تبليغاتX
گروه آموزشی سیدا
HOME
صفحه اصلي
archieve Teamplate آرشیو Contact us
تماس با ما
blogfa
سایت بلاگفا

منو كاربري


با عرض سلام وادب خدمت شما دوستان عزیزم
این وب یک وب گروهی است که با همکاری دوستان عزیزم می خواهیم یک دنیای ارتباط خود با شما باشیم و بعضی از چیزهای که برای یک وب نویس و یک فرد مفید است در سیدا قرار دهیم همینجا از کسانی که دوست دارن در جم زیبا و خوب ما باشند دعوت میشود که در قسمت نظرها خود را معرفی کنند و با شناختی که پیدا می کنیم اورا به عنوان یک همکار و نویسند در سیدا مشاهده کنیم
دوستدار همه دوستان

آرشيو مطالب

نويسندگان

مدیر گروه
سیدا

استادان. همکاران

جستجوي

جستجوي "لطفا از کلمات کلیدی برای جستجو استفاده کنید !!!


لينك روزانه

آخرين مطالب

نظریه گروه درباره لینک و بنرها
بنام خورشيد
یک تمپلیت بی نظیر برای جوملا و یک سیستم کامیونیتی
هیپنوتیزم چیست
آخرین شماره مجله دیجیتال آرت
آخرین تمپلیت جوملا از گروه جوملا آرت
نرم افزاری برای ساخت تمپلیت برای جوملا
یکی از بهترین ماژول های گالری عکس جوملا - نسخه حرفه ای کامل
راز عدد هفت كاخ ، هفت آفاق ، هفت سفره
رهنمودهايي چند در انتخاب همسر
میلاد حضرت علی مبارکباد
احمدي‌نژاد: داماد تهران منم؛ آراي تهران بزرگ مخدوش است
راه‌حلی جدید برای مشکل بی‌مویی
ماشین سگ شویی!! (+عکس)
بیانیه شماره 459 مهندس موسوی پیرامون انتخابات
ساختمان‌هاي ديدني جهان
نرم افزار نخستین مرورگر فارسی جهان با نام تیزبال
رازهای شخصیتی شما از زبان گل‌ها!
آموزش بدست آوردن عشــق!
انتخاب نام روستاها و محله ها برای فرزندان

فهرست

صفحه نخـــــست گروه سیدا
خـــانه كردن گروه آموزشی سیدا
پـست الکترونیک
آرشیو کل
RSS
تماس با ما

موضوعات

جوملا.قالب .مازول .کامپونت.پلاگین طالع بینی وضرب المثل مجموعه طنز و فيلم و اس ام عکس و دیدنیهای ایران شعر های عرفانی شعرهای مذهبی شعرهای نو جدید کلیپ صوتی کلیپ صوتی مذهبی کلیپ تصویری کلیپ تصویری مذهبی مطالب سیاسی مطالب اجتماعی مطالب مذهبی مطالب خانوادگی مطالب پزشکی کدهای جاوا کدهای موزیک کدهای برنامه وب معرفی قالب وبلاگ دانلود برنامه نت دانلود برنامه گرافیگی دانلود برنامه مدیا دانلودامنیتی ترفندهای اینترنت ترفندهای رایانه آموزش،ابزاروبلاگ نویسی فیلتر ش ک ن جدید موبایل .ترفندها. برنامه ها دانلود برنامه هک و آموزش دانستنیها مراجع تقلید معرفی سایتهاي مجاز و مفيد دانلود کتب مذهبی دانلود کتب الکترنیکی آثار شهید استاد مطهری کلیپ فلش خبری-گوشه دنیا دانلود نرم افزار سنتی ایران آموزش گوناگون رایانه و نت دانلود متفرقه آموزش آشپزی احادیث روز flash وب -2و دیکشنری روان شناسی و مهارتهای زندگی دکوراسیون منزل کودک و نوجوان

پيوند وبلاگ

اورچین 7
تک تمپ
سید
پنجره
مجادله
نوانديشان
سکوت
سکوتی لبریز باریدن
اینک ما...
وب آزاد
اتاق هومن
فقط بهترین
سينا گرافيگ
سرزمین آرزوها
بازي سرنوشت
رنگین کومنی
مرکز دانلود موبایل
وب مذهبي ائمه اطهار
اسلام .آيين زندگي.
گروه آموزشی شیعه
طراحي آزاد گرافيگ
نجاتگران امدادونجات
مولای تنها و غریبم!!!
امــنــیـــت در شبکه اینترنت
شاید این جمعه بیایدشاید
ای کاش سرنوشت جز ...
جوانان شهر شیران دلاور
موسسه علمی فرهنگی نینوا
صبح وصال.قلب شيشه اي
يا علي مدد.عاشقان امي
%%%% پاییز 86 %%%%
2+!2=5 به كسي چه مربوط
موبایل رایگان
دهکده تخصصی موبایل و رایانه
OSAP (اُساپی)
قالبهای زیبا برای وب و وبلاگ
کشکول
همدم تنهایی
عشاق الرضا(ع)
سیاهرگ بزرگ موسیقی ایران
خموشانه
جامعترین كتابخانه مجازي
گروه آموزشي و دانلود كارآمد
عاشقانه ترين 7 فيلم تاريخ
به وبلاگ من خوش امديد
پايگاه اسلامي شيعه
گلچين
معجزه قران و ادعيه
فيد ساز
سکوتی لبریزباریدن
گروه اموزشی شیعه
بیابانها و کویرهای ایران
جادوی سبز
مشق عاشقی
عجايب جهان و موجودات فضایی
سالار کابلی دوست عزیزم
مقاله.ترفند و آموزشهای کاربردی کامپیوتر
نجوم و فیزیک
پایگاه خبری تحلیلی رهوا
پایگاه فرهنگی صبح امید
گالری عکس متفاوت بگیر

آمار سايت

كاربران آنلاين: نفر
تعداد بازديدها:

وضعيت مدير در ياهو

تبلیغات سایت

سایت خبری مذهبی تحلیلی رهوا سایت موعود سایت سید طب ایرانی صبح امید سایت فردا گروه آموزشی سیدا سایت  گالری عکس متفاوت بگیر www.seieda.ir

