست خوردند. در دوره مورد بحث، اندلس (اسپانيا) را قلب قرار دادند و مسئله فلسطين را به برنامه بعدي (كه در همين مبحث توضيح خواهم داد) وا گذاشتند. او در ضمن توضيح وضعيت پذيراي قلب مردم مسلمان، ايهاماً نيز مي‌گويد كه با شكست مسلمانان در اسپانيا، اندلس كه قلب مسيحيان بود اينك چراگاه دختران مسيحي شده است. لطفاً به فن «ايهام» در هنر و ادبيات توجه فرمائيد. د: بيت چهارم كه آخرين است اعلام دين شخص خودش است. او در ابيات پيش قلب مسلمانان را محل آميختگي‌هائي از اديان مختلف، معرفي مي‌كند كه همان «پاي وحدت بر سر كفر ومسلماني زديم» است. اما در بيت چهارم دين خودش را خالص و كامل معرفي مي‌كند: متدين به دين حبّ (مسيحيت) هستم. جمله بعدي يعني «انّي توجّهت ركائبه: كه خودم مركب‏هاي دين محبت را به راه انداخته‏ام» بس گويا، شگفت، صريح و داراي پيام سترگ است. مي‌گويد من راه را باز كردم تا مركب‏هاي دين محبت پيش‌روي كنند. و براستي او اينكار بزرگ را انجام داد و مسلمانان را بي‌حميت و بي‌غيرت كرد كه نه به اندلس نيرو اعزام كردند و نه در پشت جبهه كاري كردند. مردان مسلمان اندلس قتل و عام شدند زنان و كودكان اسير و برده صليبيان گشتند و... . در آخر با حرف «فـ » نتيجه مي‌گيرد كه «فالحبّ ديني و ايماني: پس محبت دين و ايمان من است» باز اين جمله داراي ايهام است هم اعلام مي‌كند كه مسيحيت دين من است و هم اِشعار دارد كه امروز (پس از پيروزي مسيحيان در اندلس) مسيحيتي كه در اندلس است و نيز ايمان مسيحي كه امروز اندلس را گرفته، مال من است، محصول فعاليت‏هاي من است نه محصول كار نظاميان مسيحي‌، پيروزي مال من است نه نظاميان. انصافاً اين ادعاي او عين واقعيت است. اما با اين كه اشعار بالا بس روشن، گويا، صريح، نصّ و بليغ است، مي‌دانم كه خواننده سخت دچار شگفتي شده و توقع دارد ادلّه ديگري نيز براي اين موضوع برايش تقديم شود. زيرا شيخ اكبر كجا و اين برنامه كجا، شيخ اعظم كه برخي از مسلمانان ساده لوح از او بت ساخته‏اند و قبله ملاصدرا و اميد صدرائيان است، چنين ماهيتي داشته!؟! و بدين گونه از آب در مي‌آيد؟! عرض مي‌كنم آري به چشم، ادلّه ديگر نيز مي‌آورم، لطفاً شما اين چند برگ را به همراه من بيائيد تا ملاحظه فرمائيد. پيش از هر مطلبي اين نكته را به ياد داشته باشيد او كه در اين اشعار به نتايج فعاليت خود مي‌بالد بي‌ترديد در پايان فعاليت‏ها است يعني اين ابيات را در «قونيه» كه ساكن آنجا شده بود و پس از خروج از اندلس در هيچ جائي رسماً ساكن نشده بل همه جا را گشته و در قونيه ساكن شده است. و اين نص عبارت فريد وجدي در «دائرة المعارف» است. اكنون پرسش اين است در قونيه چرا؟ لطفاً اين سؤال «در قونيه چرا؟» را به خاطر داشته باشيد كه بس مهم است و شرحش خواهد آمد.

