تجدد گرایی (یعنی مصرف جدید )
جامعه اروپایی توانسته ابزارهای کالاهای مدرن خود را در کشورهای غیر اروپایی به فروش می رساند و برخی از افکار و مذاهب خود رابه این جوامع ارائه میکند .ریشه پیدا شدن تجدد یعنی به اصطلاح متمدن چیست.
کار خانه های ارایش که به سرعت گسترش پیدا می کنند در اروپا که میگویند باید وارد افریقا و اسیا کنیم .برا اینکه اینها را به خورد شان بدهند باید چیکار کنند چون اینها مواد زینتی و ارایشی وسنتی دارند که نیازی ندارند بنابراین این کالاها رو دست می مانند. می گویند چیکار کنیم می گویند طرز تفکر شون طوری نیست که بخواهند مصرف کنند – برا اینکه خانمها و اقایان کالایی را بخرند باید یک ملت را عوض بکنیم همه چیز انها عوض شود حتی مبلمان – چه کسی میتواند روح انها را عوض کند . اینجا نه سر مایه دار و. نه کسی که کالا را تولید میکند بلکه متفکران .
که میگویند باید طرز تفکر و سلیقه شون حتی ارزوها سلیقه ایده ها . روابط اجتماعی اوقات فراغت . انها می گویند باید همه یکجور فکر کنند وتحت سلطه ما باشند اما میگن همه نمی شود پس چه باید کرد چه چیزی نمی گذارد فرهنگ .تاریخ و هنر مربوط به خودشان .
به هر حال برا اینکه همه یکنواخت بشوند باید همه این شکلها از بین بروند یعنی الگی اروپاییان را بپذیریم یعنی اسیایی و افریقایی همه مثل انها شوند همه چیز یک شکل شود پوشش ارزوها جامعه .
پس بنابراین یکمرتبه یک فرهنگ جدیدی به نام تجدد گرایی عرضه شد تجدد بهترین ضربه برای انسان غیر اروپایی در هر قالب و شکل خودش بیرون می اورد و میگویند تنها کار ما اروپاییهاست . وسوسه متجدد شدن را با هر مذهبی که است مصرف متجدد شدن را به وجود بیاوریم اگر به هر شکلی عشق متجدد شدن را به وجود بیاوریم خودشان همکاری خواهند کرد در نتیجه میگویند هر مذهب به هر شکلی توسط ما از بین خواهد رفت پس همه وجه مشترک وسوسه متجدد شدن است .
متجدد شدن یعنی شبیه اروپایی شدن – یعنی کالاهای جدیدی .اشکال جدیدی مصرف کردن . یعنی کالاهای اصیل و ملی خودشون نیست یعنی تنها هدف انها اینه که از نظر مصرف متجدد شدن پس میگویند انها این خوراک جدید را نمی پذیرن . پس چه باید کرد . پس میگویند باید بگوییم تجدد یعنی تمدن .
چرا
چون هر انسانی در ارزوی متمدن شدن است بنابراین خودشان همکاری میکنند بنابراین بیشتر روشنفکران ما کوشیدند کالاهای ما جدید بشود (یعنی انسانی که مصرف جدید میکند ) خودش نمی سازد – جامعه نمی سازد که خودش جدید شده بنابراین خود به خود وابسته می شود به ان ماشینی که میخواهد متجدد شود .اقای شریعتی در خاطرهای که دارن
میگوید روزی در اروپا دیدم روی تابلوی تبلیغ کارخانه ماشین زده به یک جامعه شناس نبازمندیم
ما رفتیم ر زدیم دیدم که انجا کارخانه ماشین سازیه و انها گفتن ما جامعه شناس به خاطر این میخواهیم که ماشینهای ما به فروش برسه .پس به بررسی وضعیت قومی مذهبی ان جامعه نیازمندیم . البته ان منطقه افریقای سیاه بوده .
افریقایی که نه خانه بوده نه جاده کشی .نه مسکن . بلکه با سنت خودشون و به پرورش اسبهایی و گله ها و سگهایی که افتخار می کردن که بعد چند ماه دیدیم اینها مدرنترین رنو ها را در اختیار دارن اروپاییها گفتن انها خودشون اسب دارن ما که نمیتونین اسب به خوردشون بدهیم . پس برا اینکه انها را وابسته کنن . تجدد گرایی را ارائه دادن . با از بین برن مذهب و تاریخ و هنر و سنتهای محلیشان .
و کشتن همدیگر . سابقه نداشته که در افریقا کسی کسی را بکشد . پس این اروپاییان اینها را به خورد ما می دهند .
با کوبیدن مخصوصا مذهب (یعنی کسی که مذهب داره فکر کنه که حقیره )
که می گویند اگر مذهب از بین برود ما راحتر سلطه پیدا میکنیم
با ارائه اینکه به ما بقو بلاندکه انها اصیل هستند یعنی از نظر مغز انها روشنفکر تر و اسیایی و افریقایی از نظر مغز سیاه هستند و قدرت تکنیک و تفکر را ندارن و فقط نزاد ما برتر هست طوری که اگر ما بررسی کنیم جوامع ما نسبت به جوامع انها قدمت بیشتری دارد و جوامع انها به تازگی پیدا شده
انها را اگر بررسی کنیم مردم انها می گویند که ما از جاز بدمان میاید
یعنی اینکه شلوغ و اعصاب خورد کن در حالی که یک افریقایی حق گفتن این حرف را ندارد و فقط میتواند سرود محلی بخواند و رقص کند یعنی اینها اینگونه این افکار را درا انها پرورش دادن که انها حقیر هستن و انها وحشی
در صورتی که این وحشی گرایی را انها با کوفتن مذهب . تاریخ و فرهنگ و هنر بو جود اوردن .
نوشته شده توسط سارا | لينک ثابت
|در ساعت11:19|