ماه رمضان آمد اي يار قمر سيما

بر بند سر سفره بگشاي ره بالا

 



نوشته شده توسط فاطمه | لينک ثابت |در ساعت8:40|
سه تارمن

نالد به حال زار من امشب سه تار من

این مایه ی تسلی شب های تارمن

 

ای دل ز دوستان وفادار روزگار

جز ساز من نبود کسی سازگار من

 

در گوشه ی غمی که فراموش عالمی است

من غمگسار سازم و او غمگسار من

 

اشک است جویبار من و ناله ی سه تار

شب تا سحر ترانه ی این جویبار من

 

چون نشترم به دیده خلد نوشخند ماه

یادش به خیر خنجیر مژگان یار من

 

رفت و به اختران سرشکم سپرد جای

ماهی که آسمان بربود از کنار من

 

آخر قرار زلف تو با ما چنین نبود

ای مایه ی قرار دل بیقرار من

 

در حسرت تو میرم و دانم تو بی وفا

روزی وفا کنی که نیاید به کار من

 

از چشم خود سیاه دلی وام میکنی

خواهی مگر گرو بری از روزگار من

 

اختر بخفت و شمع فرومرد و همچنان

بیدار بود دیده ی شب زنده دار من

 

من شاهباز عرشم و مسکین تذرو خاک

بختش بلند نیست که باشد شکار من

 

یک عمر در شرار محبت گداختم

تا صیرقی عشق چه سنجد عیار من

 

جز خون دل نخواست نگارنده ی سپهر

بر صفحه ی جهان رقم یادگار من

 

زنگار زهر خوردم و شنگرف خون دل

تا جلوه کرد اینهمه نقش و نگار من

 

در بوستان طبع حزینم چو بگذری

پرهیزنیش خار من ای گل عذار من

 

من شهریار ملک سخن بودم نبود

جز گوهر سرشک در این شهر ، یار من



نوشته شده توسط فاطمه | لينک ثابت |در ساعت3:16|
تعزيه
تعزيه آييني است كه مردم ايران هر سال و در زمان معين، براي سوگواري شهادت امام حسين، سومين امام شيعيان برگزار مي‌كنند. آييني كه بر آمده از فرهنگ ايران زمين و داراي ويژگي‌هايي است كه آن را از ديگر مراسم مذهبي متمايز مي‌كند. تعزيه آييني است با مبناي اساطيري و برتري‌اش به اين دليل است كه هنرمند ايراني با "شبيه‌سازي"، درام ايراني آفريده است و به اين سبب به عنوان نمايشي سنتي نيز مي‌توان آن را مورد توجه قرار داد، اما اين درام اساطيري چه ويژگي‌هايي دارد؟ و چرا اسطوره‌اي است؟



:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط فاطمه | لينک ثابت |در ساعت12:1|
ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان گرامی باد.

صدای  خنده ابلیس  در فضا    پیچید

تپید  شعلهُ دوزخ  که این صدا  پیچید            

 غروب روز دهم بود و از گلویی سرخ

شمیم  سیب  به  معراج کربلا   پیچید

 حدیثِ   خون خداوند   جبرییل  آورد

برای بعثت خونی  که در حرا  پیچید

 زنعل اسبِ سواران به روی نبض زمین

غبارِ  حادثه ای  تلخ   در هوا   پیچید

  نه مانده یوسف و  نه پیرهن  خبر ببرید

ز  طعم خون که  به دندان گرگها  پیچید

  پس از سه روز و دو شب یک سوار پیدا شد

و  تکهِ تکهِ   تنی  را  به    بوریا    پیچد ...



نوشته شده توسط فاطمه | لينک ثابت |در ساعت9:8|
«اشهد انّ»

«اشهد انّ»: شهادت می‌دهم که
«حیّ علی»: بشتاب به سوی

«اشهد انّ» عشق تو، کشت مرا کشت مرا!
«اشهد انّ» روی تو، روی خود خود خدا

«اشهد انّ» بوی تو، بوی بهار جان و دل
«اشهد انّ» چشم تو، چشمه‌ی خوبی‌ و صفا

«اشهد انّ» حسن تو، غبطه‌ خورد بر آن پری
«اشهد انّ» حال تو، مایه‌ی رشک اولیا

«اشهد انّ» سینه‌ات‌، صافی ابر پاکدل
«اشهد انّ» چهره‌ات، روشنی ستاره‌ها

«حیّ علی» جنون جنون! دیده‌ی آغشته به خون
«حیّ علی» بدون چون! نیست در این سرا «چرا»

«حیّ علی» به سوی آن کو بردت به آسمان
«حیّ علی» دوان دوان، همچو خیال بادپا

«حیّ علی» شکر شکر، که ریزد از لب سحر!
«حیّ علی» گهر گهر، که بخشد از لبش به ما 
  
«حیّ علی» طرب طرب، که عشق او شود سبب!
«حیّ علی» طلب طلب، که تا شوی ز خود رها...



نوشته شده توسط فاطمه | لينک ثابت |در ساعت10:44|

ز غم تو زار زارم، هله تا تو شاد باشی؛
صنما در انتظارم، هله تا تو شاد باشی.

تو مرا چو خسته بینی، نظر خجسته بینی؛
دل و جان به غم سپارم، هله تا تو شاد باشی.

ز غم دل ام چه شادی، به جفا چه اوستادی؛
دم شاد برنیارم، هله تا تو شاد باشی.

صنما چو تیغ دشنه، تو به خون بنده تشنه؛
ز دو دیده خون ببارم، هله تا تو شاد باشی...

ز تو بخت و جاه دارم، دل تو نگاه دارم؛
صنما بر این قرارم، هله تا تو شاد باشی.

تویی جان این زمانه، تو نشسته پر بهانه؛
ز زمانه بر کنارم، هله تا تو شاد باشی.

تن و نفس تا نمیرد، دل و جان صفا نگیرد؛
همه این شده است کارم، هله تا تو شاد باشی..."



نوشته شده توسط فاطمه | لينک ثابت |در ساعت13:17|
مگر ز کوی شهیدانِ عشق می‌آیی...