منبع : کتاب محی الدین در آیینه فصوص . نوشته استاد مرتضی رضوی . این کتاب در دوجلد در قفسه کتابخانه مجازی سایت بینش قرار دارد. آدرس کتابخانه مجازی سایت بینش نو : http://www.binesheno.com/htm/books/moh2/index.htm



:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت0:5|
تعزيه
تعزيه آييني است كه مردم ايران هر سال و در زمان معين، براي سوگواري شهادت امام حسين، سومين امام شيعيان برگزار مي‌كنند. آييني كه بر آمده از فرهنگ ايران زمين و داراي ويژگي‌هايي است كه آن را از ديگر مراسم مذهبي متمايز مي‌كند. تعزيه آييني است با مبناي اساطيري و برتري‌اش به اين دليل است كه هنرمند ايراني با "شبيه‌سازي"، درام ايراني آفريده است و به اين سبب به عنوان نمايشي سنتي نيز مي‌توان آن را مورد توجه قرار داد، اما اين درام اساطيري چه ويژگي‌هايي دارد؟ و چرا اسطوره‌اي است؟



:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط فاطمه | لينک ثابت |در ساعت12:1|
شق القمر
اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَر (1)
وَ إِنْ یَرَوْا آیَةً یُعْرِضُوا وَ یَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِر (2)

در شب 14 ذي‌الحجه واقعه «شق‌القمر» به اعجاز پيامبر (ص) در مكه رخ داد. از مرحوم طبرسي در اعلام الوري و راوندي در خرائج نقل شده که گفته‏اند اين داستان در سالهاي اول بعثت اتفاق افتاد ولي‏مرحوم علامه طباطبائي در تفسير الميزان در دو جا ذکر کرده که‏اين ماجرا در سال پنجم قبل از هجرت اتفاق افتاد.

در تفاسير آمده‌ است‌ ابوجهل‌ در مكه‌ به‌ همراه‌يك‌ يهودي‌ عالم‌ شب‌ چهاردهم‌ ماه‌ به‌ محضرحضرت‌ رسول‌ (ص‌) رسيدند و ابوجهل‌ گفت‌: اي‌محمد اگر در ادعاي‌ نبوت‌ خود صادق‌ هستي‌،براي‌ ما نشانه‌اي‌ خارق‌العاده‌ و معجزه‌اي‌ عيني‌بياور والا تو را مي‌كشيم‌، پيامبر (ص‌) با خونسردي‌فرمود: از من‌ چه‌ مي‌خواهيد. ابوجهل‌ به‌ يهودي‌روي‌ آورد كه‌ چه‌ چيزي‌ غير ممكن‌ از او بخواهيم‌،مرد يهودي‌ گفت‌: محمد ساحر است‌ هر چه‌ درزمين‌ از او بخواهيم‌ قادر است‌ آن‌ را انجام‌ دهدبه‌ او بگو ماه‌ را بشكافد زيرا جادو در آسمان‌ تاثيرنمي‌كند و ساحر را در آن‌ تصرف‌ و اقتداري‌نيست‌. 



:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت9:2|
متن زیارت عاشورا

بسم الله الرحمن الرحیم

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبدِ الله اَلسَّلامُ عَلَيكَ يَابْنَ رَسُوْلِ الله اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ اَميِر المُؤمِنِيَن وَ ابْنَ سَيِدِ الوَصيّيَن اَلسَّلامُ عَلَيكَ يَا بْنَ فاطِمَةَ سَيِدَةِ نِساءِ العْالَمِينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ الله وَ اَبنِ ثَارِهَ وَالوِتْرَ الْمَوْتُورِ اَلسَّلامُ عَلَيكَ وَ عَلي الَأرواحِ الَّتِي حَلَتْ بِفِنآئِكَ عَلَيكُمْ مِنْي جَمِيعاً سَلامُ اللهِ اَبداً ما بَقَيتُ وَ بَقِيَ الَّليلِ وَ النَّهارُ يا اَبا عَبدِ اللِه لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَتْ وَ عَظُمَتِ الُمصيبَةُ بِكَ عَلَينْا وَ عَلي جَميِع اَهْلِ الِأسْلِام وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ اَلمُصيبَتكَ  في السَّمواتِ عَلي جَميع اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعِنَ اللهُ اُمَّةً اَسَسَتْ اَساسَ الظُّلمِ وَ الجُورِ عَلَيكُمْ اَهْلِ البَيتِ وَلَعَنْ اللهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتي رَتَبِكُمُ اللهُ فيها وَ لَعَنَ اللهُ اُمةً قَتَلَتكُمْ وَ لَعَنَ اللهُ المُمهِدِينَ لَهُمْ بِا لتَمكيِن مِنْ قِتالِكُمْ بَرِئتُ اِلَي اللهِ وَ اِلَيكُمْ مِنهُمْ وَ اَشياعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْليائهِمْ يا اَبا عَبدِ الله اِني سِلْمٌ ِلِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُم اِلي يُومِ القِيمةِ وَ لَعَنَ اللهُ الُ زِيادٍ وَ ال مَروانَ وَلَعَنَ اللهُ بَنِي اُمَيةَ قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللهُ بْنَ مَرجانَةً وَ لَعَنَ اللهُ عُمَرِبْنِ سَعْد وَ لَعَنَ اللهُ شِمراً وَلَعَنَ اللهُ اُمةً اَسْرَجَتْ وَالجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ بِاَبي اَنتَ وَ اُمّي لَقَدْ عَظُمَ مُصابي بِكَ فَاَسئلُ اللهَ الَّذي اَكرَمَ مَقامَكَ وَ اَكْرَمَني اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلي اللهُ عَلَيهِ وَ الِه اَللّهُمَّ اَجْعَلني عِندكَ وَجيهًا با الحُسَينِ عَليهِ السَّلامُ فيِ الدُنيا وَ الأخِرَةِ يا اَبا عَبْدِ اللهِ اِني اَتَقرَّبُ اِليَ اللهِ وَ اِلَي رَسُولِهِ وَ اِلَي اَمير الُمؤمِنينَ وَ اِلي فاطِمَةً وَ ِالي الْحَسَنْ وَ اِلَيكَ ِبمُوالاتِكَ وَ بالَبرائةِ ِممنِ اَسَّسَ ذلِكَ وَ بَني عَليهِ بُنيانَهُ وَ جَري في ظُلمِه وَجَوْرِه عَلَيْكُمْ وَ عَلي اَشياعِكُمَ بَرِئتُ اِليَ اللهِ وَ اِليكُمْ مِنْهُمْ وَ اَتَقَربُ اِلَي اللِه ثمَّ اِلَيكُمْ بِموالاتِكُمْ وَ مُوالاةِ وَلِيكُمْ وَ بِالبَرائةِ مِنْ اَعدائِكُمْ وَ النّاصِبينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَبالبرآئةِ مِنْ اَشياعِهمْ وَ اَتباعِهمْ اِنيّ سِلمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وولٌّي لِمَن والاكُمْ وَ عَدُ وٌّ لِمَنْ عاداكٌمْ فَاسُئلُ الله اَلذي اَكرَمَني بِمَعرفَتِكُمْ وَ مَعرفَةِ اَوليائِكُمْ وَرَزَقنِي اَلبرائَةَ مِن اَعدائِكُمْ  اَنْ يَجعَلنِي مَعَكُمْ في الدُّنيا وَ الاخرةِ وَ اَن يُثَبِتَ لي عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ في الدُّنيا وَالأخرةِ وَ اَسَئلهُ اَن يُبَلغَنيَ المَقامَ الَمحمودَ لَكُمُ عِنْدَ اللهِ وَ اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثاري مَعَ اِمامٍ هُدي ظاهِرٍ ناطِقٍ بالحَقِ مِنْكُمْ وَ اَسئلُ اللهَ بِحَقِكُمْ وَ بِالشَانِ اَلذيِ لَكُمْ عِندهُ اَنْ يَعطنِي بِمصابي بِكُمْ  اَفْضَلَ ما يُعطي مُصاباً بِمُصيبةً ما اَعْظَمَها وَ اَعظمَ رَزَيِتها ِفي اِلاسلامِ وَ في جَميعَ السَّمواتِ وَ الارضِ اَللهُمَّ اجْعَلني في مَقامي هذا ِممَنْ تَنالُهُ مِنكَ صلَواتٌ وَ رحمةٌ وَ مَغفِرةٌ اَللهُمَّ اَجْعَلْ مَحيايَ مَحيا محمدٍ و ال مُحمد وَ مَماتي مَماتَ مُحمدٍ وَ ال مُحمدٍ اَللهمَّ اِنَّ هذا يَوْمٌ تَبركَتْ به بنوامَيَةَ وَ ابْنُ اكِلةَ الأَكبادِ الَّلعينُ ابنُ اللعينِ عَلي لِسانِك وَ لِسانِ نَبِيكَ صليَّ الله عليهِ و اله في كُلِ مَوْطِن وَ مَوقِفٍ وَقَفٍ  فيهِ نَبيكَ صلي الله عليهِ و اللهمَّ الَعن اَبا سُفيانَ وَ معاويةَ وَ يزيدَ بْنَ مُعاويةَ عَليهِمْ مِنكَ الَّلعنةُ اَبَدَ الابِدينَ وَ هَذا يَوْمٌ فَرِحَتْ به ال زِيادٍ وَ الُ مَروانَ بِقَتلِكُمْ اَلحسُيَن صَلواتُ اللهِ عَليهِ اَللهُمَّ فَضاعَفْ عَليهمُ اللعنَ منكَ وَالعذابِ الأَليمَ اللهمَّ اني اتقربُ اليكَ في هذا اليومِ وَفي مَوقفي هذا وَ اَيام حَيوتي بِالبرآئةِ مِنهم وَاللعنةِ عَليهَمّْ السلامُ پس مي گويي صَد مرتبه اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علي ذالكَ اللهمَّ العنِ العصابةَ التي جاهدتِ الُحسين وَشايعتْ و بايِعتْ و تابِعتْ علي قِتله اللهمَّ العنهم جميعاً پس ميگوئي صد مرتبه السلام عليكَ يا ابا عَبداللهِ وَ علي الاَرواح الَّتي حَلت بفنآئِكَ عليكَ مِني سلامُ الله ابداً ما بَقيتُ وَ بقيَ الليلُ وَ النهارَوَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمني لزيارتكم السلامُ علي الحسين وعلي علي بن الحيسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين پس مي گوئي اللهمَ خُصَّ انتَ اَوّل ظالم باللعن مني وَابدَءُ به اولاًثمَّ الثاني وَالثالث َوَالرابعَ اللهمَّ العنِ يزيد خامساً و العن عبيدَ اللهِ بن زيادٍ و ابن مرجانةَ و عمربن سعد وَ شمراً و ال ابي سفيانَ وَال زياد و ال مروان و الي يوم القيامَة پس سجده مي روي و ميگوئي اللهمَّ لكَ الحَمد حمدَ الشاكرينَ لَكَ علي مصابهم الحمدُ للهِ علي عَظيمِ رَزيتي اللهمَّ ارزقني شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُروُدِ وَثبِتْ لي قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدِكَ مَعَ الحُسَينِ وَ اَصْحابِ الحُسَينِ الَّذينَ بَذَلُوا مُهْجُهْم دُوْنَ الحُسَينِ عَلَيه السَّلام

***

زيارت عاشورا 

زیارت عاشورا



نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت2:29|
      نجوا از روزی که به این دنیا آمدی نمی گویم که به انتظارت بودم بلکه هزاران سال پیش می گویم تو در این هزار و اندی سال پیش به دنیا نیا مده ای بلکه هزاران سال است که تمام هستی هر بامداد بر تو سلام میکنند و انتظارت را میکشند. روی مگردان زمن من که از غیر تو بگسسته ام بر کرم و لطف تو دل بسته ام من به تمنای وصال توام طالب دیدار جمال توام من چه کنم گر که نخوانی مرا؟ یا ز در خویش برانی مرا؟ آمدوام .روی مگردان زمن چشم من و لطف تو یابن الحسن.! حدیث عشق حضرت علی (ع) می فرمایند: - به سبب مهدی عج ما حجتها تمام میشود و هم او آخرین امامان و. رهایی بخش امت. نهایت نور و راز پوشیده است . هر کس به ریسمان ما چنگ زند شادمان باشد و در قیامت با مهر و محبت ما بر انگیخته شود. ا

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت8:37|
اثرات نگاه آلوده(چشم چراني) و کنترل نگاه

 

اثرات نگاه آلوده(چشم چراني) و کنترل نگاه

قرآن کريم مي فرمايد:

بھ مؤمنان بگو چشمان خود را فرو بندند و دامن خود را حفظ كنند، اين براي آنھا پاكيزه تر است و خدا بھ آنچھ مي كنند، آگاه

است.