مگر ز کوی شهیدانِ عشق می‌آیی
که همچو لاله دعاگوی و سرخ‌سیمایی

چه خوانده‌اند به گوشت ز نغمه‌های بهشت
که کفزنان ز طرب در سماع می‌آیی

چه سِر نهفته در این صبحِ سرخ‌پیکرِ مست
که اینچنین به تماشای آن سراپایی

تو بر مزارِ شقایق چه دیده‌ای کاینسان
سرِ سپاس به درگاه خاک می‌سایی

چو بوسه بر رخِ خورشید می‌زنی چون ماه
به دوش می‌کشی از نورِ عشق شولایی

سیاهِ شب به سحر رنگِ چهره خواهد باخت
چو شام گیسوی مشکین خویش بنمایی

نمرده‌ای و نمیرند زندگان به عشق
که زنده از دو لب لعل آن مسیحایی

تو سر چو سرو در آغوش آسمان داری
کجاست قسمت ما اینچنین بلندایی

نه از کمانِ تو تیر قضا گذشت امیر

کرم نباشد اگر لب به شکوه بگشایی



نوشته شده توسط فاطمه | لينک ثابت |در ساعت20:9|
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت...
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه‌سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نیکم اگر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت...



نوشته شده توسط فاطمه | لينک ثابت |در ساعت14:32|
الفباى درد
الفباى درد از لبم مى تراود
نه شبنم، كه خون از شبم مى تراود

سه حرف است مضمون سى پاره دل
الف. لام. ميم. از لبم مى تراود

چنان گرم هذيان عشقم كه آتش
به جاى عرق از تبم مى تراود

ز دل بر لبم تا دعايى برآيد
اجابت ز هر ياربم مى تراود

زدين ريا بى نيازم، بنازم
به كفرى كه از مذهبم مى تراود

نوشته شده توسط فاطمه | لينک ثابت |در ساعت21:16|
چند معبد ؟
چند معبد ؟

 

                چند کتاب مقدس ؟

 

                                     چه تعداد پیامبر ؟  برای خدا شدن لازم است؟

 

    گاهی یک نگاه ساده کافیست ,  تا کسی الهه تو شود .

 

 



نوشته شده توسط فاطمه | لينک ثابت |در ساعت9:43|
به نام حق

به نام آنكه دوستي را آفريد، عشق را ، رنگ را ... به نام آنكه كلمه را آفريد.
و كلمه چه بزرگ بود در كلام او و چه كوچك شد آن زمان كه ميخواستم از او بگويم.
سالهاست دچارش هستم. و چه سخت بود بيدلي را ، ساختن خانه اي در دل.
و اين دل بينهايت، چه جاي كوچكي بود براي دل بيتابش.

او رفت و من نشناختمش . در تمام ميخكهاي سر هر ديوار، آواز غريبش را شنيدم
اما نشناختمش. همانگونه كه بغضهاي گاه و بيگاهم را نشناختم.
فقط آنقدر او را شناختم كه در سايه هاي افتاده به كلامش، به دنبال جاي پاي خدا باشم.

اينجا، هر چه هست، جز با صداقت او و كلام و نقشهاي او، حوض بي ماهيست.
شايد مزرعه اي باشد با زاغچه اي بر سر آن
زاغچه اي كه هيچكس جدي نگرفتش .
اينجا را هديه اش ميكنم. به آنكس كه براي سبدهاي پرخوابمان، سيب آورد.
حيف كه براي خوردن آن سيب، تنها بوديم . چقدر هم تنها ...



نوشته شده توسط فاطمه | لينک ثابت |در ساعت14:23|
بمناسبت سالروز شهادت امام جعفر صادق (ع)

شهادت امام جعفر صادق تسليت باد.

شخصیت علمی امام صادق (علیه السلام)

امام جعفر صادق.ع. سيدا

 

عالم آل محمد(صلّی الله علیه وآله)
آنچه به دوره امامت حضرت امام صادق(علیه السلام) ویژگی خاصی بخشیده، استفاده ازعلم بی کران امامت، تربیت دانش طلبان و بنیان گذاری فکری و علمی مذهب تشیع است. در این باره چهار موضوع قابل توجه است:
الف ـ دانش امام.
ب ـ ویژگی های عصر آن حضرت که منجر به حرکت علمی و پایه ریزی نهضت علمی شد.
ج ـ اولویت ها در نهضت علمی.
د ـ شیوه ها و اهداف و نتایج این نهضت علمی.

دانش امام
شیخ مفید می نویسد: آن قدر مردم از دانش حضرت نقل کرده اند که به تمام شهرها منتشر شده وکران تا کران جهان را فراگرفته است و ازهیچ یک از علمای اهل بیت (علیهم السلام) به اندازه امام صادق(علیه السلام) حدیث نقل نشده است.

اصحاب حدیث، راویان آن حضرت را با اختلاف آرا و مذاهبشان گردآورده و عددشان به چهار هزار تن رسیده و آن قدر نشانه های آشکار بر امامت آن حضرت ظاهر شده که دلها را روشن و زبان مخالفان را از ایراد شبهه لال کرده است.

ادامه دارد

برای خواندن به ادامه مطلب بروید 



:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط فاطمه | لينک ثابت |در ساعت19:3|
محمد رضا لطفی
 


 



( 1325- گرگان) نوازنده تار و سه تار ، نواساز و مدرس ، محقق و مولف
به تشویق برادر بزرگ خود آموزش تار را آغاز نمود و در سال 1342 استعداد خود را در این زمینه با کسب جایزه نحست درجشنواره موسیقیدانان جوان نشان داد.پس از اتمام دوره تحصیل در سال 1343 به تهران آمد و به محضر حبیب الله صالحی و علی اکبر شهنازی راه یافت و در کلاسهای شبانه هنرستان موسیقی با مکتب وزیری و تئوری موسیقی غربی آشنا گردید که حاصل آن همکاری با ارکسترهای هنرستان و صبا بود که زیر نظر حسین دهلوی اداره میگردید.ورود به دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران و آموزش رديف ميرزا عبدالله با نورعلی خان برومند سر آغاز نوینی برای حضور بیشتر در دریای در دریای پر معنای موسیقی قدیم ایران بود که این آموزش تا آخرین دقایق حیات نورعلی خان برومند ادامه یافت.

لطفی ردیف آوازی و تصنیف قدیمی را نزد عبدالله دوامی و سه تار را نزد سعید هرمزی آموخت.اوپس از تاسیس مرکز حفظ و اشاعه موسیقی رادیو و تلویزیون ایران با مدیریت فنی برومند در جشن هنر شیراز شرکت کرد که حاصل آن باسازی و احیای مکتب سيد حسين طاهرزاده بود.

محمدرضا لطفی به مدت سه سال به عنوان مربی آموزشی با کانون پرورش کودکان و نوجوانان و دو سال در مرکز گرد آوری و شناخت موسیقی رادیو و تلویزیون به همکاری پرداخت . او از سال 1353 به همکاری با رادیو ایران و گروه موسیقی دانشگاه تهران مشغول گردید و طی این مدت گروه شيدا را پايه گذاری نمود که حاصل آن بازسازی آثار شیدا ، عارف ، درویش خان ، رکن الدین مختاری و...بود.اوپس از پیروزی انقلاب اسلامی به مدت یکسال و نیم سرپرستی دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران را عهده دار بود و در همین سالها به اتفاق حسین علیزاده و سایر همکاران گروه شیدا و عارف ، به تاسیس کانون فرهنگی هنری چاووش همت گماشت که حاصل این فعالیت 9 نوار موسیقی چاووش است.



نوشته شده توسط فاطمه | لينک ثابت |در ساعت2:44|
قيصر امين‌پور

و تنها خداست كه مي‌ماند ...

حجاب چهره‌ي جان مي‌شود غبار تنم     خوشا دمي كه از اين چهره پرده برفكنم

قیصر امین پور

فقدان اندوهبار درگذشت شاعر توانمند مردمي و اديب گران‌سنگ هم‌روزگار ما، دكتر قيصر امين‌پور، آن‌چنان تلخ و جان‌كاه است كه وسعت ابتلايش را هيچ تسلايي جز تسليم در برابر مشيت الهي مددكار نيست كه ‌"و ما تشائون الا ان يشاء‌الله كان عليماً حكيماً ".

اين سوگ جان‌گداز را به جامعه‌ي فرهنگ و هنر كشور، به‌ويژه منظومه‌ي معنوي شاعران ارجمند معاصر و خانواده شريف آن عزيز سفركرده، تسليت مي‌دهيم و صبر و شكيبايي همه سوختگان اين فراق را از درگاه ايزد منان خواستاريم.



نوشته شده توسط فاطمه | لينک ثابت |در ساعت14:46|
خدا شانس بده!!!!!!!!!!!!!!!!!
1- بيل گيتس در هر ثانيه 250 دلار آمريكا درامد داره، يعني 20 ميليون دلار در روز و 8/7 ميليارد دلار در سال!
2 - اگر 1000 دلار از دست وي بر زمين بيوفته به خودش اين دردسر رو نميده كه برش داره، چون در 4 ثانيه اي كه برداشتنش طول ميكشه، اين پول عايدش شده!
3 - آمريكا در حدود 62/5 هزار ميليارد دلار بدهي داره و بيل گيتس به تنهايي ميتونه ظرف 10 سال تمام بدهي آمريكا را بازپرداخت كنه!
4 - او ميتونه نفري 15 دلار به همه جمعيت جهان بده و باز هم 5 ميليون دلار در جيبش باقي خواهد ماند!
5 - اگر مايكل جردن يعني گرانترين ورزشكار آمريكايي هيچ غذا و آبي نخوره و همه 30 ميليون دلار درامد سالانه اش رو پس انداز كنه، 227 سال طول خواهد كشيد تا به ثروتمندي بيل گيتس بشه!
6 - اگر بيل گيتس رو به صورت يك كشور تصور كنيم، 37 مين كشور ثروتمند جهان ميشه! يا به تنهايي درامدي برابر سيزدهمين كمپاني عظيم آمريكايي خواهد داشت، حتي بيشتر از آي بي ام!
7 - اگر همه ثروت بيل گيتس رو تبديل به يك دلاري كنيم ، ميشه جاده اي از ماه تا زمين باهاش كشيد كه 14 بار رفته و برگشته! ولي ساخت اين جاده، 1400 سال طول خواهد كشيد و 713 بوئينگ 747 بايد براي جابجايي اين پول ها پرواز كنند.
8 - اما!!! اگر كاربران ويندوزهاي مايكروسافت بتونن بابت هرباري كه كامپيوترشون هنگ ميكنه، يك دلار از بيل گيتس خسارت بگيرن، وي تنها در 3 سال ورشكست خواهد شد!! (به همون خيال باش )

نوشته شده توسط فاطمه | لينک ثابت |در ساعت12:37|
گل مینا از شایان نجاتی

 

گـــل مينا گــل مينا، اي گــل هميشـــه نازم

 

تـو مثه خـدا ميموني واسـه قلب پــــر نيازم

 

رو تنت تن پوش عشقه منو ميکشي هميشه

 

آرزومه مــال مــن شي نگو نه نــگو نميشه

 

تـــو غزل بانوي عشقي تو يه حس عاشقانه

 

شوق شب بـو ها رو داري وقت گفتن ترانه

 

تو همون ترانه هستي که هميشه مي سرودم

 

مثل رازقي قشنگي... اي تمـوم تار و پــودم

 

شبي اومدي به خوابم، واسه من ترانه خوندي

 

دستهـــاي منو گرفتي، منو تــا خدا رســوندي

 

اون نـگاه بي گناهت منو مهمــون خــدا کرد

 

آبــي چشمهاي نازت منو از خــودم جدا کرد

 

گـــل مينا گـــل مينـا، اي گـــل هميشه نازم

 

تـو مثه خــدا ميمونـي واســه قلب پـر نيازم

 

............................................

 



نوشته شده توسط فاطمه | لينک ثابت |در ساعت7:19|
تسنيم
تسنیم چشمه ای است در بهشت و برترین نوشیدنی و شراب طهور بهشتی است که مقربان درگاه الهی که از مقام والائی برخوردارند آن را به طور ناب و خالص می‌نوشند، ولی سایر انسان‌های والامقام که با لقب ابرار به آنها اشاره شده است، آن را با رحیق مختوم که نوعی دیگر از شراب طهور بهشتی است می‌نوشند.