قُل لِلمؤمِنينَ يغُضُّوا مِنْ اَْبصارِھِمْ وَ يَحفَظُوا فرجَھُ م ذلِكَ اَزْكي لَھٌم اِنَّ لله خَبيرٌ بِما يَصْنَعونَ

و پس از آن فرمود :

بھ زنان با ايمان بگو چشمانشان را (از نامحرم) فرو بندند و دامن خود را حفظ كنند.

وَ قُلْ لِلْمؤمِناتِ يَغْضُضنَ مِنْ اَْبصارِھنَّ وَ يَحفَظنَ فُروجَھُ ن...

حضرت علي (ع) درباره مواظبت و حفاظت از چشمھا فرمود:

چيزي در بدن كم سپاستر از چشم نيست، خواستھ اش را ندھيد كھ شما را از ياد خدا باز مي دارد.

لَيْ س فِي الْبَدَنِ شَي ء اَقَلَّ شٌكر ا مِنَ الْعَيْنِ فَلا تُعطوھا سٌؤلَھا فَتَشْغَلكُم عَنْ ذِكْرِ للهِ عَزَّ وَجَل

حضرت امام صادق (ع) فرمود:

چشم چراني، تخم شھوت را در دل مي كارد و چنين كاري براي نگاه كننده كافي است كھ منشأ فتنھ گردد.

نگاه كردن بھ ناموس ديگران، خواست شيطان است. چشمي كھ تيرھاي آلوده نگاه را بھ نامحرمان پرتاب مي كند، محل كمين

شيطان است. شيطان از كمان چشم ھاي او ناموس ديگران را نشانھ مي گيرد.

اَلنَّظرَ ة بَعْ د النًّظرَ ة تَزرِ ع في الْقَلبِ الشَّھْوَ ة وَ كَفي بِھا لِصاحِبِھا فِتْنَ



:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت9:41|
عید بزرگ ولایت
عید بزرگ ولایت ؛ عید سعید و عظیم شیعه ؛ عید غدیر خم را بر تمامی شیعیان مولا علی (ع) تبریک عرض می کنم !
انشاالله همگی پیروی واقعی ولایت امیرالمومنین (ع) باشیم !
ولایه علی ابن ابیطالب حصنی ؛ فمن دخل حصنی امن من عذابی
الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت امیر المومنین علی بن ابی طالب

مولا علی (ع) :
کمترین حقی که خداوند بر گردن شما دارد این است که از نعمتهایش برای ارتکاب گناه کمک نگیرید !
 
  


نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت22:33|
زیارت امام هادی (ع)