شراب‌های طهور بهشتی دارای انواع مختلفی هستند و از هر جهت با شراب‌های آلوده دنیوی متفاوت‌اند.
شراب دنیوی عقل را می‌زداید، جنون می‌آفریند، منشاء عداوت و فساد هستند، بدبو و بدطعم و آلوده است، ولی شراب‌های بهشتی عقل و نشاط می‌آفریند. کسانی که از آن می‌نوشند در نشئه‌ای روحانی و توصیف‌ناپذیر فرو می‌روند. به دو نوع از آنها به نام‌های رحیق مختوم و تسنیم در سوره مطففین اشاره شده است. انواع دیگر در سوره دهر و چند سوره‌ی دیگر ذکر شده است.

منابع:
تفسیر نمونه، ج 22، ص 278 تا 280
و تفسیر احسن الحدیث،‌ ج 12، ص 140

نوشته شده توسط فاطمه | لينک ثابت |در ساعت9:29|
استاد لطفی در لندن
محمدرضا لطفي و محمد قوي حلم روز 28 اكتبر 2007 (6 آبان 1386) در لندن، كنسرت اشعار مولوي را روي صحنه مي برند

"محمدرضا لطفي" و "محمد قوي حلم"، چهره هاي برجسته موسيقي سنتي ايران، روز 28 اكتبر 2007 (6 آبان 1386) در تالار ملكه اليزابت مركز South Bank لندن، كنسرت اشعار مولوي را روي صحنه مي برند.
لطفي در اين كنسرت، برداشت خاص خود از اشعار "مولانا جلال الدين محمد"، شاعر و عارف بزرگ ايراني را به مناسبت سال مولوي به اجرا در مي آورد.
در اين كنسرت كه ساعت 7:30 بعد از ظهر روز 28 اكتبر به وقت لندن اجرا مي شود، محمدرضا لطفي آواز، نواختن سه تار و تار و محمد قوي حلم نواختن تنبك و دف را بر عهده دارد.
اين برنامه توسط بنياد ميراث ايران در لندن و گروه هنري نوا برگزار مي شود و حمايت مالي آن را كمپاني "جوليوس بائر" (خاور ميانه) و گروه "تارگت فالو" بر عهده دارند.
اشعار عارفانه مولانا تا به امروز الهام بخش بسياري از آهنگسازان و هنرمندان تمام سبك هاي هنري در سراسر جهان بوده و ميليون ها انسان را با زبان ها، مذاهب و فرهنگ هاي مختلف جذب كرده است.
آثار و آموزه هاي محمدرضا لطفي تقريباً بر كل نسل جوان موسيقي ايران تأثير گذاشته است. او به عنوان مهم ترين حلقه زنجيره آهنگسازان بزرگي كه نسل گذشته موسيقي ايران را به نسل آينده پيوند مي دهند، شناخته شده است.
محمد قوي حلم كه در كنسرت مولوي با نواختن تنبك و دف، لطفي را ياري مي دهد، در پاريس زندگي مي كند و تا كنون با بسياري از اساتيد بزرگ موسيقي كلاسيك ايران همنوايي داشته است. او در 20 سال گذشته در كنسرت هاي مختلف لطفي با او همراهي كرده است.  

لینک خبر: روزنامه خراسان



نوشته شده توسط فاطمه | لينک ثابت |در ساعت1:32|
مدار صفر درجه
.
 تیتراژ پایانی مجموعه جدید مدار صفر درجه با بهترین کیفیت. این تیراژ توسط علی رضا قربانی اجرا شده که تیتراژ شب دهم رو از ایشون قبلا شنیده بودیم
..
.
 تیتراژ پایانی مدار صفر درجه- علی رضا قربانی -  مدت زمان:  2:45 دقیقه 
.
صوتی - .Mp3
-----------------
-=64Kbps=-  -=128Kbps=-
۱.3Mb           2.6Mb
.


نوشته شده توسط فاطمه | لينک ثابت |در ساعت10:14|
موسیقی زیباترین شیوه بیان انسانیست

بخش نخست:برگرفته از وبلاگ کیهان کلهر

طنین بربط و سه تار که چند نت را با فاصله ای نسبتا طولانی و آرام می نوازند.آرامشی تامل برانگیز بر روح حاکم می شود.

ناگهان نجوایی از دور به گوش می رسد که لحظه به لحظه نزدیکتر می شود،گویی سخنی در راه است،سازها جویباری از نغمات را به سوی تو جاری می کنند و تو خنکای نسیم کویر را بر صورت خود حس می کنی.

اینک فضایی عاشقانه بیان می شود،این فضا با ساز کمانچه که کلهر، بی نظیر آن را می نوازد همراه است.

                           

و صدای آسمانی شجریان که می خواند:

                  تــو کـه نـازنـده بـالا دلــربـایــی        توکه بی سرمه چشمون سرمه سایی

                  توکه مشکین دوگیـسو درقفایـی       بـه مـو گـویـی که سـر گـردون چرایـی

جواب آواز کلهر مو به مو و با ظرافت خاصی صدای شجریان را همراهی می کند.

آنگاه فضایی غم انگیز در حکایت خشکی و بی بارانی همه جا را فرا می گیرد و قوشمه استاد علی آبچوری به مانند گروهی که در تمنای باران هستند از این سو و آن سو نواخته می شود و شجریان همچون رهبر این گروه با لحنی عاجزانه از آسمان تقاضای باریدن می کند.

ببار ای بارون ببار با دلم به هوای زلف یار

به سرخی لبای سرخ یار

به یاد عاشقای این دیار

به داد عاشقای بی مزار ای بارون



نوشته شده توسط فاطمه | لينک ثابت |در ساعت16:14|
نگاه آشنا

ز چشمی که چون چشمه آرزو
 پر آشوب و افسونگر و دل رباست
به سوی من آید نگاهی ز دور
نگاهی که با جان من آشناست
تو گویی که بر پشت برق نگاه
نشانیده امواج شوق و امید
که باز این دل مرده جانی گرفت
 سراسیمه گردید و در خون تپید
 نگاهی سبک بال تر از نسیم
روان بخش و جان پرور و دل فروز
برآرد ز خاکستر عشق من
شراری که گرم است و روشن هنوز
 یکی نغمه جوشد هماغوش ناز
 در آن پرفسون چشم راز آشیان
تو گویی نهفته ست در آن دو چشم
 نواهای خاموش سرگشتگان
ز چشمی که نتوانم آن را شناخت
 به سویم فرستاده آید نگاه
تو گویی که آن نغمه موسیقی ست
که خاموش مانده ست از دیرگاه
از آن دور این یار بیگانه کیست ؟
 که دزدیده در روی من بنگرد
 چو مهتاب پاییز غمگین و سرد
 که بر روی زرد چمن بنگرد
به سوی من آید نگاهی ز دور
ز چشمی که چون چشمه آرزوست
قدم می نهم پیش اندیشناک
 خدایا چه می بینم ؟ این چشم اوست



نوشته شده توسط فاطمه | لينک ثابت |در ساعت17:38|
بارالها! اين عيد را بر تمام مؤمنان مبارك گردان
 عيد سعيد فطر را به همه تبريك ميگويم اميدوارم بعد از عيد فطر حس بهتري داشته باشيم شادتر و مهربانتر و منصفتر باشیم.

عيد فطر يكى از دو عيد بزرگ در سنت اسلامى است كه درباره آن احاديث و روايات بيشمار وارد شده است. مسلمانان روزه دار كه ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و از خوردن و آشاميدن و بسيارى از كارهاى مباح ديگر امتناع ورزيده اند، اكنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستين روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند مى‏طلبند، اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.

اميرالمؤمنين على(عليه السلام) در يكى از اعياد فطر خطبه‏اى خوانده‏اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بيم داده‏اند.

خطب اميرالمومنين على بن ابى طالب عليه السلام يوم الفطر فقال: ايها الناس! ان يومكم هذا يوم يثاب فيه المحسنون و يخسر فيه المبطلون و هو اشبه بيوم قيامكم، فاذكروا بخروجكم من منازلكم الى مصلاكم خروجكم من الاجداث الى ربكم و اذكروا بوقوفكم فى مصلاكم و وقوفكم بين يدى ربكم، و اذكروا برجوعكم الى منازلكم، رجوعكم الى منازلكم فى الجنه.



:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط فاطمه | لينک ثابت |در ساعت0:20|
باز مهمان لبت در رمضانم چه کنم

می‌نشیند سخنت در دل و جانم چه کنم
می‌شود همنفس نای نهانم چه کنم

دل شوریده من چون که شراب تو چشید
آنچنان گشت که از او به فغانم، چه کنم

نه عجب گر دلم از سردی این شب بگرفت
یار خورشید و سحرخنده آنم چه کنم

هین مگو چند ز صبح و نفسش یاد کنی
زنده است از دم او روح و روانم چه کنم

در دل چشم تو آن شعر چنان آب روان
خوانده‌ام لیک نیاید به بیانم چه کنم

عهد کردم که دگر سفره دل نگشایم
عشق فریاد برآرد ز نهانم چه کنم

به رطب باز کنم روزه خود بار دگر
باز مهمان لبت در رمضانم چه کنم...



نوشته شده توسط فاطمه | لينک ثابت |در ساعت13:50|
مشاهده سایت های اینترنتی از طریق ماشین حساب ویندوز!
برای این کار:
ابتدا به اینترنت وصل شوید.
برنامه Calculator را از طریق Start > All Programs > Accesroies اجرا کنید.
از منوی Help برنامه روی Help Topics کلیک کنید. خواهید دید پنجره جدیدی و مربوط به Help برنامه باز میشود.
اکنون از بالای پنجره ، سمت چپ ، محلی که عبارت Calclulator به چشم میخورد ، بر روی آیکون علامت سوال زرد کلیک کنید.
در داخل منو بر روی Jump to URL کلیک کنید. خواهید دید که پنجره کوچکی باز میشود.
اکنون کافی است در فیلد مخصوص Jump to this URL ، آدرس سایتی که میخواهید به آن وارد شوید  را وارد کنید و روی دکمه OK کلیک کنید.
حالا چند ثانیه صبر کنید تا پنجره سمت راست ، صفحه اینترنتی شما لود شود.
به این ترتیب شما یک مروگر مخفی در اختیار خواهید داشت.
لازم به ذکر است برای وارد کردن آدرس اینترنتی ، وارد نمودن //:http الزامی است

نوشته شده توسط فاطمه | لينک ثابت |در ساعت15:28|
تحصیلات عالی در عهد دایناسورها!!!!!!!!!!
بيب بيب بيب بيب ...
تعجب نكنيد، اين مطلب مربوط است به زماني كه انسانها در غار زندگي مي كردند، خودتان هم مي دانيد كه آن روزها مردم فرهنگ درست و حسابي نداشتند، آدم بي فرهنگ هم مدام حرفهاي زشت مي زند، و از آنجا كه نوشتن اين حرفهاي زشت بدآموزي دارد، ما نيز در اين جور مواقع برايتان بوق مي زنيم!