السلام عليكم يا اهل بيت النبوة و موضع الرسالة و مختلف     الملائكة و مهبط الوحى و معدن الرحمة و خزان العلم و منتهى الحلم و اصول الكرم     و قادة الامم و اولياء النعم و عناصر الابرار و دعائم الاخيار و ساسة العباد و     اركان البلاد و ابواب الايمان و امناء الرحمن و سلالة‏النبيين و صفوة المرسلين     و عترة خيرة رب العالمين و رحمة الله و بركاته السلام على ائمة الهدى و مصابيح     الدجى و اعلام التقى و ذوى النهى و اولى الحجى و كهف الورى و ورثة الانبياء و     المثل الاعلى و الدعوة الحسنى و حجج الله على اهل الدنيا و الاخرة و الاولى و     رحمة الله و بركاته السلام على محال معرفة الله و مساكن بركة الله و معادن حكمة     الله و حفظة سر الله و حملة كتاب الله و اوصياء نبى الله و ذرية رسول الله صلى     الله عليه و اله و رحمة الله و بركاته السلام على الدعاة الى الله و الادلاء     على مرضاة الله و المستقرين [و المستؤفرين] فى امر الله و التامين فى محبة الله     و المخلصين فى توحيد الله و المظهرين لامر الله و نهيه و عباده المكرمين الذين     لا يسبقونه بالقول و هم بامره يعملون و رحمة الله و بركاته السلام على الائمة     الدعاة و القادة الهداة و السادة الولاة و الذادة الحماة و اهل الذكر و اولى     الامر و بقية الله و خيرته و حزبه و عيبة علمه و حجته و صراطه و نوره و برهانه     و رحمة الله و بركاته اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له كما شهد الله     لنفسه و شهدت له ملائكته و اولوا العلم من خلقه لا اله الا هو العزيز الحكيم و     اشهد ان محمدا عبده المنتجب و رسوله المرتضى ارسله بالهدى و دين الحق ليظهره     على الدين كله و لو كره المشركون و اشهد انكم الائمة الراشدون المهديون     المعصومون المكرمون المقربون المتقون الصادقون المصطفون المطيعون لله القوامون     بامره العاملون بارادته الفائزون بكرامته اصطفاكم بعلمه و ارتضاكم لغيبه و     اختاركم لسره و اجتباكم بقدرته و اعزكم بهداه و خصكم ببرهانه و انتجبكم لنوره     [بنوره] و ايدكم بروحه و رضيكم خلفاء فى ارضه و حججا على بريته و انصارا لدينه     و حفظة لسره و خزنة لعلمه و مستودعا لحكمته و تراجمة لوحيه و اركانا لتوحيده و     شهداء على خلقه و اعلاما لعباده و منارا فى بلاده و ادلاء على صراطه عصمكم الله     من الزلل و امنكم من الفتن و طهركم من الدنس و اذهب عنكم الرجس و طهركم تطهيرا     فعظمتم جلاله و اكبرتم شانه و مجدتم كرمه و ادمتم [و ادمنتم] ذكره و وكدتم     [ذكرتم] ميثاقه و احكمتم عقد طاعته و نصحتم له فى السر و العلانية و دعوتم الى     سبيله بالحكمة و الموعظة الحسنة و بذلتم انفسكم فى مرضاته و صبرتم على ما     اصابكم فى‏جنبه[حبه] و اقمتم الصلوه و اتيتم الزكوة و امرتم بالمعروف و نهيتم     عن المنكر و جاهدتم فى الله حق جهاده حتى اعلنتم دعوته و بينتم فرائضه و اقمتم     حدوده و نشرتم [و فسرتم] شرايع احكامه و سننتم سنته و صرتم فى ذلك منه الى     الرضا و سلمتم له القضاء و صدقتم من رسله من مضى فالراغب عنكم مارق و اللازم     لكم لاحق و المقصر فى حقكم زاهق و الحق معكم و فيكم و منكم و اليكم و انتم اهله     و معدنه و ميراث النبوة عندكم و اياب الخلق اليكم و حسابهم عليكم و فصل الخطاب     عندكم و ايات الله لديكم و عزائمه فيكم و نوره و برهانه عندكم و امره اليكم من     والاكم فقد والى الله و من عاداكم فقد عادى الله و من احبكم فقد احب الله و من     ابغضكم فقد ابغض الله و من اعتصم بكم فقد اعتصم بالله انتم الصراط الاقوم     [السبيل الاعظم] و شهداء دار الفناء و شفعاء دار البقاء و الرحمة الموصولة و     الآية المخزونة و الامانة المحفوظة و الباب المبتلى به الناس من اتيكم نجى و من     لم ياتكم هلك الى الله تدعون و عليه تدلون و به تؤمنون و له تسلمون و بامره     تعملون و الى سبيله ترشدون و بقوله تحكمون سعد من والاكم و هلك من عاداكم و خاب     من جحدكم و ضل من فارقكم و فاز من تمسك بكم و امن من لجا اليكم و سلم من صدقكم     و هدى من اعتصم بكم من اتبعكم فالجنة ماواه و من خالفكم فالنار مثواه و من     جحدكم كافر و من حاربكم مشرك و من رد عليكم فى اسفل درك من الجحيم اشهد ان هذا     سابق لكم فيما مضى و جار لكم فيما بقى و ان ارواحكم و نوركم و طينتكم واحدة     طابت و طهرت بعضها من بعض خلقكم الله انوارا فجعلكم بعرشه محدقين حتى من علينا     بكم فجعلكم فى بيوت اذن الله ان ترفع و يذكر فيها اسمه و جعل صلوتنا[صلواتنا]     عليكم و ما خصنا به من ولايتكم طيبا لخلقنا و طهارة لانفسنا و تزكية [و بركة]     لنا و كفارة لذنوبنا فكنا عنده مسلمين بفضلكم و معروفين بتصديقنا اياكم فبلغ     الله بكم اشرف محل المكرمين و اعلى منازل المقربين و ارفع درجات المرسلين حيث     لا يلحقه لاحق و لا يفوقه فائق و لا يسبقه سابق و لا يطمع فى ادراكه طامع حتى     لا يبقى ملك مقرب و لا نبى مرسل و لا صديق و لا شهيد و لا عالم و لا جاهل و لا     دنى و لا فاضل و لامؤمن صالح و لا فاجر طالح و لا جبار عنيد و لا شيطان مريد و     لا خلق فيما بين ذلك شهيد الا عرفهم جلالة امركم و عظم خطركم و كبر شانكم و     تمام نوركم و صدق مقاعدكم و ثبات مقامكم و شرف محلكم و منزلتكم عنده و كرامتكم     عليه و خاصتكم لديه و قرب منزلتكم منه بابى انتم و امى و اهلى و مالى و اسرتى     اشهد الله و اشهدكم انى مؤمن بكم و بما امنتم به كافر بعدوكم و بما كفرتم به     مستبصر بشانكم و بضلالة من خالفكم موال لكم و لاوليائكم مبغض لاعدائكم و معاد     لهم سلم لمن سالمكم و حرب لمن حاربكم محقق لما حققتم مبطل لما ابطلتم مطيع لكم     عارف بحقكم مقر بفضلكم محتمل لعلمكم محتجب بذمتكم معترف بكم مؤمن بايابكم مصدق     برجعتكم منتظر لامركم مرتقب لدولتكم اخذ بقولكم عامل بامركم مستجير بكم زائر     لكم لائذ عائذ بقبوركم مستشفع الى الله عز و جل بكم و متقرب بكم اليه و مقدمكم     امام طلبتى و حوائجى و ارادتى فى كل احوالى و امورى مؤمن بسركم و علانيتكم و     شاهدكم و غائبكم و اولكم و آخركم و مفوض فى ذلك كله اليكم و مسلم فيه معكم و     قلبى لكم مسلم و رايى لكم تبع و نصرتى لكم معدة حتى يحيى الله تعالى دينه بكم     ويردكم فى ايامه و يظهركم لعدله و يمكنكم فى ارضه فمعكم معكم لا مع غيركم     [عدوكم] امنت‏بكم و توليت اخركم بما توليت‏به اولكم و برئت الى الله عزوجل من     اعدائكم و من الجبت و الطاغوت و الشياطين و حزبهم الظالمين لكم الجاحدين لحقكم     و المارقين من ولايتكم و الغاصبين لارثكم الشاكين فيكم المنحرفين عنكم و من كل     وليجة دونكم و كل مطاع سواكم و من الائمة الذين يدعون الى النار فثبتنى الله     ابدا ما حييت على موالاتكم و محبتكم و دينكم و وفقنى لطاعتكم و رزقنى شفاعتكم و     جعلنى من خيار مواليكم التابعين لما دعوتم اليه و جعلنى ممن يقتص