شترق!
اين شترق هم صداي حاصل از برخورد دو عدد دايناسور بود كه در آن زمان غارنشينان از آنها براي حمل و نقل استفاده مي كردند.
* مگه كوري بيب بيب بيب! چرا جلوت رو نگاه نمي كني؟!
** خودت كوري! دايناسور من بزرگتره، در نتيجه من اول بايد رد بشم، بعد تو! بيب بيب!
بعد از اين گفتگوي غيرمتمدنانه اين دو غارنشين ترمز دستي هاي دايناسورها را كشيدند و به جان هم افتادند ... و به جان هم افتادند ... و به جان هم افتادند ... مگه نمي شنوين؟ چرا مطابق متن پيش نمي رين؟ به جون هم بيفتين ديگه!
يكي از دو غارنشين: آخه دايناسورهاي ما كه ترمز دستي ندارن!
آها ... تصحيح مي كنم، آنها دستي به دايناسورهايشان كشيدند و به جان هم افتادند، دايناسورهاي آنان نيز براي نشان دادن تعصب خود به صاحبشان با همديگر گلاويز شدند، صداي بوق بوق نيز در سطح جنگل پيچيد، غارنشينان ديگر و باقي جانوران نيز دور آنها جمع شدند و به تماشاي پخش زنده مسابقه بزن بزن پرداختند. دو غارنشين و دو دايناسور نيز آنقدر همديگر را زدند تا خودشان خسته شدند و به خانه هايشان رفتند.
چند روز بعد يكي از غارنشينان كه به عنوان تماشاچي در دعواي فوق حضوري مؤثر داشت، زير درخت نارگيلي به خواب فرو رفت، بعد از چند ساعت ناگهان نارگيلي به سر او اصابت كرد،
* ميمون بيب بيب! مگه بيب داري؟
اين غارنشين بر اثر ضربه وارده به سرش دچار كمي تا قسمتي تحول شد و به همين خاطر زماني كه وارد خانه شد، از پدرش پرسيد: پدر! ما چرا اينقدر بي فرهنگ هستيم؟
* پسر بيب! تو چطور به اين نتيجه بيب رسيدي؟
** به علت اين آلودگي صوتي در جنگل كه ناشي از بوقهايي است كه وسط حرفامون زده ميشه.
* پسرم! اين بي فرهنگي و بي تمدني ما به خاطر نبود دانشگاه در دور و بر محل زندگيمان است.
** خب اينكه كاري نداره!
* كجا مي ري پسر بيب؟!
** مي رم كلنگ بيارم تا ...
* آخه بيب، ما اگه حتي دانشگاه هم داشته باشيم، داوطلبي براي ورود به دانشگاه نداريم!
** چرا پدر؟
* آخه هنوز خودكار و دفتر اختراع نشده، هيچ مي دوني با اين خط ميخي و كتابهاي سنگي اگه بخواي ده پونزده سال درس بخوني پدرت در مياد؟!
** خب چرا كسي دفتر و خودكار رو اختراع نمي كنه؟
* آخه پسر بيب، اين چه حرفيه مي زني؟ مگه بدون درس خوندن و دانشگاه رفتن ميشه مخترع شد؟!

غارنشينان ساليان درازي را در جستجوي اين سؤال بودند كه بالاخره اول بايد دانشگاه رفت و سپس كاغذ و قلم را اختراع كرد و يا اول بايد كاغذ و قلم را اختراع كرد و سپس دانشگاه ساخت؟!
روزها و شبهاي بسياري گذشت تا اينكه يك روز اتفاق عجيبي افتاد، پس از يك تصادف كه ميان دو دايناسور رخ داد، به مانند هميشه دو سرنشين آنها با هم به كتك كاري پرداختند، اما دايناسورهاي آنان هيچ حركت خشونت آميزي از خود بروز نداند و با مهرباني و بسيار متمدنانه با يكديگر سخن گفتند و از هم عذرخواهي كردند و حتي سعي بر جدا نمودن دو غارنشين داشتند!
غارنشينان بسيار ترسيدند كه مبادا دايناسورهايشان بيمار شده باشند، زيرا علاوه بر اين عمل عجيب چند ماهي مي شد كه جثه دايناسورهايشان روز به روز كوچك و كوچكتر مي شد، از طرفي آنها بر پايه برخي شنيده ها نمي توانستند مستقيماً با دايناسورها وارد مذاكره شوند، زيرا از پدران خود شنيده بودند كه دايناسورها فقط به درد سواري گرفتن مي خورند و جانوراني بي فرهنگ هستند و هر كسي كه با آنها صحبت كند را مي خورند!
بالاخره يك روز غارنشينان تصميم گرفتند هر جور كه شده علت رفتارهاي متمدنانه و كوچك شدن جثه دايناسورها را كشف كنند، به همين خاطر دور هم جمع شدند و مشغول به صحبت كردن شدند:
- اين روزها دايناسورها خيلي عجيب و غريب شده اند، جديداً هنگامي كه بر دايناسورم سوارم مدام چيزي به عنوان «حق تقدم» را به من گوشزد مي كنند.
- آري! ديروز دايناسورم به من گفت تا «كمربند ايمني» ات را نبندي حركت نمي كنم و من مجبور شدم خودم را با شاخ و برگ درختان به وي ببندم تا وي به حركت درآيد.
- حتي آنان ديگر در وسط راه خرابكاري نمي كنند و براي انجام اين گونه اعمال به محلهايي مخصوص مي روند، آنها خيلي متمدن شده اند.
- و جثه هايشان هم هر روز در حال آب رفتن است.
رئيس غارنشينان از آنان خواست كه يكي شان داوطلبانه برود و با دايناسورها صحبت كند، بالاخره و پس از پانزده دقيقه كتك خوردن يكي از غارنشينان پذيرفت اين عمل شجاعانه را انجام دهد.
غارنشينان در انتهاي اين جلسه و پس از اين گفتگوها و بنا بر رسم و رسوم گذشته و بدون هيچ علتي به جان هم افتادند و صداي بوق بوق در جنگل طنين انداز شد.
اين غارنشين داوطلب با ترس و لرز پيش دايناسورش رفت و گفت: دايناسور عزيز! ... ببخشيدا ... ببخشيد ... تو چرا اين روزها اين جوري شدي؟
- با سلام، حال شما خوب است؟ منظورتان را متوجه نشدم!
- (غارنشين از ادبيات مورد استفاده قرار گرفته دايناسور بسيار تعجب كرد): همين ديگه! تو الآن بايد منو مي خوردي ... چطوري تو و باقي دايناسورها اينقدر با فرهنگ شديد؟
- (دايناسور لبخندي زد): نه عزيزم! من چرا بايد شما را بخورم؟ راستش ما دايناسورها مدتي است كه در كنكور يكي از دانشگاه ها شركت كرده و پذيرفته شده ايم و همان طور كه مشاهده مي كني رفتن به دانشگاه ما را بسيار با فرهنگ و متمدن كرده است.
- عجب! و اما جثه تون؟ چرا هي كوچك و كوچكتر مي شويد؟
- راستش هر چند دانشگاه خيلي خوب است، اما اين مخارجش كمر ما را شكانده، ما بايد براي تأمين شهريه هايمان بيست و چهار ساعته كار كنيم و به همين خاطر روز به روز لاغرتر و كوچكتر مي شويم.
غارنشينان باز هم جلسه اي گذاشتند و در اين جلسه به اين نتيجه رسيدند كه با فرهنگ و با تمدن شدن ارزش تحمل سختيها و پرداخت هزينه دارد، در نتيجه همگي رفتند كنكور دادند و همگي هم در دانشگاه پذيرفته شدند...
روزها گذشت و دايناسورها كوچك و كوچكتر مي شدند تا آنكه يك روز تصميم گرفتند به احترام پدرانشان به «مارمولك» تغيير نام دهند، غارنشينان نيز تحصيلات عاليه را ادامه داده و متمدن و با فرهنگ شدند و ديگر صداي بوق بوقي در آنجا شنيده نشد.
نتيجه گيري داستان: هر چند شهريه هاي دانشگاه دايناسور را به مارمولك تبديل مي كند، اما آلودگي صوتي را كاهش مي دهد و اين خيلي خوب است!