اثاركم و يسلك     سبيلكم و يهتدى بهديكم و يحشر فى زمرتكم و يكر فى رجعتكم و يملك فى دولتكم و     يشرف فى عافيتكم و يمكن فى ايامكم و تقر عينه غدا برؤيتكم بابى انتم و امى و     نفسى و اهلى و مالى من اراد الله بدء بكم و من وحده قبل عنكم و من قصده توجه     بكم موالى لا احصى ثنائكم و لا ابلغ من المدح كنهكم و من‏الوصف قدركم و انتم     نور الاخيار و هداة الابرار و حجح الجبار بكم فتح الله و بكم يختم [الله] و بكم     ينزل الغيث و بكم يمسك السماء ان تقع على الارض الا باذنه و بكم ينفس الهم و     يكشف الضر و عندكم ما نزلت‏به رسله و هبطت‏به ملائكته و الى جدكم (و اگر زيارت‏اميرالمؤمنين     عليه‏السلام باشد به جاى و الى جدكم بگو:و الى اخيك) بعث الروح الامين اتاكم     الله ما لم يؤت احدا من العالمين طاطا كل شريف لشرفكم و نجع كل متكبر لطاعتكم و     خضع كل جبار لفضلكم و ذل كل شى‏ء لكم و اشرقت الارض بنوركم و فاز الفائزون     بولايتكم بكم يسلك الى الرضوان و على من جحد ولايتكم غضب الرحمن بابى انتم و     امى و نفسى و اهلى و مالى ذكركم فى الذاكرين و اسماؤكم فى الاسماء و اجسادكم فى     الاجساد و ارواحكم فى الارواح و انفسكم فى النفوس و اثاركم فى الاثار و قبوركم     فى القبور فما احلى اسمائكم و اكرم انفسكم و اعظم شانكم و اجل خطركم و اوفى     عهدكم و اصدق وعدكم كلامكم نور و امركم رشد و وصيتكم التقوى و فعلكم الخير و     عادتكم الاحسان و سجيتكم الكرم و شانكم الحق و الصدق و الرفق و قولكم حكم و حتم     و رايكم علم و حلم و حزم ان ذكر الخير كنتم اوله و اصله و فرعه و معدنه و ماواه     و منتهاه بابى انتم و امى و نفسى كيف اصف حسن ثنائكم و احصى جميل بلائكم و بكم     اخرجنا الله من الذل و فرج عنا غمرات الكروب و انقذنا من شفا جرف الهلكات و من     النار بابى انتم و امى و نفسى بموالاتكم علمنا الله معالم ديننا و اصلح ما كان     فسد من دنيانا و بموالاتكم تمت الكلمة و عظمت النعمة و ائتلفت الفرقه و     بموالاتكم تقبل الطاعة المفترضة و لكم المودة الواجبة و الدرجات الرفيعة و     المقام المحمود و المكان [و المقام] المعلوم عند الله عز و جل و الجاه العظيم و     الشان الكبير و الشفاعة المقبولة ربنا امنا بما انزلت و اتبعنا الرسول فاكتبنا     مع الشاهدين ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا و هب لنا من لدنك رحمة انك انت     الوهاب سبحان ربنا ان كان وعد ربنا لمفعولا يا ولى الله[يا اولياء الله] ان     بينى و بين الله عزوجل ذنوبا لا ياتى عليها الا رضاكم فبحق من ائتمنكم على سره     و استرعاكم امر خلقه و قرن طاعتكم بطاعته لما استوهبتم ذنوبى و كنتم شفعائى     فانى لكم مطيع من اطاعكم فقد اطاع الله و من عصاكم فقد عصى الله و من احبكم فقد     احب الله و من ابغضكم فقد ابغض الله اللهم انى لو وجدت شفعاء اقرب اليك من محمد     و اهل بيته الاخيار الائمة الابرار لجعلتهم شفعائى فبحقهم الذى اوجبت لهم عليك     اسئلك ان تدخلنى فى جملة العارفين بهم و بحقهم و فى زمرة المرحومين بشفاعتهم     انك ارحم الراحمين و صلى الله على محمد و اله الطاهرين و سلم تسليما كثيرا و     حسبنا الله و نعم‏الوكيل.

 



نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت |در ساعت1:27|

Copyright © 2008

www.seieda.ir & www.seieda.blogfa.com & :www.taktemp.com طراح قالب تک تمپ و ویرایش شده سیدا