نوشته شده توسط فاطمه | لينک ثابت |در ساعت15:26|
هرچه مي خواهد دل تنگت بگوي
ديد موسي يك شباني رابه راه
كوهمي گفت اي خدا واي اله
توكجايي تا شوم من چاكرت
چارقت دوزم كنم شانه سرت
دستك بوسم بمالم پايكت
وقت خواب آيد بروبم جايكت
اي فداي توهمه بزهاي من
اي به يادت هي هي وهي هاي من


:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط فاطمه | لينک ثابت |در ساعت15:34|
ایمان
ایمان

در عمق کابوسهايم
آنجا که فرو می افتم از بلنديها
تنها تويی
که در دستهای مادر
تجلی می کنی
و هراس از دلم می زدايی ...
من به دستهای پنهانت
بوسه می زنم
و مؤمنانه دل به تو می سپارم
به من بگو باش تا باشم
به من بگو بمير تا بميرم ...



نوشته شده توسط فاطمه | لينک ثابت |در ساعت5:34|
رفته ای بی من از این شهر کجا؟
باز سر رفته ام از یاد تو من
شعله را کمتر کن
می پزی ذهن مرا خوب که عاشق باشم
سوختم باور کن

تن من بی تو، همه عشق ! مباد
بی تو من سایهء من هم ، نیستم
باش تا باشم و عاشق باشم
پیش تو جان جهان من، کیستم

غرق آغوش تو ام در یا باش
موج تا موج مرا ویران کن
ای گهی آب و گهی آتش من!
آب را از نفست سوزان کن


:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط فاطمه | لينک ثابت |در ساعت5:32|
صلاح از ما چه مي جويي

صلاح از ما چه مي جويي كه مستان را صلا گفتيم

بدور نرگس مستت سلامت را دعا گفتيم

 

در ميخانه ام بگشا كه هيچ از خانقه نگشود

گرت باور بود ور نه سخن اين بود و ما گفتيم

 

من از چشم تو اي ساقي خراب افتاده ام ليكن

بلايي كز حبيب آيد هزارش مرحبا گفتيم

 

اگر بر من ببخشايي پشيماني خوري آخر

به خاطر دار اين معني كه در خدمت كجا گفتيم

 

قدت گفتم كه شمشادست بس خجلت به بار آورد

كه اين نسبت چرا كرديم واين بهتان چرا گفتيم

 

جگرچون نافه ام خون گشت كم زينم نمي بايد

جزاي آنكه بازلفت سخن از چين خطا گفتيم

 

توآتش گشتي اي حافظ ولي با يار در نگرفت

زبد عهدي گل گويي حكايت با صبا گفتيم

 



نوشته شده توسط فاطمه | لينک ثابت |در ساعت15:21|
هوای کوی مولا
حسادت می کنم بر چاه کوفه
که شد محرم به راز ماه کوفه
تاسف می خورم بر ملت عصر
که دارد می رود درراه کوفه
******* ************* ******** ********* *******
خداوندا به حق فرق مولا
به خون جاری از پهلوی زهرا
مرا در ذل عفو اهل بیتت
ببخشا چون رسد آن وعده فردا
******* ****** ******* ********* ******** *******

شدم مست نگاهت ,می چه حاجت
تو را دارم به ملک ری چه حاجت
چو عشقت می نوازد ساز دل را
مرا دیگر به تار و نی چه حاجت



:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط فاطمه | لينک ثابت |در ساعت16:9|
اي مرغ آفتاب!

اي مرغ آفتاب!

زنداني ديار شب جاودانيم

يك روز، از دريچه زندان من بتاب

***

مي خواستم به دامن اين دشت، چون درخت

بي وحشت از تبر

در دامن نسيم سحر غنچه واكنم

با دست هاي بر شده تا آسمان پاك

خورشيد و خاك و آب و هوا را دعا كنم

گنجشك ها ره شانه ي من نغمه سر دهند

سرسبز و استوار، گل افشان و سربلند

اين دشت خشك غمزده را با صفا كنم

***



:. ادامه مطلب .:

نوشته شده توسط فاطمه | لينک ثابت |در ساعت11:33|
ترفندی از رجیستری :خاموش نشدن كامپيوتر با shutdown

 

 ترفندی از رجیستری :خاموش نشدن كامپيوتر با shutdown

 

با سلام اين بار قصد دارم در مورد ترفندي از رجيستري بنويسم.

اگر رايانه شما چند كاربر دارد ممكن است بخواهيد كسي نتواند از طريق shutdown كامپيوتر شما را خاموش كند.براي اين كار از داخل رجيستري به مسير زير رفته ومقدار دستور nocloseرا برابر يك كنيد:

Hkey_current_user\software\microsoft\windows\current version\policies\explorer

براي برگشت به حالت قبل هم مي توانيد اين دستور را از مسير بالا حذف كنيد.



نوشته شده توسط فاطمه | لينک ثابت |در ساعت11:8|

Copyright © 2008

www.seieda.ir & www.seieda.blogfa.com & :www.taktemp.com طراح قالب تک تمپ و ویرایش شده سیدا